تاریخ و کتاب قرآن: آیا عیسی مسیح بر روی صلیب جان داد؟

ما به بررسی این سوال خواهیم پرداخت.

برای روشن شدن این موضوع، ما به برده شدن حجرالاسود و یا همان سنگ سیاه از کعبه (318 هجری قمری) خواهیم پرداخت. معمولا کسانی که مصلوب شدن عیسی را انکار می کنند، از سوره ی زیر برای بیان افکارشان استفاده می کنند.

“و گفته ايشان كه ما مسيح عيسى بن مريم پيامبر خدا را كشتيم و حال آنكه آنان او را نكشتند و مصلوبش نكردند ليكن امر بر آنان مشتبه شد و كسانى كه در باره او اختلاف كردند قطعا در مورد آن دچار شك شده‏ اند و هيچ علمى بدان ندارند جز آنكه از گمان پيروى مى كنند و يقينا او را نكشتند.”

سوره ی النساء، آیه ی 157

آیا عیسی مسیح کشته شده است؟

دقت کنید که این آیه نمی گوید که عیسی مسیح نمرد؛ این آیه می گوید که یهودیان “نه او را کشتند و نه مصلوبش کردند…”، که این با جمله ی قبلی فرق دارد. کتاب مقدس به ما می گوید که یهودیان عیسی مسیح را دستگیر کردند و او را برای بازجویی و پرسش و پاسخ، پیش کاهن اعظم بردند:

“صبح زود عیسی را نزد قیافا به کاخ فرماندار بردند. یهودیان به کاخ وارد نشدند، مبادا ناپاک شوند و نتوانند غذای پسح را بخورند.”

انجیل یوحنا، آیه ی28

پونتیوس پیلاطس، فرماندار رم بود؛ در آن زمان سرزمین اسرائیل تحت اشغال رومیان یود، بدین ترتیب یهودیان نمی توانستند امری صادر و عیسی را اعدام کنند. فرماندار رم، می بایست تصمیمی می گرفت. او عیسی را بدست سربازان خود، که آنها نیز رومی بودند، سپرد.

“سرانجام پیلاطس عیسی را به دست آنها سپرد تا مصلوب شود. پس آنها عیسی را تحویل گرفتند.”

19:16انجیل یوحن

بنابراین، می بینیم که این رومیان بودند که او را به صلیب کشیدند. هنگامی که یکی از شاگردان عیسی، رهبران یهودی را متهم کرد، چنین گفت:

“خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب، خدای اجداد ما، بندهٔ خود عیسی را به جلال رسانیده است. آری، شما عیسی را به مرگ تسلیم نمودید و در حضور پیلاطس او را رد كردید، در حالی‌كه پیلاطس تصمیم گرفته بود او را آزاد كند.”

اعمال رسولان، 3:13

رهبران یهودی، عیسی مسیح را به رومیان تحویل دادند و رومیان نیز او را به صلیب کشیدند؛ بعد از آنکه بر روی صلیب جان سپرد، جسد او را در داخل قبرستانی گذاشتند:

“در نزدیكی محلی كه او مصلوب شد، باغی بود و در آن باغ قبر تازه‌ای قرار داشت كه هنوز کسی در آن دفن نشده بود.چون روز قبل از سبت بود و قبر هم در همان نزدیكی قرار داشت، جسد عیسی را در آنجا دفن كردند.”   انجیل یوحنا، 42-41

همانطور که در بالا خواندیم، سوره ی الانساء، در مورد مصلوب نشدن عیسی مسیح توسط یهودیان حرف می زند؛ این کاملا درست است، زیرا که او به دست رومیان مصلوب شد.

سوره ی مریم و مرگ عیسی مسیح

سوره ی مریم برای ما این موضوع را روشن می کند که آیا عیسی مسیح مرده است یا نه.

“و درود بر من روزى كه زاده شدم و روزى كه مى‏ ميرم و روزى كه زنده برانگيخته مى ‏شوم. اين است [ماجراى] عيسى پسر مريم [همان] گفتار درستى كه در آن شك مى كنند.”

سوره ی مریم، آیه ی 33 تا 34

در این آیات به روشنی بیان شده است که عیسی مسیح از قبل مرگ خود را می دانست. انجیل در این باره چنین می نویسد.

نظریه ی “کشته شدن یهودای اسخریوطی به جای عیسی مسیح”

نظریه ی تغییر چهره ی یهودا و شبیه شدن او به عیسی مسیح، خیلی شنیده می شود: “روحانیون یهودی یهودا (که شبیه عیسی بود) را دستگیر کردند؛ سربازان رومی، یهودا (که شبیه عیسی بود) را به صلیب کشیدند و سپس او را دفن کردند”. طبق این نظریه، عیسی مسیح نمرده و به آسمان ها عروج کرده است. در قرآن و در کتاب مقدس، رویداد ها اینگونه به تصویر نکشیده شده است. با این حال، این نظریه به صورت گسترده در میان مردم پخش شده است. در ادامه به بررسی بیشتر این نظریه می پردازیم.

عیسی مسیح در تاریخ

شواهد و اسناد  تاریخی درباره ی عیسی مسیح و مرگش موجود می باشند. بیایید دو مورد از آنها را بررسی کنیم. تاسیتوس  سناتور و تاریخ‌ نگاری رومی بود. او در یکی از نوشته های خود، که راجع به نرون کلاودیوس، امپراتور روم بود، از عیسی مسیح نیز نام برد:

“به خاطر جنایات وحشتناکی که مرتکب شده بودند، همه از مسیحیان متنفر بودند. نرون آنها را با شدیدترین عذابها مجازات کرد. معلم آنها، مسیح، در زمان سلطنت پونتیوس پیلاطس، حاکم رومی، کشته شد. با وجود این، آنها فعالیت خود را نه تنها در یهودیه بلکه در سراسر روم از سر گرفتند.”  تاسیتوس، سالنامه ها، xv. 44

تاسیتوس موارد زیر را در مورد عیسی مسیح تایید می کند:

  • او یک شخصیت تاریخی بوده است؛
  • او به دستور پونتیوس پیلاطس، به صلیب کشیده شده است؛
  • شاگردان عیسی مسیح، بعد از مرگ او، رسالت و ماموریت خود را از یهودیه شروع کردند؛
  • در سال 65 بعد میلاد، در زمان سلطنت نرون، آنها به تبلیغ مسیحیت از یهودیه تا سراسر رم پرداختند، طوری که امپراتور روم مجبور به مقابله با آنها شد.

یوسف فلاوی یک تاریخ‌ نگار یهودی – رومی و زندگی‌نامه‌ نویس بزرگان دینی و شاهان اجدادی یهود بود که تاریخ یهود را با تاکید ویژه بر سده نخست میلادی ثبت کرده‌ است. او در مورد عیسی مسیح نیز مطالبی نوشته است:

“در آن زمان مرد خردمند و عاقلی به نام عیسی وجود داشت. او مهربان و پاک بود. بسیاری از یهودیان و غیر یهودیان مرید او شدند. پونتیوس پیلاطس دستور مرگ او را داد. با این حال شاگردانش راه او را ادامه دادند. به گفته ی شاگردانش، او سه روز پس از مرگش، زنده شده و به آنها ظاهر شده است.

” یوسف فلاوی،  Antiquities xviii. 33

یوسف فلاوی موارد زیر را تایید می کند:

  • عیسی مسیح شخصیت واقعی است؛
  • او رهبر دینی بوده است؛
  • او به دستور پونتیوس پیلاطس، حاکم رومی کشته شده است؛
  • بعد از مرگ عیسی، شاگردانش رستاخیزش را به همگان اعلام کردند.

از این نوشته های تاریخی می توان به این نتیجه رسید که مرگ عیسی مسیح برای همه معلوم و روشن بوده است و شاگردانش زنده شدن او را در سراسر روم اعلام کرده بودند.

دیدگاه تاریخی کتاب مقدس

در کتاب اعمال رسولان آمده است که چند هفته پس از مرگ عیسی مسیح بر روی صلیب، شاگردان وی رستاخیزش را در معبد اورشلیم به همگان اعلام کردند:

“هنوز سخن ایشان با قوم به پایان نرسیده بود كه كاهنان به اتّفاق فرماندهٔ پاسداران معبد بزرگ و پیروان فرقهٔ صدوقی بر سر آنان ریختند. آنان از اینکه رسولان، قوم را تعلیم می‌دادند و به اتّكای رستاخیز عیسی، رستاخیز مردگان را اعلام می‌کردند، سخت ناراحت شده بودند. پس پطرس و یوحنا را گرفتند و چون نزدیک غروب بود تا روز بعد ایشان را در زندان نگه داشتند، امّا بسیاری از کسانیکه آن پیام را شنیده بودند، ایمان آوردند و تعداد مردان ایشان به حدود پنج هزار نفر رسید. روز بعد، رهبران یهود و مشایخ و علما در اورشلیم جلسه‌ای تشكیل دادند. «حنا» كاهن اعظم و قیافا و یوحنا و اسكندر و همهٔ اعضای خانوادهٔ كاهن اعظم حضور داشتند. رسولان را احضار كردند و از آنان سؤال نمودند: «با چه قدرت و به چه نامی این كار را کرده‌اید؟»  پطرس پر از روح‌القدس جواب داد: «ای سران قوم و ای مشایخ اسرائیل، اگر امروز به‌خاطر کار نیكویی كه در مورد یک مرد علیل انجام شد، از ما بازپرسی می‌کنید و می‌خواهید بدانید كه او به چه وسیله شفا یافته است، همهٔ شما و همهٔ قوم اسرائیل بدانید كه این مرد که امروز به قدرت نام عیسی مسیح ناصری، كه شما او را روی صلیب كشتید و خدا او را زنده گردانید، کاملاً شفا یافته و ایستاده است. این همان سنگی است كه شما بنّایان آن را خوار شمردید و رد كردید ولی اکنون مهمترین سنگ بنا شده است. در هیچ‌ كس دیگر، رستگاری نیست و در زیر آسمان هیچ نامی جز نام عیسی به مردم عطا نشده است تا به وسیلهٔ آن نجات یابیم.» وقتی آنان جسارت پطرس و یوحنا را مشاهده كردند و پی بردند كه افرادی درس نخوانده و معمولی هستند، متعجّب شدند و دانستند كه از یاران عیسی بوده‌اند. وقتی شخص شفا یافته را همراه پطرس و یوحنا دیدند، نتوانستند گفتار آنان را تكذیب نمایند. پس به ایشان امر كردند، كه از شورا بیرون بروند و سپس دربارهٔ این موضوع مشغول بحث شدند و گفتند: «با این افراد چه كنیم؟ چون همهٔ ساكنان اورشلیم می‌دانند كه معجزه‌ای چشمگیر به وسیلهٔ ایشان انجام شده است و ما نمی‌توانیم منكر آن بشویم. امّا برای اینكه این جریان در میان قوم بیش از این شایع نشود، به آنان اخطار كنیم، كه دیگر دربارهٔ عیسی با كسی سخن نگویند.»”

اعمال رسولان، 17-1: 4

“در این هنگام كاهن اعظم و دستیاران او یعنی فرقهٔ صدوقی از روی حسد اقداماتی به عمل آوردند: آنها رسولان را گرفتند و به زندان عمومی انداختند امّا همان شب فرشتهٔ خداوند درهای زندان را باز كرد و آنان را بیرون برد و به ایشان گفت: «بروید و در معبد بزرگ بایستید و در مورد این حیات تازه با همه صحبت كنید.» پس آنان این را شنیدند و به آن عمل كردند و صبح زود به معبد بزرگ رفته به تعلیم پرداختند. كاهن اعظم و دستیاران او، اعضای شورا و مشایخ اسرائیل را فراخوانده جلسه‌ای تشكیل دادند و كسانی را فرستادند تا رسولان را از زندان بیرون بیاورند. وقتی مأموران وارد زندان شدند، آنان را نیافتند. پس بازگشتند و گزارش داده گفتند: «ما دیدیم كه درهای زندان کاملاً بسته بود و نگهبانان در جلوی درها سر خدمت حاضر بودند؛ ولی وقتی در را باز كردیم، هیچ‌كس را نیافتیم.» هنگامیكه فرماندهٔ پاسداران معبد بزرگ و سران كاهنان این را شنیدند، حیران ماندند كه چه به سر رسولان آمده و عاقبت كار چه خواهد شد. در این هنگام شخصی جلو آمد و گفت: «زندانیان شما در معبد بزرگ ایستاده‌اند و قوم را تعلیم می‌دهند.» پس فرمانده با پاسداران معبد بزرگ رفت و آنان را آورد، البتّه بدون اِعمال زور زیرا می‌ترسیدند كه قوم آنان را سنگسار كنند. رسولان را آوردند و در برابر شورا بپا داشتند و كاهن اعظم بازپرسی را چنین آغاز كرده گفت: «مگر ما اكیداً به شما اخطار نكردیم كه دیگر به این نام تعلیم ندهید؟ امّا شما برخلاف دستور ما اورشلیم را با تعالیم خود پر کرده‌اید و می‌کوشید كه خون این شخص را به گردن ما بیندازید.» پطرس و رسولان پاسخ دادند: «از خدا باید اطاعت كرد، نه از انسان. خدای نیاکان ما همان عیسی را كه شما مصلوب كرده و كشتید زنده گردانید و به عنوان سرور و نجات‌دهنده با سرافرازی در سَمت راست خود نشانید تا فرصت توبه و آمرزش گناهان را به بنی‌اسرائیل عطا فرماید و ما شاهدان این امور هستیم یعنی ما و روح‌القدس كه خدا به مطیعان خود بخشیده است.» هنگامیكه این را شنیدند، چنان خشمگین شدند كه تصمیم گرفتند آنان را بكشند. امّا شخصی از فرقهٔ فریسی به نام غمالائیل كه استاد شریعت و پیش همهٔ مردم محترم بود در مجلس بپا خواست و دستور داد كه متّهمان را مدّتی بیرون برند. سپس به حاضران گفت: «ای اسرائیلیان مواظب باشید كه با اینها چه می‌کنید. مدّتی قبل شخصی به نام تئودا برخاست و با این ادّعا كه شخص مهمی است، تقریباً چهارصد نفر را دور خود جمع كرد. امّا او به قتل رسید و همهٔ پیروانش از هم پاشیده شدند و تمام نقشه‌های او نقش بر آب شد. یهودای جلیلی هم در زمان سرشماری برخاست و گروهی را به دنبال خود كشید، امّا او هم از بین رفت و پیروانش پراكنده شدند و امروز این را به شما می‌گویم كه با این افراد كاری نداشته باشید. آنها را به حال خود بگذارید، زیرا اگر نقشه و كاری كه دارند از آن انسان باشد، به ثمر نخواهد رسید؛ امّا اگر از آن خدا باشد، شما نمی‌توانید آنها را شكست دهید. چون در این صورت شما هم جزء كسانی خواهید شد، كه با خدا ستیزه می‌کنند.» آنان به نصیحت او گوش دادند. رسولان را احضار كردند و پس از آنکه آنها را با شلاّق زدند، به آنان اخطار كردند كه باید از سخن گفتن به نام عیسی دست بردارند. سپس آنها را آزاد ساختند. پس رسولان چون خدا آنان را شایسته دانسته بود كه به‌خاطر نام عیسی بی‌حرمتی ببینند شادی‌ كنان از حضور شورا بیرون رفتند و همه روزه در معبد بزرگ و در خانه‌ها به تعلیم و اعلام این مژده كه عیسی، مسیح موعود است، ادامه دادند.”

اعمال رسولان،  41-17: 5

توجه کنید که چگونه رهبران یهودی سخت تلاش می کردند تا آنها را ساکت کنند. امروزه نیز شاهد چنین واکنش هایی از سوی بعضی دولتمردان هستیم؛ آنها مسیحیان را دستگیر، تهدید و شکنجه می کنند و حتی در برخی موارد می کشند. همانطور که خواندیم، شاگردان عیسی، در شهر اورشلیم موعظه می کردند. چند هفته پیش در آن شهر مردی شبیه به عیسی مسیح در ملاعام اعدام شد و سپس به خاک سپرده شد. آن مرد که بود؟ آیا او عیسی مسیح بود یا یهودا، که به او از نظر ظاهری شباهت داشت؟

بیایید این مسئله را از هر نظر مورد بررسی قرار بدهیم و نتیجه های منطقی را انتخاب بکنیم.

مقبره و جنازه ی عیسی مسیح

در مورد مسئله ی مقبره، دو گزینه وجود دارد؛ مقبره یا خالی است و یا جنازه ای در داخلش وجود دارد. هیچ گزینه دیگری نمی تواند وجود داشته باشد.

فرض کنید که یهودا را اشتباهی، به خاطر شباهتش به عیسی مسیح، به جای او مصلوب کردند و سپس جنازه اش را در مقبره ای گذاشتند. حال به اتفاقات بعدی فکر کنید. کتاب های به جامانده از آرشیو های تاریخی به ما می گویند که اندکی پس از مرگ او بر روی صلیب، شاگردانش در اورشلیم به تبلیغ و تعلیم آموزه های او پرداختند. همچنین در این کتاب ها می خوانیم که مقامات آن زمان علیه ی آنها اقدامات جدی انجام داده بودند. حال اگر فرض کنیم، یهودا به خاطر شباهتش به عیسی به جای او کشته شده است، پس جنازه ی او می بایست طبق این فرضیه در مقبره باشد. شاگردان عیسی و تقریبا همه اشتباه تصور می کردند و در واقع بنا بر این فرضیه این جسد متعلق به یهودا می باشد.

این سوال پیش می آید که چرا رهبران رومی و یهودی در اورشلیم، به جای دستگیری، شکنجه و کشتن شاگردان، جنازه ای که در مقبره بود را برای افشای دروغ حواریون به مردم نشان ندادند؟ اگر جنازه ای در قبرستان بود، بی شک آنها، آنرا برای اثبات سخنانشان استفاده می کردند؛ اما آنها این کار را انجام ندادند، زیرا که جنازه ای در مقبره نبود و قبرستان خالی بود.

مثالی از الحجر الأسود، کعبه و مساجد موجود در شهر های مکه و مدینه

در سال ۳۱۷ هجری قرمطیان به مکه هجوم بردند و حجر الاسود را نیز به سرزمین خود، احساء بحرین بردند و آن سنگ مدت بیست و دو سال در یک خانه نصب بود تا اینکه در سال ۳۳۹ در زمان حکومت مطیع الله عباسی با وساطت ابوعلی علوی، حجرالاسود را که اکنون شکسته بود به مکه منتقل کرده و آنگاه در جایگاه کنونی آن در کعبه نصب نمودند. ممکن است این سنگ در جای خود نباشد.

این وضعیت را تصور کنید: در مسجد جامع مکه (مسجدالحرام)، گروهی شروع به سخنرانی می کنند و اعلام می نمایند که سنگ حجر الاسود دیگر در کعبه وجود ندارد. آنها چنان قانع کننده صحبت می کنند که زائرانی که در مسجد هستند شروع به باور کردن ناپدید شدن سنگ سیاه می کنند. خادم الحرمین الشریفین، چگونه می توانند با این مسئله مقابله کنند؟ (خادم الحرمین الشریفین لفظی تاریخی و لقبی احترام‌آمیز، به معنای محافظ یا کلیددار دو مسجد از مقدس‌ترین مساجد اسلامی، مسجدالحرام در مکه و مسجدالنّبی در مدینه است. پادشاهان آل سعود، به صورت رسمی و در مکاتبات اداری با این لقب خطاب می‌شوند). اگر سخنان آن گروه ساختگی و دروغ و سنگ در مکه باشد، بهترین راه این است که سنگ را بیرون آورده به همه نشان بدهند. با این کار بلافاصله مسئله حل خواهد شد. مجاورت سنگ حجرالاسود با مسجدی در نزدیکی مکه این امکان را فراهم می کند تا نگهبانان به راحتی آنرا به مردم نشان دهند. اگر نگهبانان نتوانند سنگ را نشان دهند، این بدان معنی است که سنگ دوباره مانند سال 317 قبل از میلاد به سرقت برده شده است.اما اگر این گروه این سخنان را در مسجد النبی در شهر مدینه یه مردم می گفتند، به خاطر فاصله ی زیاد بین کعبه و مسجد النبی (حدود 450 کیلومتر)، کار محافظان سختتر می شد و آنها به این راحتی ها نمی توانستند سنگ را به مردم مدینه نشان دهند.

به عبارتی دیگر، هر چه فاصله ی مکانی که آن سخنان بیان شد به جایی که سنگ حجر الاسود بود نزدیک باشد، اثبات دروغ بودن شایعات راحتتر و سریعتر است.

رهبران یهودی که رستاخیز عیسی مسیح را قبول نداشتند، برای اثبات سخنان خود در مقابل شاگردان مسیح، جنازه را به جمعیت نشان ندادند

مثالی که در بالا دیدیم را نیز می توانیم برای مسئله ی جنازه ی مسیح تطبیق کنیم. اگر فرض کنیم که یهودا، اشتباهی، فقط به خاطر شباهتش به مسیح به صلیب کشیده شده و بعد در قبرستانی دفن شده است، باید بدانیم که فاصله ی آن مقبره با معبدی که روحانیون یهودی در آنجا بودند، فقط چند متر بوده است. شاگردان عیسی مسیح با صدای بلند در مورد زنده شدن او برای مردم موعظه می کردند؛ این بدان معنی است که همه به راحتی سخنان آنها را می شنیدند. رهبران یهودی می توانستند جسد یهودا را برای اثبات دروغ گویی شاگردان، به مردم نشان دهند. با اینکه فاصله معبد تا آن مقبره فقط چند متر بود، آنها اینکار را انجام ندادند؛ دلیلش خیلی روشن و واضح است: جسدی در مقبره وجود نداشت.

هزاران نفر در شهر اورشلیم به سخنان شاگردان عیسی مسیح ایمان آوردند

در آن زمان، هزاران نفر در اورشلیم به سخنان شاگردان عیسی مسیح ایمان آوردند؛ لازم به یادآوری است که این موعظه ها در مورد زنده شدن عیسی مسیح بود.

اگر شما هم در میان جمعیتی بودید که به سخنان پطرس گوش می داد، آیا برای اطمینان، به بررسی مقبره می رفتید؟ اگر جنازه ی یهودا (بر اساس فرضی که گفته بودیم)، در قبر بود، کسی به سخنان شاگردان باور نمی کرد. خالی بودن مقبره ی عیسی، باعث ایمان هزاران نفر به سخنان شاگردان مسیح شد و این فرضیه ی “مصلوب شدن اشتباهی یهودا به خاطر شباهتش به مسیح” را بی اساس خواند.

فرضیه ی “مصلوب شدن اشتباهی یهودا به خاطر شباهتش به مسیح” نمی تواند توضیحی برای مقبره ی خالی داشته باشد

مشكل اين نظريه این است که بر اساس آن می بایست جنازه ای در مقبره وجود داشته باشد، ولی جنازه ای در کار نیست و قبر خالی است. شاگردان عیسی مسیح، در شهری که او به صلیب کشیده شده بود، در مورد زنده شدنش موعظه کردند. این حادثه فقط چند هفته بعد از عید پنطیکاست رخ داد.

فقط دو گزینه وجود داشت: 1. یا جنازه ی یهودا که به دلیل شباهتش به عیسی مسیح اشتباهی مصلوب شده بود، در مقبره وجود داشت، و یا 2. مقبره خالی بود و عیسی مسیح واقعا زنده شده بود. گزینه ی اول را بررسی کردیم و به این نتیجه رسیدیم که قبر خالی است و جنازه ای در آن وجود ندارد. حال با همه ی این دلایل به این نتیجه ی دیگری دست می یابیم: “عیسی مسیح توسط رومیان مصلوب شده و سپس بعد از مرگ زنده شده است. در اینباره بارها پیشگویی و نبوت شده است و مسیح با این کارش به ما زندگی نو را پیشنهاد می کند.

با بررسی و تحقیق بیشتر بر روی این مسئله، بیایید نظری به نوشته های پژوهشگر و محقق جوزف ال. کامینگ بیاندازیم؛ این نوشته ها در مورد ادبیات اهل سنت، نظرات و دیدگاه های روحانیون سنی می باشند.

 

 

عید پنجاهه یا پنطیکاست- میانجی که برای دادن قدرت و نشان دادن راه درست آمد

 

سوره ی البلد و النصر، در مورد شهر و جمعیتی حرف می زنند که برای پرستش خدای حقیقی آمده بودند:

“سوگند به اين شهر و حال آنكه تو در اين شهر جاى دارى.”

سوره ی البلد، آیه ی 1-2

“چون يارى خدا و پيروزى فرا رسد و ببينى كه مردم دسته‏ دسته در دين خدا درآيند، پس به ستايش پروردگارت نيايشگر باش و از او آمرزش خواه كه وى همواره توبه‏ پذير است.”

سوره ی النصر، آیه ی 1 تا 3

دقیقا پنجاه روز پس از برخاستن مسیح از مرگ، آنچه که در سوره های البلد و النصر شرح داده شده است، اتفاق افتاد. در شهر اورشلیم، شاگردان عیسی مسیح، درباره ی آنچه در زندگیشان رخ داده بود با مردم صحبت می کردند. آنها به واسطه قدرت و راهنمایی های روح القدس این کارها را انجام می دادند؛ نتیجه ی همه ی این ها جشن، عید، شکرگزاری ها و بخشش ها شد. ما هم می توانیم مانند آنها این نعمت ها را تجربه و زندگی کنیم. بیایید تاریخ این روز خاص را یاد بگیریم.

عیسی مسیح در روز عید پاک مصلوب شد، اما در روز یکشنبه زنده شد و از مرگ برخاست. او با غلبه بر مرگ، هدیه ی زندگی جاوید را به هرکسی که آن را از او طلب کند، می دهد. عیسی پس از زنده شدن، به مدت 40 روز با شاگردان خود وقت گذراند، تا آنها در مورد زنده شدن او به یقین و اطمینان برسند. سپس به آسمان عروج کرد. اما قبل از رفتن، دستورات زیر را به شاگردانش داد:

“پس بروید و همهٔ ملّتها را شاگرد من سازید و آنها را به نام پدر و پسر و روح‌القدس تعمید دهید و تعلیم دهید كه همهٔ چیزهایی را كه به شما گفته‌ام، انجام دهند و بدانید كه من هر روزه تا آخر زمان با شما هستم.” انجیل متی، 20-19: 28

او به شاگردان خود قول داد که تا همیشه با آنها خواهد بود، ولی با این حال به آسمان عروج کرد. در این صورت او چگونه می تواند همراه شاگردان و حتی من و شما باشد؟

پاسخ این سوال را اتفاق بعدی خواهد داد. در هنگام شام آخر، قبل از دستگیری، عیسی مسیح با شاگردان خود درباره ی آمدن میانجی صحبت کرد. این میانجی، 50 روز بعد از رستاخیز مسیح آمد. آن روز پنطیکاست نامیده می شود. این روز به عنوان عید پنجاهه جشن گرفته می‌شود. باید دقت کنیم که دلیل اصلی آمدن میانجی در این روز چه بوده است. این نشانه ای از طرف خداوند و هدیه ای شکوهمندی برای ماست.

چه اتفاقی در روز پنطیکاست رخ داده است

تمامی این وقایع به طور مفصل در کتاب اعمال رسولان فصل 2 شرح داده شده است. در آن روز، روح القدس از جانب خدا بر شاگردان عیسی مسیح نازل شد و آنها شروع به حرف زدن به زبانهای مختلف که تا آن زمان نمی دانستند، کردند. این حادثه چنان هیجانی بر پا کرد که هزاران نفر برای تماشای آنچه اتفاق افتاده بود به اورشلیم آمدند. در مقابل جمعیت زیادی که در آنجا جمع شده بودند، پطرس اولین موعظه اش را کرد. در آن روز حدود 3000 نفر به عیسی مسیح ایمان آوردند (نگاه کنید به اعمال رسولان، 2:41). از روز پنطیکاست تا به امروز، تعداد کسانی که به عیسی مسیح ایمان آورده اند روز به روز افزایش می یابد. روز پنطیکاست مصادف با برگزاری عید دیگری شد؛ درست مثل مصادف شدن روز به صلیب کشیده شدن عیسی مسیح با روز عید پاک. این عید از زمان موسی، در میان یهودیان برگزار می شد.

پنطیکاست و رابطه ی آن با تورات: کتاب تورات این روز را چگونه به تصویر کشیده است

موسی (1500 قبل از میلاد) دستور برگزاری چند عید را به یهودیان داده بود. عید پاک، اولین عید یهودیان است. همانطور که خواندیم، عیسی در این روز به صلیب کشیده شد. کشته شدن او در این روز و مصادف بودن آن با مراسم قربانی کردن حیوانات تعیین شده، برای ما علامتی از جانب خداوند است.

عید دوم نوبرانه نام دارد که عیسی مسیح در آن روز زنده شد. از آنجا که او در روز عید نوبرانه زنده شد، به کسانی که به او ایمان بیاورند وعده ی زندگی جاوید داده شد.

درست 50 روز پس از عید نوبرانه، تورات به یهودیان دستور برگزاری جشن پنطیکاست را می دهد(کلمه ی پنطیکاست‘Pentecost’ از زبان یونانی آمده و به معنی پنجاهمین است). کلمه ی پنطیکاست در ابتدا به عید یهودیان نسبت داده شده است. این عید پنجاه روز بعد از عید فصح یعنی زمانیکه اولین محصول گندم درو می شود، برگزار شده و پس از آن محصول به خداوند تقدیم می شود. این عید، به عید هفته ها نیز مشهور است. یهودیان از زمان موسی تا زمان عیسی این عید را هر سال برگزار می کردند. زمانی که پطرس موعظه می کرد، یهودیان زیادی از سراسر دنیا برای جشن گرفتن این عید به شهر اورشلیم آمده بودند. در همان روز، روح القدس بر شاگردان عیسی مسیح نازل شد. امروزه نیز یهودیان این عید هفته ها را جشن می گیرند و آن را شاووعوت می نامند. بسیاری از یهودیان این عید را به عنوان پنطیکاست (πεντηκοστή، روز پنجاهم) می‌شناسند.

تورات دراینباره اینطور نوشته است:

“از هر خانواده دو قرص نان را به عنوان هدیهٔ مخصوص به حضور من بیاورید. هر قرص آن باید از دو کیلو آرد با خمیرمایه، پخته شده باشد و به عنوان نوبر محصول خود به حضور من تقدیم شود. همراه این نانها، هفت برّهٔ یک سالهٔ سالم و بی‌عیب، یک گوساله و دو قوچ را به عنوان قربانی سوختنی با هدایای آردی و نوشیدنی به حضور خداوند تقدیم کنید. بوی این قربانی‌ها که بر آتش تقدیم می‌شوند، برای خداوند خوشایند است.”

لاویان 17-16: 23

پنطیکاست: علامتی از جانب خداوند

همانطور که گفتیم، روح القدس در روز پنطیکاست بر شاگردان نازل شد. عیسی مسیح در روز عید پاک مصلوب و در روز عید نوبرانه از مرگ برخاست و زنده شد. همه ی این اتفاق ها، نشانه هایی هستند که از جانب خداوند برای ما فرستاده شده اند. می دانیم که یک سال برابر است با 365 روز؛ با این وجود، چرا بین این همه روز، مصلوب شدن عیسی، رستاخیزش و نازل شدن روح القدس می بایست با اعیاد مهم یهودیان مصادف شوند؟ آیا این نشانه ای از طرف خداوند نیست؟

پنطیکاست: میانجی قدرت تازه ای خواهد داد

پطرس وقتی در مورد روح القدس توضیح می داد، به سخنان یوئیل نبی استناد کرد. یوئیل نبی سال ها پیش از تولد مسیح، پیشگویی کرده بود که روزی فرا خواهد رسید که در آن روز روح خدا بر تمامی انسان ها نازل خواهد شد. این پیشگویی در روز پنطیکاست تحقق یافت.

همانطور که دیدیم، پیامبران ماهیت تشنگی معنوی را که باعث گناه کردن انسان ها می شود، به ما نشان داده اند. آنها در مورد عهد و وعده ی جدید نیز نبوت کرده اند؛ وقتی که آن روز فرا رسد، قوانین الهی بر روی قلب هایمان حک خواهد شد نه بر روی سنگ و یا کاغذی. فقط زمانی که این قوانین بر قلب هایمان حک شوند، قدرت و توانایی حفظ و انجام کامل آنها را خواهیم داشت. در روز پنطیکاست، این پیشگویی با نازل شدن روح القدس تحقق یافت.

دلیل دیگر اینکه کتاب انجیل “خبر خوش” نامیده می شود این است که انجیل به ما قدرت می دهد تا بهتر زندگی کنیم؛ یعنی زندگی که در آن خدا و انسان باهم متحد هستند. این وحدت نتیجه ی بودن روح خدا در درون انسان است. همانطور که در کتاب اعمال رسولان فصل دوم، نوشته شده است، این از روز پنطیکاست شروع شد. اکنون می توان زندگی را با خدا از طریق روح القدس در سطح دیگری زندگی کرد. خبر خوش نیز این است. خداوند به واسطه ی روح القدس، ما را از داخل راهنمایی می کند. کتاب مقدس این مسئله را اینطور توضیح می دهد:

“شما نیز وقتی پیام حقیقت یعنی مژدهٔ نجات خود را شنیدید و به او ایمان آوردید، با او متّحد شدید و خدا با اعطای روح‌القدس، كه قبلاً وعده داده بود مهر مالكیّت خود را بر شما نهاده است. روح خدا ضامن آن است كه ما آنچه را او به قوم خود وعده داده است، خواهیم یافت و به ما اطمینان می‌دهد كه خدا به متعلّقان خود آزادی كامل خواهد بخشید، پس جلال و شكوه خدا را بستاییم.”

افسسیان 14-13: 1

“اگر روح خدا كه مسیح را پس از مرگ زنده گردانید، در وجود شما ساكن باشد، همان‌طور كه او را پس از مرگ زنده گردانید، به وسیلهٔ همان روح‌‌القدس كه در شما ساكن است، به جسم فانی شما هم حیات خواهد بخشید.

رومیان 8:11

” نه تنها خلقت، بلكه ما نیز كه روح خدا را به عنوان اولین نمونهٔ عطایای خدا دریافت كرده‌ایم، در درون خود می‌نالیم و در انتظار آن هستیم كه خدا ما را فرزندان خود بگرداند و كلّ بدن ما را آزاد سازد.”

رومیان8:23

روح القدسی که در درون انسان زندگی می کند، دومین نوبر است؛ زیرا این روح مانند مهری است که تضمین زندگی بهتر و فرزند خداوند شدن ما را می دهد. این روح زندگی معنوی ما را نیز تغییر می دهد.

 

انجیل زندگی جدیدی را به ما، که همیشه در صدد رعایت قوانین الهی بودیم ولی بیشتر اوقات شکست خوردیم، ارائه می کند. این زندگی نو، یک زندگی تجملی و یا شامل ثروت، موقعیت اجتماعی برتر، دارایی و سایر لذت های دنیوی نیست؛ سلیمان نبی این نوع زندگی و لذت هایش را پوچ می داند. کتاب انجیل دلیل به وجود آمدن این زندگی جدید را، زندگی کردن روح القدس در قلب هایمان می داند. خبر خوش این است که خداوند می خواهد در قلب ما مسکون شود و به ما قدرت بدهد. او می خواهد ما را به راه راست راهنمایی کند. نان بدون خمیر مایه که به مناسبت عید پنطیکاست در تورات پخته می شود، رمز زندگی پر برکتی است که در آینده منتظر ماست. به این نتیجه میرسیم که مصادف شدن دو عید پنطیکاست، علامتی واضح و روشن از جانب خداوند برای ماست.

 

کتاب مقدس چه می گوید؟

 

کتاب مقدس اولین کتاب در تاریخ است که در قالب کتاب در دسترس انسان ها قرار گرفته است. کتاب مقدس، کتاب مشهوری است که متعلق به همه ی مردم است. این کتاب تقریبا به تمامی زبان ها ترجمه  شده است. بسیاری از ملت ها تحت تاثیر این کتاب قرار گرفته اند. این کتاب پرخواننده ترین کتاب روی کره زمین است. لازم به ذکر است که این کتاب ضخیم و مطالب آن کمی پیچیده است. بیشتر ما موضوع و مطالبی که در این کتاب نوشته شده است را نمی دانیم یا نمی فهمیم. این مقاله جمله ای از کتاب مقدس را بررسی خواهد کرد و با استفاده از آن کار و ماموریت عیسی مسیح را توضیح خواهد داد.

کتاب مقدس برای حل مشکلات بزرگی که در پیش است، برای ما طراحی شده است. این مشکلات در سوره ی المجادلة شرح داده شده است. این سوره درباره ی روز قیامت نیز می نویسد:

“روزى كه خداوند همه آنان را بر مى‏ انگيزد و به آنچه كرده‏ اند آگاهشان مى‏ گرداند خدا [كارهايشان را] برشمرده است و حال آنكه آنها آن را فراموش كرده‏ اند و خدا بر هر چيزى گواه است. آيا ندانسته‏ اى كه خدا آنچه را كه در آسمانها و آنچه را كه در زمين است مى‏ داند هيچ گفتگوى محرمانه‏ اى ميان سه تن نيست مگر اينكه او چهارمين آنهاست و نه ميان پنج تن مگر اينكه او ششمين آنهاست و نه كمتر از اين [عدد] و نه بيشتر مگر اينكه هر كجا باشند او با آنهاست آنگاه روز قيامت آنان را به آنچه كرده‏ اند آگاه خواهد گردانيد زيرا خدا به هر چيزى داناست.”

سوره ی المجادله، آیه ی 6 تا 7

سوره ی المجادله به ما می گوید هیچ رازی وجود ندارد که خداوند آن را نداند؛ خداوند از این توانایی اش در روز قیامت استفاده خواهد کرد.

سوره ی القيامة آن روز را “روز قیامت و رستاخیز” می نامد و خبر می دهد که در آن روز مردم در قبال اعمال خود در دنیا پاسخگو خواهند بود.

“آن روز انسان مى‏ گويد راه فرار كجاست؟ هرگز چنين نيست. راه فرار و پناهگاهى وجود ندارد. آن روز قرارگاه نهايى تنها بسوى پروردگار تو است و در آن روز انسان را از تمام كارهايى كه از پيش يا پس فرستاده آگاه مى كنند. بلكه انسان خودش از وضع خود آگاه است. هر چند در ظاهر براى خود عذرهايى بتراشد.”

سوره ی القیامه، آیه ی 10 تا 15

بنابراین، اگر در زندگیمان اعمال شرم آوری داریم، چه باید بکنیم؟ کتاب مقدس مطالبی برای کسانی که نگران این موضوع هستند، دارد.

کتاب مقدس و مطالبی که برای انسان های نگران آماده کرده است

 

ما آخرین هفته از زندگی عیسی مسیح را با جزئیات مورد مطالعه قرار دادیم. کتاب انجیل می گوید که او در روز ششم، که جمعه ی خوب نام دارد، به صلیب کشیده و در روز یکشنبه زنده شد. در این باره پیشگویی های زیادی را در کتاب تورات، کتاب مزامیر و نوشته های پیامبران با هم خواندیم. چرا این اتفاقات، رخ داد؟ رخ دادن این اتفاق چه فایده ای در زندگی من و شما دارد؟ بیایید با هم ببینیم که عیسی مسیح به ما چه پیشنهادی دارد و ما چگونه می توانیم رحمت و بخشش را دریافت کنیم. با دانستن این موضوع، معنای قربانی ابراهیم در سوره ی الصافات و دعای “ما را به راه راست هدایت کن”  را در سوره ی الحمد خواهیم فهمید. در ادامه همچنین، به بررسی کلمه ی “مسلمان” و معنای آن “تسلیم شدن” خواهیم پرداخت. چرا  با اینکه وضو، زکات و حلال خوری کار های خوبی هستند، ولی برای روز قیامت ناکافی اند؟

خبر بد- پیامبران در مورد رابطه ی بین ما و خدا چه چیز هایی را نوشته اند

تورات در مورد آفرینش انسان این چنین می نویسد:

“پس ‌خدا انسان ‌را شبیه‌ خود آفرید. ایشان ‌را زن و مرد‌ آفرید.

پیدایش 1:27

منظور از “شبیه خود آفرید”، از نظر ظاهری و فیزیکی نیست، بلکه از نظر عاطفی، روحی، فکری و معنوی است که خداوند این شباهت ها را در هنگام خلقت انسان درون او قرار داد. ما آفریده شدیم تا با خدا در ارتباط باشیم. شکل بعدی این جملات را بهتر توضیح خواهد داد. در شکل میبینیم که خداوند، خالق قادر متعال، در بالا قرار دارد و زن و مرد در زیر قرار گرفته اند، زیرا که ما انسان ها موجودات فانی هستیم. رابطه ی انسان با خدا توسط فلش ​​نشان داده شده است.

همه چیز خدا، از جمله شخصیتش کامل و بی نقص است. او مقدس است. مزامیر می گوید:

“زیرا تو ای خدا، از شرارت بیزار هستی و گناهکاران به بارگاهت راه ندارند. متکبّران در پیشگاه تو نخواهند ایستاد و از همهٔ شریران نفرت داری.

مزامیر، 5-4: 5

آدم فقط یکبار نافرمانی کرد و خداوند بخاطر قدوسیت و کامل بودنش او را مجازات کرد. قرآن و تورات می نویسند که خداوند به دلیل نافرمانی آدم، او را فانی ساخت و از پیش خود راندنتیجه ی گناه آدم به ما هم مربوط می شود. وقتی ما گناه می کنیم، به خداوند بی احترامی می کنیم. بله این بی احترامی محسوب می شود، زیرا که ما برای گناه کردن و نا اطاعتی آفریده نشدیم. بدین ترتیب، روابطمان با خدا خراب می شود و بین ما و او، دیواری غیر قابل نفوذ به وجود می آید.

آیا دین به ما کمک می کند تا این دیوار غیر قابل نفوذ را خراب کنیم

بسیاری از ما سعی می کنیم از طریق دین این دیوار را از بین ببریم. با انجام کار های خوب و نیک، در صدد تخریب این دیوار هستیم. دعا می کنیم، روزه می گیریم، حج را به جای می آوریم، به مسجد می رویم، زکات و صدقه می دهیم – همه ی این کارها را می کنیم تا این دیوار نابود شود. شکل بعدی خیلی خوب این موضوع را توضیح می دهد. ما فکر می کنیم که این کار ها می توانند بعضی  از گناهانمان را محو کنند. اگر کارهای خوبمان خیلی زیاد باشند، می توانیم از گناهانمان رهایی یابیم و رحمت و بخشش خدا را دریافت کنیم.

چند کار خوب باید انجام دهیم تا از گناه خلاص شویم؟ چگونه می دانیم و مطمئن هستیم که کارهای نیک ما برای از بین بردن گناهانمان و از بین بردن دیوار بین ما و خدا کافی خواهند بود؟ آیا نیت و تلاشمان برای انجام عمل صالح، برای این کافی است؟ ما جواب مطمئنی برای این سوال نداریم، بنابراین تا آنجا که ممکن است سعی خود را می کنیم و امیدواریم که تا روز قیامت و داوری کارهای خوبمان به اندازه و کافی باشند.

ما علاوه بر تلاش برای انجام کارهای نیک و شایسته، با حسن نیت تلاش می کنیم تمیز و پاک بمانیم. ما قبل از نماز وضو می گیریم. ما سعی می کنیم تا از انسان ها، اشیاء ها و مواد غذایی که می توانند ما را آلوده و نجس کنند، دوری کنیم، اما اشعیای نبی گفت:

“ما همه گناهکاریم و حتّی بهترین کارهای ما سرتاسر ناپاک است. به‌خاطر گناهانمان، ما مانند برگهای پژمرده‌ای هستیم که باد آنها را پراکنده می‌کند.”

اشعیای نبی، 64:6

منظور این پیامبر این است که هر کاری هم بکنیم، باز هم گناهکاریم و نمی توانیم با اعمال صالحمان آنها را از بین ببریم. این خبر خیلی بدی است. اما فقط این نیست. وضعیت از آنچه که ما می دانیم بدتر است.

خبر بدتر: قدرت گناه و مرگ

موسی نبی، آنچه را که قوانین شریعت از مردم می خواست به صراحت بیان کرد: قانون اطاعت کامل را طلب می کردقانون هیچ وقت از ما اطاعت نصفه کاره نخواست. در اصل، بار ها در قانون ذکر شده است که پاداش گناه مرگ استدر دوران زندگی نوح و زن لوط نیز می بینیم که به خاطر انجام گناه به مرگ محکوم شدند.

انجیل چنین می گوید

“پاداش گناه مرگ است…”

رومیان 6:23)

کلمه ی “مرگ” به معنای “جدایی” است. وقتی جان از بدن جدا می شود، بدن از نظر فیزیکی میمیرد. ما نیز از نظر روحانی و معنوی، از خداوند جداییم. به دلیل این هم او ما را مرده و ناپاک می داند.

این اشکال امید بستن به رهایی از گناهانمان با انجام کارهای صالح را به ما نشان می دهد. مسئله این است که تلاشمان برای انجام عمل صالح و کار های نیک خیلی خوب است ولی کافی نیست؛ زیرا که پاداش گناه مرگ است. یعنی اعمال ما در مقابل گناه قدرتی ندارد و فقط مرگ می تواند با مرگ مبارزه کند و این دیوار و جدایی را به پایان برساند. اگر این اتفاق بیفتد عدالت خدا هم برقرار می شود. تلاش های ما شبیه مبارزه با سرطان به واسطه ی تغذیه ی سالم است، که مسلما نتیجه ی آن مرگ خواهد بود؛ تغذیه ی سالم بد نیست ولی برای مبارزه با سرطان کافی نیست و نمی تواند سرطان را درمان کند. برای درمان سرطان به چیزی کاملاً متفاوت نیاز دارید – درمانی که سلولهای سرطانی را از بین ببرد.

بنابراین می توان نتیجه گرفت، علیرغم تمام تلاش ها و نیتهای نیک ما برای صالح بشمار آمدن، از نظر خدا ما مثل مرده و ناپاک هستیم.

ابراهیم نبی راه درست را نشان می دهد

داستان زندگی ابراهیم فرق داشت. ابراهیم به خدا ایمان آورد و به خاطر این ایمانش، صالح شمرده شد. همانطور که می بینید او به خاطر اعمالش صالح شمرده نشد. او به جای انجام کار های نیک، به خدایی اعتبار کرد که توانایی از بین بردن تمامی کاستی های او را داشت. ما جزئیات این مسئله را در مقاله ای که راجع به قربانی شدن پسر ابراهیم و قوچی که در دقیقه ی آخر از جانب خدا رسید، خواندیم.

سوره ی الصافات در این باره اینطور می نویسد:

“و او را در ازاى قربانى بزرگى باز رهانيديم و در [ميان] آيندگان براى او [آوازه ی نيك] به جاى گذاشتيم. درود بر ابراهيم!”سوره ی الصافات،

آیه ی 107 تا 109

خداوند “فدیه داد” و ابراهیم از او دعای خیر، رحمت و بخشش دریافت کرد. معنی همه ی این ها در کلمه ی “سلام” جمع بندی می شود.

خبر خوش: فداکاری هایی که عیسی مسیح به خاطر ما انجام داد

زندگی ابراهیم، برای ما یک نمونه ای است که راه درست را به ما نشان می دهد. سوره ی الحمد می نویسد:

“[و] خداوند روز جزاست. [بار الها] تنها تو را مى ‏پرستيم و تنها از تو يارى مى‏ جوييم. ما را به راه راست هدايت فرما. راه آنان كه گرامى‏ شان داشته اى نه [راه] مغضوبان و نه [راه] گمراهان.”

سوره ی الحمد، آیه ی 4 تا 7

کتاب مقدس توضیح می دهد که نمونه ی ابراهیم آماده کردن حیوان قربانی را توسط خداوند نشان می دهد؛ بدین ترتیب، خداوند یک راه حل ساده اما فوق العاده برای حل مشکلی مثل مرگ را فراهم می کند.

“زیرا مزدی كه گناه می‌دهد مرگ است، امّا خدا به کسانیکه با خداوند ما، مسیح عیسی متّحد هستند، حیات جاودان می‌بخشد.”

رومیان 6:23

تا اینجا ما فقط در مورد “خبرهای بد” صحبت کردیم. اما معنای کلمه ی “انجیل” “خبر خوب و خوش” است. مطلب اصلی کتاب انجیل این است: مرگ عیسی مسیح بر روی صلیب برای شکستن دیوار بین ما و خدا کافی است. به همین دلیل نیز کتاب انجیل خبر خوب و خوشی است برای ما.

عیسی مسیح قربانی شد و سپس مثل نوبر از مرگ برخاست و زنده شد. الآن او ب ما زندگی تازه و نو را پیشنهاد می کند. ما دیگر نباید زندانی گناه باشیم.

عیسی مسیح با قربانی شدن و رستاخیزش، دیوار بین ما و خدا را تبدیل به در کرد. او راجع به خودش چنین گفته بود:

“من در هستم، هرکه به وسیلهٔ من وارد شود نجات می‌یابد و به داخل و خارج می‌رود و علوفه پیدا می‌کند. دزد می‌آید تا بدزدد، بكشد و نابود سازد. من آمده‌ام تا آدمیان حیات یابند و آن را به طور كامل داشته باشند.”

انجیل یوحنا 10-9: 10

از طریق این در، ما می توانیم رابطه ی قبلی که با خداوند داشتیم را، دوباره با او برقرار کنیم. و می توانیم مطمئن باشیم که گناهان ما به خاطر رحمت او بخشیده می شوند.

انجیل می گوید:

” زیرا یک خدا وجود دارد و یک واسطه بین خدا و انسان، یعنی شخص عیسی مسیح كه جان خود را به عنوان كفّاره در راه همه داد و به این ترتیب در زمان مناسب این حقیقت به ثبوت رسید.”

اول تیموتاوس 6-5: 2

هدیه ی خدا به تو

عیسی مسیح “جان خود را به عنوان کفاره” “در راه همه” داد. ما نیز شامل “همه” می شویم. او با مرگ و رستاخیزش، کفاره ی گناهان ما شد، تا بتواند واسطه ای میان ما و خداوند باشد. او زندگی نو را به ما پیشنهاد می دهد. این زندگی نو چگونه به ما داده خواهد شد؟

“زیرا مزدی كه گناه می‌دهد موت است، امّا خدا به کسانیکه با خداوند ما، مسیح عیسی متّحد هستند، حیات جاودان می‌بخشد.

رومیان 6:23

این زندگی نو یک “هدیه” است. به یک هدیه فکر کنید. هدیه بزرگ و کوچک ندارد. هدیه چیزی است که شما برای به دست آوردن آن کار نمی کنید و بعضی اوقات چیزی بیشتر از لیاقت شماست. اگر آن را با تلاش و کوشش به دست آورده اید، این دیگر یک هدیه نخواهد بود – این یک دستمزد است! شما نمی توانید کاری که عیسی بر روی صلیب کرد را با تلاش و کوشش خود به دست بیاورید. عیسی آن را به شما هدیه داده است. خیلی ساده!

این هدیه شامل چه چیزی است؟ زندگی ابدی. یعنی کفاره ی گناهان من و شما پرداخت شده است. خداوند ما را خیلی دوست دارد. چقدر باشکوه!

من و شما این زندگی نو را چگونه بدست می آوریم؟ دوباره در مورد هدایا فکر کنید. اگر کسی بخواهد هدیه ای به شما بدهد، باید آن را بپذیرید. وقتی هدیه ای به شما می دهند، دو گزینه دارید؛ یا هدیه را قبول نمی کنید (نه متشکرم) و یا آن را می پذیرید (بسیار ممنون، هدیه را قبول می کنم). این هدیه (زندگی نو) را نیز باید بپذیریم. نمی توان فقط از نظر ذهنی به آن این موهبت الهی را درک و باور و حتی مطالعه کرد. باید آن را یک راست قبول کرد.

“امّا به همهٔ کسانی‌که او را قبول كردند و به او ایمان آوردند، این امتیاز را داد كه فرزندان خدا شوند كه نه مانند تولّدهای معمولی و نه در اثر تمایلات نفسانی یک پدر جسمانی، بلكه از خدا تولّد یافتند.”

انجیل یوحنا  13-12: 1

انجیل درباره ی خداوند چنین می گوید:

” زیرا، انجام این كار در حضور خدا، نجات‌دهندهٔ ما، نیكو و پسندیده است. او مایل است همهٔ آدمیان نجات یابند و حقیقت را بشناسند.”

اول تیموتاوس  4-3: 2

او ناجی است. او می خواهد همه ی مردم هدیه او را بپذیرند و از گناه و مرگ نجات پیدا کنند. خواست خدا این است که ما این موهبت را بپذیریم. تسلیم خواست خدا شدن معنای واقعی کلمه ی “مسلمان” است. مسلمان کسی است که تسلیم می شود.

بدین ترتیب ما چگونه این هدیه را دریافت می کنیم؟ کتاب انجیل می گوید:

“پس هیچ تفاوتی میان یهودیان و غیر یهودیان نیست زیرا خدای واحد، خداوند همه است و نسبت به همهٔ کسانی که به او روی می‌آورند، بی‌اندازه بخشنده است.”

رومیان 10:12

به خاطر داشته باشید که این هدیه و این وعده برای “همه” است. عیسی مسیح مرده بود و سپس دیدیم که از مرگ برخاست؛ او اکنون زنده است.بنابراین اگر او را بنام صدا بزنید، او شما را خواهد شنید و هدیه را به شما خواهد داد. شما احتمالاً قبلاً هرگز چنین کاری نکرده اید. دعای زیر می تواند به شما کمک کند. اینها کلمات جادویی نیستند و همچنین این کلمات نیستند که قدرت خدا را وارد زندگی شما می کنند. شما می بایست مانند ابراهیم به وعده ی خدا ایمان بیاورید. شما باید به عیسی مسیح، اهدا کننده ی این هدیه اعتماد کنید. وقتی که به او اعتماد کنیم، او ما را خواهد شنید و به ما پاسخ خواهد داد. کتاب انجیل قدرتمند و در عین حال بسیار ساده است. می توانید دعای زیر را تکرار کنید.

پیامبر عزیز و عیسی مسیح نجات دهنده. گناهان من، مرا از خالقم جدا کرده است. هر کاری هم  بکنم، نمی توانم این دیوار را از بین ببرم. می دانم که مرگ تو کفاره ای برای تمامی گناهان من است. می دانم که پس از مرگ، زنده شدی. ایمان دارم که مرگ تو روی صلیب، برای از بین بردن این دیوار کافی است. من تسلیم تو می شوم. خواهش می کنم مرا از گناهانم پاک کن و واسطه ای شو بین من و خداوند، تا من زندگی جاوید داشته باشم. عیسی مسیح، از تو ممنونم که همه ی این کارها را در حق من کردی. لطفا راهنمای زندگی من باش. پروردگار و رهبر من باش. در نام خداوند متعال و مهربان دعا می کنم. آمین

آیا فرشتگانی که در سمت چپ و راستمان قرار دارند، در قیامت به ما کمک خواهند کرد؟

 

سوره ی الحاقة در مورد صوری حرف می زند که در روز قیامت به صدا درخواهد آمد:

“پس آنگاه كه در صور يك بار دميده شود و زمين و كوه ‏ها از جاى خود برداشته شوند و هر دوى آنها با يك تكان ريز ريز گردند، پس آن روز است كه واقعه [آنچنانى] وقوع يابد و آسمان از هم بشكافد و در آن روز است كه آن از هم گسسته باشد و فرشتگان در اطراف [آسمان]اند و عرش پروردگارت را آن روز هشت [فرشته ] بر سر خود بر مى دارند. در آن روز شما [به پيشگاه خدا] عرضه مى ‏شويد [و] پوشيده‏ اى از شما پوشيده نمى‏ ماند.”

سوره ی الحاقة، آیه ی 13 تا 18

سوره ی ق نیز روزی را که شیپور خدا به صدا در خواهد آمد را توصیف می کند؛ در آن روز، فرشتگان نگهبانی که در سمت چپ و راستمان قرار دارند، تمامی کار های ما را فاش خواهند کرد:

“و ما انسان را آفريده‏ ايم و مى‏ دانيم كه نفس او چه وسوسه‏ اى به او مى ‏كند و ما از شاهرگ [او] به او نزديكتريم. آنگاه كه دو [فرشته] دريافت‏ كننده از راست و از چپ مراقب نشسته‏ اند. [آدمى] هيچ سخنى را به لفظ درنمى ‏آورد، مگر اينكه مراقبى آماده نزد او [آن را ضبط مى ‏كند] و سكرات مرگ به راستى در رسيد اين همان است كه از آن مى‏ گريختى و در صور دميده شود اين است روز تهديد [من] و هر كسى مى ‏آيد [در حالى كه] با او سوق ‏دهنده و گواهى ‏دهنده‏ اى است. [به او مى‏ گويند] واقعا كه از اين [حال] سخت در غفلت بودى و[لى] ما پرده‏ ات را [از جلوى چشمانت] برداشتيم و ديده‏ ات امروز تيز است و [فرشته] همنشين او مى‏ گويد اين است آنچه پيش من آماده است [و ثبت كرده‏ ام].”

سوره ی ق، آیه 16 تا 23

آیه ی 20 به ما می گوید که “در صور دمیده می شود”. این اتفاق کی رخ خواهد داد؟ در انجیل می خوانیم که وقتی عیسی مسیح در مورد آمدن دوباره اش به شاگردانش می گفت، به این موضوع اشاره کرده بود:

“شیپور بزرگ به صدا خواهد آمد و او فرشتگان خود را می‌فرستد تا برگزیدگان خدا را از چهار گوشهٔ جهان و از کرانه‌های فلک جمع كنند.”

انجیل متی،  24:31

بعد از این چه اتفاقی خواهد افتاد؟ سوره ی ق می گوید فرشته هایی در سمت راست و چپ ما وجود دارند که اعمال ما را ثبت می کنند. از آنجا که خدا از شاهرگمان نیز به ما نزدیکتر است، انجیل به ما می گوید که تمامی اعمال ما نوشته می شوند. این در کتاب مکاشفه بیان شده است. مکاشفه توسط یوحنا نوشته شده است و این کتاب آخرین کتاب عهد جدید است. به آیاتی از این کتاب توجه کنید:

“آنگاه تخت سفید بزرگی را دیدم كه شخصی بر آن نشسته بود. آسمان و زمین از حضور او گریخت و دیگر اثری از آنها نبود و مردگان را دیدم كه همه از بزرگ و كوچک در مقابل تخت ایستاده بودند و كتابها باز می‌شد. در این وقت كتاب دیگری كه همان دفتر حیات است گشوده شد. مردگان بر طبق آنچه در كتابها نوشته شده بود یعنی مطابق کارهای خود، داوری شدند. دریا، مردگان خود را تحویل داد و مرگ و دنیای مردگان نیز مردگانی را كه در خود نگاه داشته بودند، پس دادند. آنها از روی کارهایشان داوری شدند. آنگاه مرگ و دنیای مردگان به دریاچهٔ آتش افكنده شد. (این دریاچهٔ آتش، مرگ دوم است.)و هرکس كه نامش در دفتر حیات نوشته نشده بود، به درون آن افكنده شد و هرکس كه نامش در دفتر حیات نوشته نشده بود، به درون آن افكنده شد.”

مکاشفه 15-11: 20

همه به خاطر تمامی کارهایی که انجام داده اند، محاکمه خواند شد. به خاطر همین، ما به فرشتگان در سمت راست و چپمان بعد از نماز سلام می کنیم و امیدواریم که این کارمان فایده ای داشته باشد.

کتاب زندگی

باید توجه داشته باشید که کتاب دیگری به نام “کتاب زندگی” نیز وجود دارد. این کتاب با کتاب هایی که در آن کارهای خوب و بد ما ثبت شده است، متفاوت است. نوشته شده است که :”کسی که نامش در کتاب زندگی نوشته نشده است، به دریاچه ی آتش پرتاب خواهد شد.” (نام دیگر جهنم). فرشته ای که در سمت راست است، کارهای خوبمان را می نویسد و فرشته ای که در سمت چپ است، کارهای بدمان را. حتی اگر لیست کارهای خوبمان بیشتر از لیست کارهای بدمان باشد، اگر نام ما در کتاب زندگی نباشد، به جهنم خواهیم رفت. این “کتاب زندگی” چیست و چگونه می توان ناممان را در آن نوشت؟

کتاب تورات و کتاب قرآن، هر دو، به گناه حضرت آدم اشاره کرده اند؛ خداوند آدم و حوا را به سبب نافرمانی، از بهشت بیرون کرد و آنها را فانی ساخت. این مجازات فقط برای آدم نبود، بلکه تمامی نسل او، من و شما نیز، به این جزای الهی محکوم شدیم. به دلیل، ما نیز مانند او فانی هستیم. عیسی مسیح برای ترمیم این زندگی فانی به این دنیا آمد تا نام ما دوباره در کتاب زندگی نوشته شود. انجیل چنین می گوید:

“یقین بدانید، هرکه سخنان مرا بشنود و به فرستندهٔ من ایمان آورد، حیات جاودانی دارد و هرگز محكوم نخواهد شد، بلكه از مرگ گذشته و به حیات رسیده است.”

انجیل یوحنا 5:24

اینکه حضرت ابراهیم چه دیدگاهی نسبت به این موهبت زندگی داشت و اینکه چرا عیسی مسیح می تواند به ما زندگی ببخشد، مطالبی هستند که ما در اینجا با جزئیات بیشتری درباره ی آنها توضیح داده ایم. سوره ی ق به ما هشدار می دهد که:

“[به آن دو فرشته خطاب مى ‏شود] هر كافر سرسختى را در جهنم فروافكنيد.

سوره ی ق، آیه ی 24)

بنابراین، اگر زندگی ابدی به ما پیشنهاد می شود، چرا باید از این بی خبر باشیم؟

 

جگونه می توان هدیه ی عیسی مسیح دریافت کرد

 

ما آخرین هفته از زندگی عیسی مسیح را با جزئیات مورد مطالعه قرار دادیم. کتاب انجیل می گوید که او در روز ششم، که جمعه ی خوب نام دارد، به صلیب کشیده و در روز یکشنبه زنده شد. در این باره پیشگویی های زیادی را در کتاب تورات، کتاب مزامیر و نوشته های پیامبران با هم خواندیم. چرا این اتفاقات، رخ داد؟ رخ دادن این اتفاق چه فایده ای در زندگی من و شما دارد؟ بیایید با هم ببینیم که عیسی مسیح به ما چه پیشنهادی دارد و ما چگونه می توانیم رحمت و بخشش را دریافت کنیم. با دانستن این موضوع، معنای قربانی ابراهیم در سوره ی الصافات و دعای “ما را به راه راست هدایت کن”  را در سوره ی الحمد خواهیم فهمید. در ادامه همچنین، به بررسی کلمه ی “مسلمان” و معنای آن “تسلیم شدن” خواهیم پرداخت. چرا  با اینکه وضو، زکات و حلال خوری کار های خوبی هستند، ولی برای روز قیامت ناکافی اند؟

خبر بد- پیامبران در مورد رابطه ی بین ما و خدا چه چیز هایی را نوشته اند

تورات در مورد آفرینش انسان این چنین می نویسد:

“پس ‌خدا انسان ‌را شبیه‌ خود آفرید. ایشان ‌را زن و مرد‌ آفرید.

پیدایش 1:27

منظور از “شبیه خود آفرید”، از نظر ظاهری و فیزیکی نیست، بلکه از نظر عاطفی، روحی، فکری و معنوی است که خداوند این شباهت ها را در هنگام خلقت انسان درون او قرار داد. ما آفریده شدیم تا با خدا در ارتباط باشیم. شکل بعدی این جملات را بهتر توضیح خواهد داد. در شکل میبینیم که خداوند، خالق قادر متعال، در بالا قرار دارد و زن و مرد در زیر قرار گرفته اند، زیرا که ما انسان ها موجودات فانی هستیم. رابطه ی انسان با خدا توسط فلش ​​نشان داده شده است.

همه چیز خدا، از جمله شخصیتش کامل و بی نقص است. او مقدس است. مزامیر می گوید:

“زیرا تو ای خدا، از شرارت بیزار هستی و گناهکاران به بارگاهت راه ندارند. متکبّران در پیشگاه تو نخواهند ایستاد و از همهٔ شریران نفرت داری.

مزامیر، 5-4: 5

آدم فقط یکبار نافرمانی کرد و خداوند بخاطر قدوسیت و کامل بودنش او را مجازات کرد. قرآن و تورات می نویسند که خداوند به دلیل نافرمانی آدم، او را فانی ساخت و از پیش خود راند. نتیجه ی گناه آدم به ما هم مربوط می شود. وقتی ما گناه می کنیم، به خداوند بی احترامی می کنیم. بله این بی احترامی محسوب می شود، زیرا که ما برای گناه کردن و نا اطاعتی آفریده نشدیم. بدین ترتیب، روابطمان با خدا خراب می شود و بین ما و او، دیواری غیر قابل نفوذ به وجود می آید.

آیا دین به ما کمک می کند تا این دیوار غیر قابل نفوذ را خراب کنیم

بسیاری از ما سعی می کنیم از طریق دین این دیوار را از بین ببریم. با انجام کار های خوب و نیک، در صدد تخریب این دیوار هستیم. دعا می کنیم، روزه می گیریم، حج را به جای می آوریم، به مسجد می رویم، زکات و صدقه می دهیم – همه ی این کارها را می کنیم تا این دیوار نابود شود. شکل بعدی خیلی خوب این موضوع را توضیح می دهد. ما فکر می کنیم که این کار ها می توانند بعضی  از گناهانمان را محو کنند. اگر کارهای خوبمان خیلی زیاد باشند، می توانیم از گناهانمان رهایی یابیم و رحمت و بخشش خدا را دریافت کنیم.

چند کار خوب باید انجام دهیم تا از گناه خلاص شویم؟ چگونه می دانیم و مطمئن هستیم که کارهای نیک ما برای از بین بردن گناهانمان و از بین بردن دیوار بین ما و خدا کافی خواهند بود؟ آیا نیت و تلاشمان برای انجام عمل صالح، برای این کافی است؟ ما جواب مطمئنی برای این سوال نداریم، بنابراین تا آنجا که ممکن است سعی خود را می کنیم و امیدواریم که تا روز قیامت و داوری کارهای خوبمان به اندازه و کافی باشند.

ما علاوه بر تلاش برای انجام کارهای نیک و شایسته، با حسن نیت تلاش می کنیم تمیز و پاک بمانیم. ما قبل از نماز وضو می گیریم. ما سعی می کنیم تا از انسان ها، اشیاء ها و مواد غذایی که می توانند ما را آلوده و نجس کنند، دوری کنیم، اما اشعیای نبی گفت:

“ما همه گناهکاریم و حتّی بهترین کارهای ما سرتاسر ناپاک است. به‌خاطر گناهانمان، ما مانند برگهای پژمرده‌ای هستیم که باد آنها را پراکنده می‌کند.”

اشعیای نبی، 64:6

منظور این پیامبر این است که هر کاری هم بکنیم، باز هم گناهکاریم و نمی توانیم با اعمال صالحمان آنها را از بین ببریم. این خبر خیلی بدی است. اما فقط این نیست. وضعیت از آنچه که ما می دانیم بدتر است.

خبر بدتر: قدرت گناه و مرگ

موسی نبی، آنچه را که قوانین شریعت از مردم می خواست به صراحت بیان کرد: قانون اطاعت کامل را طلب می کرد. قانون هیچ وقت از ما اطاعت نصفه کاره نخواست. در اصل، بار ها در قانون ذکر شده است که پاداش گناه مرگ است. در دوران زندگی نوح و زن لوط نیز می بینیم که به خاطر انجام گناه به مرگ محکوم شدند.

انجیل چنین می گوید

“پاداش گناه مرگ است…”

رومیان 6:23)

کلمه ی “مرگ” به معنای “جدایی” است. وقتی جان از بدن جدا می شود، بدن از نظر فیزیکی میمیرد. ما نیز از نظر روحانی و معنوی، از خداوند جداییم. به دلیل این هم او ما را مرده و ناپاک می داند.

این اشکال امید بستن به رهایی از گناهانمان با انجام کارهای صالح را به ما نشان می دهد. مسئله این است که تلاشمان برای انجام عمل صالح و کار های نیک خیلی خوب است ولی کافی نیست؛ زیرا که پاداش گناه مرگ است. یعنی اعمال ما در مقابل گناه قدرتی ندارد و فقط مرگ می تواند با مرگ مبارزه کند و این دیوار و جدایی را به پایان برساند. اگر این اتفاق بیفتد عدالت خدا هم برقرار می شود. تلاش های ما شبیه مبارزه با سرطان به واسطه ی تغذیه ی سالم است، که مسلما نتیجه ی آن مرگ خواهد بود؛ تغذیه ی سالم بد نیست ولی برای مبارزه با سرطان کافی نیست و نمی تواند سرطان را درمان کند. برای درمان سرطان به چیزی کاملاً متفاوت نیاز دارید – درمانی که سلولهای سرطانی را از بین ببرد.

بنابراین می توان نتیجه گرفت، علیرغم تمام تلاش ها و نیتهای نیک ما برای صالح بشمار آمدن، از نظر خدا ما مثل مرده و ناپاک هستیم.

ابراهیم نبی راه درست را نشان می دهد

داستان زندگی ابراهیم فرق داشت. ابراهیم به خدا ایمان آورد و به خاطر این ایمانش، صالح شمرده شد. همانطور که می بینید او به خاطر اعمالش صالح شمرده نشد. او به جای انجام کار های نیک، به خدایی اعتبار کرد که توانایی از بین بردن تمامی کاستی های او را داشت. ما جزئیات این مسئله را در مقاله ای که راجع به قربانی شدن پسر ابراهیم و قوچی که در دقیقه ی آخر از جانب خدا رسید، خواندیم.

سوره ی الصافات در این باره اینطور می نویسد:

“و او را در ازاى قربانى بزرگى باز رهانيديم و در [ميان] آيندگان براى او [آوازه ی نيك] به جاى گذاشتيم. درود بر ابراهيم!”سوره ی الصافات،

آیه ی 107 تا 109

خداوند “فدیه داد” و ابراهیم از او دعای خیر، رحمت و بخشش دریافت کرد. معنی همه ی این ها در کلمه ی “سلام” جمع بندی می شود.

خبر خوش: فداکاری هایی که عیسی مسیح به خاطر ما انجام داد

زندگی ابراهیم، برای ما یک نمونه ای است که راه درست را به ما نشان می دهد. سوره ی الحمد می نویسد:

“[و] خداوند روز جزاست. [بار الها] تنها تو را مى ‏پرستيم و تنها از تو يارى مى‏ جوييم. ما را به راه راست هدايت فرما. راه آنان كه گرامى‏ شان داشته اى نه [راه] مغضوبان و نه [راه] گمراهان.”

سوره ی الحمد، آیه ی 4 تا 7

کتاب مقدس توضیح می دهد که نمونه ی ابراهیم آماده کردن حیوان قربانی را توسط خداوند نشان می دهد؛ بدین ترتیب، خداوند یک راه حل ساده اما فوق العاده برای حل مشکلی مثل مرگ را فراهم می کند.

“زیرا مزدی كه گناه می‌دهد مرگ است، امّا خدا به کسانیکه با خداوند ما، مسیح عیسی متّحد هستند، حیات جاودان می‌بخشد.”

رومیان 6:23

تا اینجا ما فقط در مورد “خبرهای بد” صحبت کردیم. اما معنای کلمه ی “انجیل” “خبر خوب و خوش” است. مطلب اصلی کتاب انجیل این است: مرگ عیسی مسیح بر روی صلیب برای شکستن دیوار بین ما و خدا کافی است. به همین دلیل نیز کتاب انجیل خبر خوب و خوشی است برای ما.

عیسی مسیح قربانی شد و سپس مثل نوبر از مرگ برخاست و زنده شد. الآن او ب ما زندگی تازه و نو را پیشنهاد می کند. ما دیگر نباید زندانی گناه باشیم.

عیسی مسیح با قربانی شدن و رستاخیزش، دیوار بین ما و خدا را تبدیل به در کرد. او راجع به خودش چنین گفته بود:

“من در هستم، هرکه به وسیلهٔ من وارد شود نجات می‌یابد و به داخل و خارج می‌رود و علوفه پیدا می‌کند. دزد می‌آید تا بدزدد، بكشد و نابود سازد. من آمده‌ام تا آدمیان حیات یابند و آن را به طور كامل داشته باشند.”

انجیل یوحنا 10-9: 10

از طریق این در، ما می توانیم رابطه ی قبلی که با خداوند داشتیم را، دوباره با او برقرار کنیم. و می توانیم مطمئن باشیم که گناهان ما به خاطر رحمت او بخشیده می شوند.

انجیل می گوید:

” زیرا یک خدا وجود دارد و یک واسطه بین خدا و انسان، یعنی شخص عیسی مسیح كه جان خود را به عنوان كفّاره در راه همه داد و به این ترتیب در زمان مناسب این حقیقت به ثبوت رسید.”

اول تیموتاوس 6-5: 2

هدیه ی خدا به تو

عیسی مسیح “جان خود را به عنوان کفاره” “در راه همه” داد. ما نیز شامل “همه” می شویم. او با مرگ و رستاخیزش، کفاره ی گناهان ما شد، تا بتواند واسطه ای میان ما و خداوند باشد. او زندگی نو را به ما پیشنهاد می دهد. این زندگی نو چگونه به ما داده خواهد شد؟

“زیرا مزدی كه گناه می‌دهد موت است، امّا خدا به کسانیکه با خداوند ما، مسیح عیسی متّحد هستند، حیات جاودان می‌بخشد.

رومیان 6:23

این زندگی نو یک “هدیه” است. به یک هدیه فکر کنید. هدیه بزرگ و کوچک ندارد. هدیه چیزی است که شما برای به دست آوردن آن کار نمی کنید و بعضی اوقات چیزی بیشتر از لیاقت شماست. اگر آن را با تلاش و کوشش به دست آورده اید، این دیگر یک هدیه نخواهد بود – این یک دستمزد است! شما نمی توانید کاری که عیسی بر روی صلیب کرد را با تلاش و کوشش خود به دست بیاورید. عیسی آن را به شما هدیه داده است. خیلی ساده!

این هدیه شامل چه چیزی است؟ زندگی ابدی. یعنی کفاره ی گناهان من و شما پرداخت شده است. خداوند ما را خیلی دوست دارد. چقدر باشکوه!

من و شما این زندگی نو را چگونه بدست می آوریم؟ دوباره در مورد هدایا فکر کنید. اگر کسی بخواهد هدیه ای به شما بدهد، باید آن را بپذیرید. وقتی هدیه ای به شما می دهند، دو گزینه دارید؛ یا هدیه را قبول نمی کنید (نه متشکرم) و یا آن را می پذیرید (بسیار ممنون، هدیه را قبول می کنم). این هدیه (زندگی نو) را نیز باید بپذیریم. نمی توان فقط از نظر ذهنی به آن این موهبت الهی را درک و باور و حتی مطالعه کرد. باید آن را یک راست قبول کرد.

“امّا به همهٔ کسانی‌که او را قبول كردند و به او ایمان آوردند، این امتیاز را داد كه فرزندان خدا شوند كه نه مانند تولّدهای معمولی و نه در اثر تمایلات نفسانی یک پدر جسمانی، بلكه از خدا تولّد یافتند.”

انجیل یوحنا  13-12: 1

انجیل درباره ی خداوند چنین می گوید:

” زیرا، انجام این كار در حضور خدا، نجات‌دهندهٔ ما، نیكو و پسندیده است. او مایل است همهٔ آدمیان نجات یابند و حقیقت را بشناسند.”

اول تیموتاوس  4-3: 2

او ناجی است. او می خواهد همه ی مردم هدیه او را بپذیرند و از گناه و مرگ نجات پیدا کنند. خواست خدا این است که ما این موهبت را بپذیریم. تسلیم خواست خدا شدن معنای واقعی کلمه ی “مسلمان” است. مسلمان کسی است که تسلیم می شود.

بدین ترتیب ما چگونه این هدیه را دریافت می کنیم؟ کتاب انجیل می گوید:

“پس هیچ تفاوتی میان یهودیان و غیر یهودیان نیست زیرا خدای واحد، خداوند همه است و نسبت به همهٔ کسانی که به او روی می‌آورند، بی‌اندازه بخشنده است.”

رومیان 10:12

به خاطر داشته باشید که این هدیه و این وعده برای “همه” است. عیسی مسیح مرده بود و سپس دیدیم که از مرگ برخاست؛ او اکنون زنده است.بنابراین اگر او را بنام صدا بزنید، او شما را خواهد شنید و هدیه را به شما خواهد داد. شما احتمالاً قبلاً هرگز چنین کاری نکرده اید. دعای زیر می تواند به شما کمک کند. اینها کلمات جادویی نیستند و همچنین این کلمات نیستند که قدرت خدا را وارد زندگی شما می کنند. شما می بایست مانند ابراهیم به وعده ی خدا ایمان بیاورید. شما باید به عیسی مسیح، اهدا کننده ی این هدیه اعتماد کنید. وقتی که به او اعتماد کنیم، او ما را خواهد شنید و به ما پاسخ خواهد داد. کتاب انجیل قدرتمند و در عین حال بسیار ساده است. می توانید دعای زیر را تکرار کنید.

پیامبر عزیز و عیسی مسیح نجات دهنده. گناهان من، مرا از خالقم جدا کرده است. هر کاری هم  بکنم، نمی توانم این دیوار را از بین ببرم. می دانم که مرگ تو کفاره ای برای تمامی گناهان من است. می دانم که پس از مرگ، زنده شدی. ایمان دارم که مرگ تو روی صلیب، برای از بین بردن این دیوار کافی است. من تسلیم تو می شوم. خواهش می کنم مرا از گناهانم پاک کن و واسطه ای شو بین من و خداوند، تا من زندگی جاوید داشته باشم. عیسی مسیح، از تو ممنونم که همه ی این کارها را در حق من کردی. لطفا راهنمای زندگی من باش. پروردگار و رهبر من باش. در نام خداوند متعال و مهربان دعا می کنم. آمین

در روز پنجم، شیطان برای جنگیدن با مسیح به میدان می آید

همتنطور که خواندیم، عیسی مسیح در چهارمین روز از هفته ی آخر زندگیش، در مورد نشانه های زمان بازگشتش به دنیا حرف زد. طبق آیات انجیل، رهبران دینی درصدد کشتن او بودند و شیطان که عیسی را دشمن خود می دانست، از این موقعیت استفاده کرد. کتاب مقدس در این باره می نویسد:

“عید فطیر كه به فصح معروف است نزدیک می‌شد. سران كاهنان و علما در پی آن بودند بهانه‌ای پیدا نموده عیسی را به قتل برسانند زیرا از تودهٔ مردم بیم داشتند. شیطان به دل یهودا كه لقب اسخریوطی داشت و یكی از دوازده حواری بود وارد شد. یهودا پیش سران كاهنان و افسرانی كه مسئول نگهبانی از معبد بزرگ بودند رفت و با آنان در این خصوص كه چگونه عیسی را به دست آنان تسلیم كند گفت‌وگو كرد. ایشان بسیار خوشحال شدند و تعهّد نمودند مبلغی پول به او بدهند. یهودا موافقت كرد و پی فرصت می‌گشت تا عیسی را دور از چشم مردم به دست آنان بسپارد

همانطور که دیدید، شیطان از موقعیت پیش آمده استفاده کرد و یهودا، یکی از شاگردان، را فریب داد. ما نباید تعجب کنیم. سوره ی فاطر و یس، شیطان را اینگونه توصیف می کنند:

” در حقيقت‏ شيطان دشمن شماست‏ شما [نيز] او را دشمن گيريد [او] فقط دار و دسته خود را مى‏ خواند تا آنها از ياران آتش باشند.”
سوره ی الفاطر، آیه ی 6

“اى فرزندان آدم مگر با شما عهد نكرده بودم كه شيطان را مپرستيد زيرا وى دشمن آشكار شماست.” سوره ی یس، آیه ی 60)

در پایان انجیل، ابلیس اینطور به تصویر کشیده شده است:

” در آسمان جنگی برپا شد. میكائیل و فرشتگانش با اژدها و فرشتگان او جنگیدند. اژدها شكست خورد و دیگر در آسمان جایی برای او و فرشتگانش نبود. پس آن اژدهای بزرگ از آسمان به زیر انداخته شد؛ آن مار قدیمی كه تمام جهان را گمراه می‌کند و نامش ابلیس و شیطان است، با فرشتگانش به زمین افكنده شدند.”

مکاشفه 9-7: 12

شیطان دشمن شما هم هست. کتاب مقدس او را مانند اژده هایی به تصویر کشیده، که قادر است همه را به دنبال خود بکشد. همانطور که در باغ عدن، به آدم گفته شد، این دشمن برای کشتن عیسی مسیح از یهودا استفاده کرد. انجیل دراینباره می گوید:

 از آن وقت یهودا به دنبال فرصت مناسبی بود تا عیسی را تسلیم نماید.” انجیل متی 26:16

ششمین روز هفته، روز عید پسح بود. اولین بار این عید، توسط موسی، 1500 سال پیش جشن گرفته شده بود. سوال این است: در چنین روزی، شیطان چگونه فرصت انجام این کار را پیدا کرد؟ جواب این سوال را بررسی خواهیم کرد.

خلاصه ی روز پنجم

شکل بعدی، اتفاقاتی را که در روز پنجم رخ داد را نشان می دهد.

در روز های سوم و چهارم، عیسی مسیح درباره ی آینده و بازگشت دوباره اش حرف می زند

درخت انجیر با ستاره ها چه نقاط مشترکی دارد؟ هر دوی اینها نشانه هایی از وقایع بزرگ هستند و اخطاری برای کسانی هستند که هنوز آماده نیستند. سوره ی التین چنین می گوید:

“سوگند به انجير و زيتون.”    

سوره ی التین، آیه ی 1

همچنین در ادامه، راجع به آینده اینطور می گوید:

“[كه] براستى انسان را در نيكوترين اعتدال آفريديم. سپس او را به پست‏ ترين [مراتب] پستى بازگردانيديم.”  

سوره ی التین، آیه ی 4 و 5

سوره ی المرسلات، سوره ی التکویر و سوره ی الانفطار بارها در مورد نابودی ستارگان نوشته اند؛ آنها اشاره کرده اند که خاموش شدن ستارگان علامت بزرگی است:

“پس وقتى كه ستارگان محو شوند و آنگاه كه آسمان بشكافد و آنگاه كه كوه ‏ها از جا كنده شوند.”

سوره ی المرسلات، آیات 8 تا 10

“آنگاه كه خورشيد به هم درپيچد و آنگه كه ستارگان همى‏ تيره شوند و آنگاه كه كوهها به رفتار آيند.”

سوره ی التکویر،  آیات 1 تا 3

“آنگاه كه آسمان زهم بشكافد و آنگاه كه اختران پراكنده شوند و آنگاه كه درياها از جا بركنده گردند.”

سوره ی الانفطار، آیات 1 تا 3

این آیات دقیقا به چه معناست؟  عیسی مسیح در طول هفته ی آخر زندگی اش، جواب این سوال را به ما توضیح می دهد. بیایید ابتدا به این موضوع نگاه کنیم.

طبق گفته های دانیال و زکریای نبی،  پس از ورود به اورشلیم، در روز یکشنبه برابر با نهم نیسان، عیسی مسیح در روز دوشنبه، برابر با دهم  نیسان به معبد می آید تا مطابق دستورات موسی در تورات  به عنوان بره ی خدا انتخاب شود. رهبران و روحانیون یهودی، عیسی مسیح را نپذیرفتند. در اصل، هنگامی که عیسی شروع به تمیز کردن معبد کرد، آنها تصمیم به کشتن او گرفتند. کتاب مقدس درباره ی کارهای بعدی عیسی مسیح، می نویسد:

لعنت کردن درخت انجیر

“آنگاه آنان را ترک كرد و از شهر خارج شد و به بیت‌عنیا رفت و شب را در آنجا گذرانید. صبح روز بعد، وقتی عیسی به شهر برگشت گرسنه شد و در كنار جاده درخت انجیری دیده به طرف آن رفت امّا جز برگ چیزی در آن نیافت پس آن درخت را خطاب كرده فرمود: «تو دیگر هرگز ثمر نخواهی آورد» و آن درخت در همان لحظه خشک شد.”     

انجیل متی، 19-17: 21

بسیاری از مردم این موضوع را درک نمی کنند و می پرسند:”چرا عیسی درخت را با سخنان خود نفرین کرد؟” انجیل جواب این سوال را به صورت واضح به ما نمی دهد، اما اگر نگاهی به نوشته های پیامبران عهد عتیق بیاندازیم، جواب این سوال را به روشنی خواهیم یافت. این پیامبران که درباره ی روز داوری نبوت های زیادی کرده اند، در نوشته های خود مثال های زیادی از درخت انجیر خشک شده زده اند. بیایید به این نوشته ها نگاهی بیاندازیم:

“تاکهای انگور از بین رفته و درختان انجیر،انار، خرما، سیب و تمام درختان دیگر خشک شده‌اند.خوشی و سُرور برای مردم نمانده است.”                

یوئیل 1:12

“با باد سموم و آفت، محصول باغها و تاکستانهای شما را از بین بردم. درختان انجیر و زیتون شما خوراک ملخ شدند، بازهم شما به سوی من بازگشت نکردید.”                 

عاموس 4:9

“هرچند که غلّه‌ای در انبارها باقی نمانده و هنوز تاکها و درختان انجیر، انار و زیتون، میوه نیاورده‌اند، امّا از همین روز شما را برکت می‌دهم.”        

حجی  2:19

“خورشید و ماه و ستارگان به گرد و خاک مُبدّل خواهند شد. مثل طوماری که بپیچند، آسمان هم همان‌طور ناپدید خواهد شد و ستارگان مانند برگهای یک تاک یا درخت انجیر بر زمین خواهند ریخت.”      

اشعیاء  34:4

“«می‌خواستم مثل کسیکه محصول خود را جمع می‌کند، قوم خود را جمع کنم؛ امّا آنها مثل تاک بی‌انگور، و مثل درخت انجیر بی‌میوه هستند. حتّی برگهای آنها هم پژمرده شده‌اند. پس من اجازه دادم تا بیگانگان آن زمین را تصرّف کنند.»”   

ارمیا  8:13

هوشع نبی نیز از واژه ی درخت انجیر در نوشته هایش استفاده کرده است. درخت انجیر در نوشته های او به بنی اسرائیل اشاره دارد:

“خداوند می‌فرماید: «وقتی اسرائیل را یافتم برای من مانند انگور در بیابان و یافتن نیاکانشان مانند نوبر انجیر، برایم لذّتبخش بود، امّا وقتی به شهر فغور رفتند، خود را وقف بت بعل کردند و بزودی مثل خدایانی که عاشق آنها بودند مکروه و ناپاک شدند. شکوه افرایم مانند پرنده‌ای پرواز می‌کند. زنهای ایشان دیگر حامله نمی‌شوند و جنینی در رحم بسته نمی‌شود و بچّه‌ای به دنیا نخواهد آمد. اگر هم فرزندانشان بزرگ شوند، من همه را از آنها می‌گیرم و یک نفر را هم زنده نمی‌گذارم. وای به حال آنها وقتی‌ که من آنها را ترک کنم!»…

 بنی‌اسرائیل چون گیاهی است که ریشه‌اش خشکیده و میوه‌ای نمی‌دهد. ایشان فرزندی نخواهند داشت، امّا اگر فرزندی هم داشتند که برایشان عزیز باشد، او را خواهم کُشت.» خدای من آنها را ترک خواهد کرد. آنها در بین اقوام دیگر سرگردان و آواره خواهند شد، زیرا به کلام خدا گوش ندادند.”       

هوشع  17-16 ، 12-10: 9

این لعنت ها زمانی به وقوع پیوست که شهر اورشلیم در سال 586 قبل از میلاد ویران شد (برای مطالعه ی تاریخ یهودیان اینجا را کلیک کنید). نفرین درخت انجیر توسط عیسی مسیح، در واقع سمبل ویرانی دوباره ی شهر اورشلیم و تبعید دوباره ی یهودیان است.

عیسی مسیح  پس از لعنت کردن درخت انجیر، برای تدریس و تعلیم دادن به مردم به معبد برمی گردد و در آنجا با روحانیون صحبت می کند. او هشدار های زیادی در مورد روز داوری داد؛ همه ی آنها را در انجیل می توانیم پیدا کنیم. شما می توانید همه ی آنها را در اینجا بخوانید.

عیسی مسیح از علائمی سخن می گوید که به زمان بازگشت دوباره ی او اشاره می کنند

بعد از آن عیسی مسیح تخریب معبد یهودیان در اورشلیم را پیش بینی کرد. در آن زمان، این معبد با شکوه ترین بنا در کل امپراتوری روم بود. با این حال، کتاب مقدس می گوید که عیسی مسیح درباره ی ویران شدن آن نبوت کرده بود. سپس او درباره ی بازگشت دوباره اش به دنیا و علائم آن روزها حرف می زند:

“درحالیکه عیسی از معبد بزرگ خارج می‌شد، شاگردانش توجّه او را به بناهای معبد بزرگ جلب نمودند.عیسی به آنها گفت: «آیا این بناها را نمی‌بینید؟ یقین بدانید كه هیچ سنگی از آن بر سنگ دیگر باقی نخواهد ماند، بلكه همه فرو خواهند ریخت.» وقتی عیسی در روی كوه زیتون نشسته بود، شاگردانش نزد او آمدند و به طور محرمانه به او گفتند: «به ما بگو، چه زمانی این امور واقع خواهد شد؟ و نشانهٔ آمدن تو و رسیدن آخر زمان چه خواهد بود؟»”         

انجیل متی  3-1: 24

عیسی مسیح سخنان خود را با پیش بینی در مورد تخریب معبد یهودیان آغاز می کند. اگر به تاریخ رجوع کنیم، می بینیم که، این حادثه در سال 70 بعد از میلاد مسیح رخ داده است.[i] او بعد از تمام کردن سخنانش، معبد را ترک می کند و به کوه زیتون می رود. طبق عادات یهودیان، روز نو از زمان غروب آفتاب شروع می شود؛ به خاطر همین هم، چهارمین روز از هفته ی آخر زندگی عیسی، یعنی 12 نیسان، دیگر شروع شده بود. در آن روز او به سؤالات شاگردان خود در مورد بازگشت دوباره اش، پاسخ داد و به آنها راجع به روز محاکمه و داوری تعلیم داد.

“عیسی جواب داد: «مواظب باشید که کسی شما را گمراه نسازد. زیرا بسیاری به نام من خواهند آمد و خواهند گفت: “من مسیح هستم.” و بسیاری را گمراه خواهند كرد. زمانی می‌آید كه شما صدای جنگها را از نزدیک و اخبار مربوط به جنگ در جاهای دور را خواهید شنید. هراسان نشوید، چنین وقایعی باید رخ دهد، امّا پایان كار هنوز نرسیده است. زیرا ملّتی با ملّت دیگر و دولتی با دولت دیگر جنگ خواهد كرد و قحطی‌ها و زمین لرزه‌ها در همه‌جا پدید خواهد آمد. اینها همه مثل آغاز درد زایمان است. «در آن وقت شما را برای شكنجه وكشتن تسلیم خواهند نمود و تمام جهانیان به‌خاطر ایمانی كه به من دارید، از شما متنفّر خواهند بود و بسیاری ایمان خود را از دست خواهند داد و یکدیگر را تسلیم دشمن نموده، از هم متنفّر خواهند شد. انبیای دروغین زیادی برخواهند خاست و بسیاری را گمراه خواهند نمود و شرارت به قدری زیاد می‌شود كه محبّت آدمیان نسبت به یکدیگر سرد خواهد شد. امّا هرکس تا آخر پایدار بماند نجات خواهد یافت و این مژدهٔ پادشاهی الهی در سراسر عالم اعلام خواهد شد تا برای همهٔ ملّتها شهادتی باشد و آنگاه پایان كار فرا می‌رسد. «پس هرگاه آن وحشت عظیمی را كه دانیال نبی از آن سخن گفت در مكان مقدّس ایستاده ببینید (خواننده خوب توجّه كند که منظور این قسمت چیست) کسانی‌که در یهودیه هستند، باید به کوهها بگریزند. اگر کسی روی بام خانه‌ای باشد، نباید برای بردن اسباب خود به پایین بیاید و اگر کسی در مزرعه باشد، نباید برای بردن لباس خود به خانه برگردد. آن روزها برای زنهای آبستن و شیرده چقدر وحشتناک خواهد بود! دعا كنید كه وقت فرار شما در زمستان و یا در روز سبت نباشد، زیرا در آن وقت مردم به چنان رنج و عذاب سختی گرفتار خواهند شد كه از ابتدای عالم تا آن وقت هرگز نبوده و بعد از آن هم دیگر نخواهد بود.اگر خدا آن روزها را كوتاه نمی‌کرد، هیچ جانداری جان سالم به در نمی‌برد. امّا خدا به‌خاطر برگزیدگان خود آن روزها را كوتاه خواهد ساخت. «در آن زمان اگر کسی به شما بگوید “نگاه كن! مسیح اینجا یا آنجاست” آن را باور نكنید. زیرا اشخاص بسیاری پیدا خواهند شد كه به دروغ ادّعا می‌کنند، مسیح یا نبی هستند و نشانه‌ها و عجایب بزرگی انجام خواهند داد به طوری كه اگر ممكن بود، حتّی برگزیدگان خدا را هم گمراه می‌کردند. توجّه كنید، من قبلاً شما را آگاه ساخته‌ام. «اگر به شما بگویند كه او در بیابان است، به آنجا نروید و اگر بگویند كه او درون خانه است، باور نکنید. ظهور پسر انسان مانند ظاهر شدن برق درخشان از آسمان است كه وقتی از شرق ظاهر شود تا غرب را روشن می‌سازد. هرجا لاشه‌ای باشد، لاشخوران در آنجا جمع می‌شوند! «به محض آنكه مصیبت آن روزها به پایان برسد، خورشید تاریک خواهد شد و ماه دیگر نور نخواهد داد، ستارگان از آسمان فرو خواهند ریخت و قدرتهای آسمانی متزلزل خواهند شد. پس از آن، علامت پسر انسان در آسمان ظاهر می‌شود و همهٔ ملل عالم سوگواری خواهند كرد و پسر انسان را خواهند دید كه با قدرت و جلال عظیم بر ابرهای آسمان می‌آید. شیپور بزرگ به صدا خواهد آمد و او فرشتگان خود را می‌فرستد تا برگزیدگان خدا را از چهار گوشهٔ جهان و از کرانه‌های فلک جمع كنند.”         

انجیل متی  31-4: 24

در اینجا عیسی مسیح به وقایع بعد از ویران شدن معبد اشاره می کند. او گفت که از زمانی که معبد خراب می شود تا زمانی که او دوباره به این دنیا برگردد، شر تمام  جهان را فرا خواهد گرفت؛ زلزله، قحطی و جنگ زیاد خواهد شود. پیروانش مورد آزار و اذیت قرار خواهد گرفت

شرارت افزایش می یابد ، زمین لرزه ها ، قحطی ها و جنگ ها رخ می دهد. پیروان او مورد آزار و اذیت قرار می گیرند. با این حال، عیسی این را نیز اضافه کرد:”و این مژدهٔ پادشاهی الهی در سراسر عالم اعلام خواهد شد تا برای همهٔ ملّتها شهادتی باشد و آنگاه پایان كار فرا می‌رسد.” (آیه ی 14). همه ی مردم او را خواهند شناخت و در آن زمان است که پیامبران دروغین زیاد شده، اطلاعات اشتباهی در مورد او و بازگشتش به مردم خواهند گفت. علائم واقعی عبارتند از: ” ملت ها با هم خواهند جنگید، هرج و مرج زیاد شده و ماه، خورشید و ستارگان همگی خاموش خواهند شد”.

ما می بینیم که چگونه جنگ ها، هرج و مرج و زلزله ها در حال افزایش اند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که زمان بازگشت عیسی مسیح در حال نزدیک شدن است. آیا شما خود را برای آن روز آماده کرده اید؟ عیسی مسیح گفته بود:

“«از درخت انجیر درسی بیاموزید: هر وقت شاخه‌های آن جوانه می‌زنند و برگ می‌آورند، شما می‌دانید كه تابستان نزدیک است. به همان طریق وقتی تمام این چیزها را می‌‌بینید بدانید كه آخر كار نزدیک، بلكه بسیار نزدیک است. بدانید تا تمام این چیزها واقع نشود، مردمان این نسل نخواهند مُرد. آسمان و زمین از بین خواهند رفت، امّا سخنان من هرگز از بین نخواهد رفت.” 

انجیل متی  35-32: 24

به یاد داشته باشید درخت انجیر، نماد اسرائیل است. همانطور که خواندیم، عیسی مسیح درخت انجیر را لعنت کرد و آن درخت در جا خشک شد. بودن. وقتی در سال 70 بعد از میلاد، معبد تخریب شد، اسرائیل نیز مانند درخت انجیر خشک شد و سال های سال آنگونه باقی ماند. عیسی مسیح به ما می گوید که باید به برگ ها و شاخه های درخت انجیر توجه کنیم. در این صورت خواهیم فهمید که زمان بازگشت او نزدیک است یا نیست. در طول 70 سال گذشته، همه ی ما جوانه زدن شاخه های درخت انجیر را دیدیم. این جوانه زدن با به وجود آمدن دولت مدرن اسرائیل شروع شد و ادامه یافت؛ زیرا که یهودیان سراسر دنیا به اسرائیل بازگشتند و به کشاورزی و دامداری پرداختند. بله این رویداد ها رخ دادند و وقوع این جنگ ها برای بسیاری ناامید کننده بود. اما ما نباید تعجب کنیم؛ زیرا عیسی مسیح از قبل در مورد این حوادث به ما هشدار داده بود. با وجود اینکه این درخت انجیر جوانه زده است، اما هنوز خشک است.

ما باید محتاط  باشیم، زیرا عیسی مسیح در مورد بی اعتنایی مردم در آن زمان به ما هشدار داده بود.

“هیچ‌کس غیر از پدر از آن روز و ساعت خبر ندارد، حتّی پسر و فرشتگان آسمانی هم از آن بی‌خبرند. زمان ظهور پسر انسان درست مانند روزگار نوح خواهد بود. در روزهای قبل از طوفان یعنی تا روزی كه نوح به داخل کشتی رفت، مردم می‌خوردند و می‌نوشیدند و ازدواج می‌کردند و چیزی نمی‌فهمیدند تا آنكه سیل آمد و همه را از بین برد. ظهور پسر انسان نیز همین‌طور خواهد بود. از دو نفر كه در مزرعه هستند، یكی را می‌برند و دیگری را می‌گذارند و از دو زن كه دستاس می‌کنند یكی را می‌برند و دیگری را می‌گذارند. پس بیدار باشید، زیرا نمی‌دانید در چه روزی مولای شما می‌آید. به‌خاطر داشته باشید: اگر صاحبخانه می‌دانست كه دزد در چه ساعت از شب می‌آید، بیدار می‌ماند و نمی‌گذاشت دزد وارد خانه‌اش بشود. پس شما باید همیشه آماده باشید، زیرا پسر انسان در ساعتی كه انتظار ندارید خواهد آمد. «كیست آن غلام امین و دانا كه اربابش او را به سرپرستی خادمان خانهٔ خود گمارده باشد تا در وقت مناسب جیرهٔ آنان را بدهد. خوشا به حال آن غلام، اگر وقتی اربابش بر می‌گردد او را در حال انجام وظیفه ببیند. بدانید كه اربابش ادارهٔ تمام مایملک خود را به عهدهٔ او خواهد گذاشت. امّا اگر غلام شریر باشد و بگوید كه، آمدن ارباب من طول خواهد كشید و به اذیّت و آزار غلامان دیگر بپردازد و با میگساران به خوردن و نوشیدن مشغول شود، در روزی كه او انتظار ندارد و در وقتی‌که او نمی‌داند، اربابش خواهد آمد و او را تکه‌تکه كرده، به سرنوشت ریاکاران گرفتار خواهد ساخت در جایی‌که گریه و دندان بر دندان ساییدن وجود دارد.”         

انجیل متی،  51-36: 24

عیسی مسیح به تعلیم درباره ی روز بازگشتش، ادامه می دهد. (اینجا را کلیک کنید)

خلاصه ی روز سوم و چهارم

جدول بعدی نشان می دهد که عیسی مسیح روز سه شنبه در سومین روز از هفته ی مقدس، درخت انجیر را لعنت کرد. او با این کار، درباره ی آینده ی بنی اسرائیل نبوت کرد. سپس، در روز چهارشنبه که روز چهارم به حساب می آمد، درباره ی نشانه های روز بازگشتش حرف زد. بزرگترین نشانه ی آن روز، خاموش شدن ماه، خورشید و ستارگان است.

عیسی سپس به ما هشدار می دهد که برای زمان بازگشت او آماده باشیم. می بینیم که الان درخت انجیر جوانه زده، پس باید مراقب و محتاط باشیم.

کتاب مقدس به ما می گوید که شیطان (ابلیس) شروع به انجام کارهایی علیه عیسی کرد. این اتفاق در پنجمین روز از هفته  ی مقدس صورت می گیرد که ما در ادامه به بررسی آن می پردازیم.


[i] انجیل لوقا با توصیف هر روز از هفته، می گوید: «در طول روز عیسی در معبد تدریس می كرد و شبها بیرون می رفت و شب را در کوه زیتون می گذراند.»      (انجیل لوقا 21:37)

روز دوم: در مکانی که امروزه مسجد الاقصی و قبة الصخره قرار دارد، عیسی مسیح سال ها پیش برگزیده شد

چرا مساجد الاقصی و قبه الصخره در اورشلیم از اهمیت زیادی برخوردارند؟ بسیاری از وقایع مهم و بزرگ در این مکان ها اتفاق افتاده است. با این حال مردم از اتفاقاتی که در اینجا برای عیسی مسیح رخ داده بود، آگاه نیستند.

برای درک بهتر مشکلاتی که عیسی مسیح در اورشلیم با آن روبرو بود، اجازه دهید نگاهی به دشواری هایی که حضرت محمد در مکه با آن روبرو شد، بیندازیم. سوره ی الفتح  درباره ی قبیله ی قریش که از ورودی کعبه محافظت می کردند، می نویسد:

“آنها بودند كه كفر ورزيدند و شما را از مسجد الحرام بازداشتند و نگذاشتند قربانى [شما] كه بازداشته شده بود به محلش برسد و اگر [در مكه] مردان و زنان با ايمانى نبودند كه [ممكن بود] بى‏آنكه آنان را بشناسيد ندانسته پايمالشان كنيد و تاوانشان بر شما بماند [فرمان حمله به مكه مى‏ داديم] تا خدا هر كه را بخواهد در جوار رحمت‏ خويش درآورد اگر [كافر و مؤمن] از هم متمايز مى ‏شدند قطعا كافران را به عذاب دردناكى معذب مى‏ داشتيم.”          

سوره ی الفتح، آیه ی 25

قبیله ی قریش مانع ورود پیامبر و یارانش به مسجد و محل قربانگاه در مکه شده بود. مثل همین حادثه در معبد مقدس و در محل قربانگاه در اورشلیم برای عیسی مسیح اتفاق افتاد. رهبران دینی مشغول خرید و فروش حیوانات برای مراسم قربانی بودند. زائرانی که از سرزمین های دور آمده بودند، باید  پول خود را عوض می کردند. بنابراین می بینیم که چگونه معبد خدا، که محل عبادت و پرستش است، به محلی تبدیل شده که همه در آن مشغول تجارت هستند. عیسی مسیح با دیدن این اوضاع، تلاش کرد تا آن را اصلاح کند. در نتیجه موقعیتی که در سوره ی التغابن شرح داده شده است، به وجود آمد.

عیسی مسیح در روزی وارد اورشلیم شد، که آنروز صدها سال پیش از آن توسط انبیاء پیشگویی شده بود. او خود را مسیح نامید و اعلام کرد که نوری است برای ملل مختلف است. آن روز، طبق تقویم یهودی برابر بود با یکشنبه، 9 نیسان و اولین روز از هفته ی مقدس. طبق کتاب تورات، روز بعد، یعنی 10 نیسان، روز مهم و خاصی بود.  تورات را بررسی می کنیم و می بینیم که وقتی موسی به دستور خدا، دهمین مجازات را برای فرعون آماده می کرد:

” خداوند در مصر به موسی و هارون فرمود: «این ماه برای شما ماه اول سال باشد. به تمام جماعت اسرائیل بگو: هرکس در روز دهم این ماه، باید برّه‌ یا بُزغاله‌ای برای خانوادهٔ خود بگیرد.”             

کتاب خروج،  3-1: 12

در آن زمان نیز ماه نیسان، اولین ماه سال، طبق تقویم یهودیان بود. بدین ترتیب، از دوران موسی، هر خانواده ی یهودی، در دهمین روز ماه نیسان، یک بره را برای عید پاک انتخاب می کردند. بره باید در آن روز انتخاب می شد. در زمان زندگی عیسی مسیح، یهودیان برای مراسم عید پاک، بره های خود را در معبد اورشلیم انتخاب می کردند. این همان جایی بود که 2000 سال پیش، ابراهیم پسرش را برای خدا می خواست قربانی کند. امروزه، مسجد الاقصی و قبه الصخره در اینجا واقع شده اند. بدین ترتیب، در این مکان خاص و پر اهمیت، یهودیان می بایست برای روز عید پاک، بره های خود را انتخاب می کردند ( خانواده های فقیر بجای بره، کبوتر می خریدند). حال بیایید معبدی که محل پرستش خداست، را تصور کنیم؛ جمیعت زیاد، حیواناتی که برای مراسم قربانی خرید و فروش می شدند، سر و صدا، مردمی که پول هایشان را عوض می کردند و خیلی چیز های دیگر. آنها خانه ی خدا را به این حال درآورده بودند. این کار آنها عیسی مسیح را به شدت عصبانی کرد. روز بعد از ورود باشکوه عیسی به شهر اورشلیم، روز دهم نیسان بود یعنی روزی که حیوانات انتخاب شده برای قربانی، خریداری می شدند.

” عیسی وارد اورشلیم شد و به معبد بزرگ رفت. در آنجا همه‌ چیز را از نظر گذرانید. امّا چون دیر وقت بود با آن دوازده حواری به بیت‌ عنیا رفت. روز بعد وقتی آنها از بیت‌ عنیا بیرون آمدند، در بین راه عیسی گرسنه شد. از دور درخت انجیر پُربرگی دید و رفت تا ببیند آیا می‌تواند چیزی در آن پیدا كند. وقتی به آن رسید جز برگ چیزی ندید، چون هنوز فصل انجیر نبود. پس به درخت فرمود: «دیگر كسی از میوهٔ تو نخواهد خورد.» و شاگردانش این را شنیدند. آنها به اورشلیم آمدند و عیسی وارد معبد بزرگ شد و به بیرون راندن بازرگانان معبد بزرگ و مشتریان آنها پرداخت. میزهای صرّافان و چهار پایه‌های كبوتر فروشان را به هم ریخت و به كسی اجازه نمی‌داد كه برای حمل اجناس، از صحن معبد بزرگ عبور كند. او به مردم تعلیم می‌داد و می‌گفت: «آیا كتاب خدا نمی‌فرماید: خانهٔ من نمازخانه‌ ای برای همهٔ ملّتها خواهد بود؟ امّا شما آن را كمینگاه دزدان ساخته‌اید.”     

انجیل مرقس، 17-11: 11

می بینیم که عیسی مسیح در آن روز به آنها اجازه نداد تا کار خود را ادامه دهند. کار بازرگانان و تاجرانی که در آنجا بودند مانعی بود برای پرستش. عیسی مسیح نوری بود برای همه ی مردم؛ به این خاطر هم او این مانع را از بین برد. اتفاق دیگری نیز در آنروز رخ داد. این را می توانیم از عنوانی که یحیی نبی به عیسی مسیح داده بود، بفهمیم. یوحنا در کتاب خود چنین می نویسد:

“روز بعد، وقتی یحیی عیسی را دید كه به طرف او می‌آید، گفت: «نگاه كنید این است آ‌ن برّهٔ خدا كه گناه جهان را برمی‌دارد.”

انجیل یوحنا، 1:29

عیسی مسیح “بره ی خداوند” است. در مقاله ای که درباره ی قربانی ابراهیم بود، خداوند بره ی قربانی را خود بجای پسر ابراهیم برگزید. به همین دلیل است که امروزه عید قربان جشن گرفته می شود. معبد خدا جایی ساخته شده است که این بره انتخاب شده بود. امروزه مساجد الاقصی و قبه الصخره نیز در همان مکان قرار دارند. وقتی عیسی مسیح در دهمین  روز از ماه نیسان، به معبد رفت، از طرف خدا به عنوان بره ی عید پاک برگزیده شد. او می بایست برای انتخاب شدن، به معبد می رفت؛ او در آن روز و در آن ساعت، آنجا بود.

هدف بره ی خدا، عیسی، چه بود

چرا عیسی به عنوان بره ی عید پاک انتخاب شد؟ ما در تعالیم عیسی مسیح جواب این سوال را می یابیم. عیسی با تکرار سخنان اشعیای نبی، گفت: “خانه ی من خانه ی دعا برای همه ملل خواهد بود”. در زیر، متن مورد نظر را قرار دادیم (سخنان پیامبر با رنگ قرمز نوشته شده است).

 مورد توجه شما قرار می دهیم (سخنان پیامبر به رنگ قرمز برجسته شده است):

” خداوند به بیگانگانی که به قوم او می‌پیوندند و او را دوست دارند و به او خدمت می‌کنند، سبت را نگاه می‌دارند و پیمان او را با وفاداری حفظ می‌کنند، می‌گوید: «من تو را به صهیون، به کوه مقدّس خودم برمی‌گردانم و در نمازخانهٔ من شاد خواهی بود و قربانی‌هایی که تو بر قربانگاه من می‌گذرانی، خواهم پذیرفت. معبد بزرگ من به نام نمازخانهٔ همهٔ ملّتها خوانده خواهد شد.»” 

کتاب اشعیای نبی،  7-6: 56

اشعیای نبی مطالبی در مورد “کوه مقدس” نوشته است. این کوه، موریا نام دارد؛ یعنی همان جایی کهه ابراهیم می خواست پسرش را قربانی کند. معبد، جایی است که انسان ها دعا می کنند. همانطور که گفتیم، عیسی مسیح در دهمین روز از ماه نیسان وارد معبد شد. برای یهودیان، مکان و تاریخ برگزاری این عید با توجه به  قربانی ابراهیم و عید پسح موسی تعیین می شد. فقط یهودیان می توانستند با تقدیم قربانیشان در معبد، این عید را جشن بگیرند. اشعیای نبی نوشته بود که: “روزی ملتهای مختلف خواهند دید كه” قربانی سوخته ی آنها در محراب من پذیرفته می شود.” عیسی با اشاره به سخنان و نوشته های اشعیای نبی، اعلام کرد كه به كمك او، خداوند ملت های غیر یهودی را خواهد پذیرفت. عیسی جزئیات زیادی در این باره نگفت. اما در ادامه، وقتی ما مطالعه می کنیم، در می یابیم که هدف خدا برکت دادن به من و شما است.

روز های بعدی هفته ی مقدس

تورات به یهودیانی که حیوانات خود را برای قربانی دهمین روز از ماه نیسان انتخاب کرده اند، دستورالعمل هایی می دهد:

” آن را تا عصر روز چهاردهم همین ماه نگاه دارید. تمام جماعت بنی‌اسرائیل برّه‌های خود را در همان روز قربانی کنند.”    

خروج 12:6

پس از نخستین عید پاک که در زمان موسی، در چهاردهم نیسان توسط یهودیان برگزار شد، هر سال در همان تاریخ قربانی ها تقدیم خدا می شود.

 ما به جدول زیر، قسمت هایی از تورات را اضافه می کنیم که در رابطه با قوانین “نگهداری از حیوان قربانی” و چگونگی مراحل قربانی کردن” هستند. در انتهای نمودار زمانی که در جدول آنرا می بینید، ما آنچه را که عیسی مسیح در روز دوم از هفته ی مقدس انجام داد را می نویسیم.

وقتی عیسی مسیح وارد معبد شد و آن را از تاجران و بازرگانان تمیز كرد، مردم تحت تاثیر عملکرد او قرار گرفتند. انجیل در این باره می نویسد:

“سران كاهنان و علما كه این را شنیدند، در صدد برآمدند راهی برای از بین بردن او پیدا كنند. آنها از او می‌ترسیدند، چون همهٔ مردم از تعالیم او حیران بودند.”     

انجیل مرقس،  11:18

بعد از اینکه عیسی این کار را کرد، روحانیون دینی یهودی، تصمیم گرفتند او را بکشند.

آنها شروع به مخالفت با عیسی کردند. کتاب مقدس در مورد روز سوم اینگونه می نویسد:

” آنها بار دیگر به اورشلیم آمدند. وقتی عیسی در معبد بزرگ قدم می‌زد، سران كاهنان و علما و مشایخ پیش او آمدند و از او پرسیدند: «به چه اختیاری این كارها را می‌کنی؟ چه کسی به تو اختیار انجام چنین كارهایی را داده است؟»”   )

انجیل مرقس، 28-27: 11

سوره ی التغابن در مورد سختی هایی که پیامبران آن دوره با آن رو به رو بودند، می نویسد:

“آيا خبر كسانى كه پيش از اين كفر ورزيدند و فرجام بد كارشان را چشيدند و عذاب پر دردى خواهند داشت به شما نرسيده است. اين [بدفرجامى] از آن روى بود كه پيامبرانشان دلايل آشكار برايشان مى ‏آوردند و[لى] آنان [مى]گفتند آيا بشرى ما را هدايت مى ‏كند پس كافر شدند و روى گردانيدند و خدا بى ‏نيازى نمود و خدا بى ‏نياز ستوده‏ است.كسانى كه كفر ورزيدند پنداشتند كه هرگز برانگيخته نخواهند شد بگو آرى سوگند به پروردگارم حتما برانگيخته خواهيد شد سپس شما را به [حقيقت] آنچه كرده‏ ايد قطعا واقف خواهند ساخت و اين بر خدا آسان است.”        

سوره ی التغابن، آیات 5 تا 7

همانطور که در سوره ی التغابن نوشته شده است، عیسی مسیح می بایست از امتحان و آزمایش پیروز بیرون بیاید تا بتواند صلاحیت و اقتدارش را ثابت کند.کافران و مشرکان همیشه درصدد آزمایش و امتحان پیامبران بودند. نتیجه ی این آزمایش ها همیشه پیروز شدن پیامبران بود. همانطور که سوره ی التغابن به ما می گوید، این امتحان زنده شدن از مرگ بود؛ اما می بایست اول تمام نبوت ها در هفته ی آخر به حقیقت بپیوندند.

اگر به آنچه در روزهای 3 و 4 که در اینجا رخ داده است، نگاه كنیم، خواهیم دید كه توطئه ای که توسط سران قوم به ضد او چیده شده بود و عملکرد او نسبت به قضایا، با آنچه که تورات می گوید، مطابقت دارد.

روز اول: عیسی مسیح چراغ ملت ها است

هفته ی آخر زندگی عیسی مسیح با ورودش به اورشلیم آغاز شد. سوره ی الأنبياء در این باره به ما می گوید:

“و آن [زن را ياد كن] كه خود را پاكدامن نگاه داشت و از روح خويش در او دميديم و او و پسرش را براى جهانيان آيتى قرار داديم.”            

سوره ی الانبیاء، آیه ی 91

سوره ی الانبیاء به روشنی می گوید: خداوند عیسی مسیح فقط برای گروه خاصی نفرستاد (فقط برای یهودیان یا مسیحیان)؛ بلکه او را برای تمامی انسان های جهان فرستاد. او با فرستادن عیسی مسیح، معجزه ی بزرگی کرد. چگونه فرستادن عیسی مسیح برای ما یک معجزه است؟ وقتی خدا دنیا را آفرید، آن را برای همه ی جهان و مردم آفرید. بدین ترتیب، در آخرین هفته ی زندگی عیسی، تمامی اعمال و سخنانش به شش روز آفرینش اشاره کرده است (طبق آموزه های قرآن و تورات، خدا همه چیز را در 6 روز آفریده است).

ما  روز های هفته ی آخر زندگی عیسی مسیح را بررسی خواهیم کرد و خواهیم دید که آخرین سخنان و کارهای  او چگونه بر شش روز آفرینش اشاره دارند. اتفاقاتی که هر روز در این هفته روی خواهد داد را خواهید دید. تمامی این اتفاقات توسط خدا از قبل برنامه ریزی شده و طبق اراده ی او پیش می رود. این رویداد ها توسط انسان برنامه ریزی نشده است؛ زیرا که انسان نمی تواند وقایع پیش بینی شده از هزاران سال پیش را سازمان دهد. حال بیایید با هم از روز اول که روز یکشنبه است، شروع کنیم.

روز اول – نوری که در تاریکی بود

سوره ی النور برای بهتر فهمیده شدن این موضوع، از مثالی استفاده می کند:

“خدا نور آسمانها و زمين است. مثل نور او چون چراغدانى است كه در آن چراغى و آن چراغ در شيشه‏ اى است. آن شيشه گويى اخترى درخشان است كه از درخت‏ خجسته زيتونى كه نه شرقى است و نه غربى افروخته مى ‏شود نزديك است كه روغنش هر چند بدان آتشى نرسيده باشد روشنى بخشد. روشنى بر روى روشنى است‏ خدا هر كه را بخواهد با نور خويش هدايت مى ‏كند و اين مثلها را خدا براى مردم مى‏ زند و خدا به هر چيزى داناست.”           

سوره ی النور، آیه ی 35

این مثال، به آخرین روز آفرینش اشاره دارد؛ در آن روز خدا نور و روشنایی را آفرید. کتاب تورات در این باره چنین می گوید:

” خدا فرمود: «روشنایی بشود» و روشنایی شد. خدا از دیدن‌ روشنایی خشنود شد و روشنایی را از تاریکی جدا كرد. خدا روشنایی را روز و تاریکی را شب ‌نام‌ گذاشت‌. شب‌ گذشت‌ و صبح ‌فرا رسید، این ‌بود روز اول. خدا فرمود: «فلکی ‌ساخته‌ شود تا آبها را از یکدیگر جدا كند.»”           

پیدایش    6-3: 1

در اولین روز آفرینش، خداوند با کلام خود، روشنایی را برای از بین بردن تاریکی آفرید. به عنوان علامتی که نشان می دهد وقایع اولین روز آفرینش برنامه ریزی شده است، مسیح خود را به عنوان نوری که برای از بین بردن تاریکی آمده است، معرفی می کند.

 بر روی بت پرستان نور می تابد

عیسی مسیح سوار بر الاغی، تازه وارد اورشلیم شده بود که می دانیم این حادثه را زکریای نبی سال ها پیش (تقریبا 500 سال پیش از آن)  پیشگویی کرده بود. همچنین این رویداد توسط دانیال نبی، تقریبا 550 سال پیش پیشگویی شده بود. به خاطر عید پاک، بسیاری از یهودیان از سراسر دنیا به شهر اورشلیم آمده بودند. بدین ترتیب، شهر اورشلیم پر شده بود از زائران یهودی (درست مثل ایام حج در شهر مکه). به خاطر همین هم آمدن عیسی مسیح، باعث سردرگمی در بین یهودیان شده بود. با این حال فقط یهودیان نبودند که آمدن او را مشاهده می کردند. کتاب مقدس درباره ی آنچه که اندکی پس از ورود عیسی مسیح به اورشلیم رخ داد، چنین می نویسد:

” در میان کسانی که برای عبادت عید پاک به اورشلیم آمده بودند، عدّه‌ای یونانی نیز بودند. آنها نزد فیلیپُس كه اهل بیت‌ صیدای جلیل بود آمدند و گفتند: «ای آقا، ما می‌خواهیم عیسی را ببینیم.» فیلیپُس رفت و این را به اندریاس گفت و آن وقت هر دوی آنها رفتند و به عیسی گفتند.”                    

انجیل یوحنا،   22-20: 12

جدایی بین یونانیان و یهودیان در زمان عیسی مسیح

برای یونانیان غیر یهودی، حضور در یک عید دینی یهودی یک تجربه عجیب بود. از آنجا که یونانیان و رومیان در آن زمان مشرک بودند، یهودیان آنها را نجس می دانستند و از آنها دوری می کردند. از طرف دیگر بیشتر یونانیان، دین نامرئی و یکتاپرستی یهودیان و همچنین عید های مذهبی آنها را احمقانه می دانستند. در آن دوره فقط یهودیان یکتاپرست بودند. به خاطر دلایل ذکر شده،  آنها از یکدیگر دوری می کردند. یهودیان نسبت به ملل دیگر جمعیت کمتری داشتند، به همین دلیل در انزوا زندگی می کردند. دین متفاوت، غذاهای حلال و کتابهای دینی نوشته شده توسط انبیاء ی یهودی باعث به وجود آمدن اختلاف بین یهودیان و مشرکان شد.

اگرچه امروزه بیشتر کشورها پلی تئیسم و بت پرستی را قبول ندارند، اما نباید فراموش کنیم که اوضاع در زمان عیسی مسیح بسیار متفاوت بود. در حقیقت، در زمان ابراهیم نبی نیز، جز او همه مشرک بودند. در زمان حضرت موسی نیز، همه ملت ها بتهایشان را می پرستیدند؛ خود فرعون ادعا می کرد که یکی از خدایان است. بنی اسرائیلی ها شبیه یک جزیره ی تک خدایی کوچک در اقیانوس چند خدایی بودند. ملت هایی که در اطراف و همسایگی بنی اسرائیل زندگی می کردند، همگی بت پرست و کافر بودند. وحی در مورد آینده برای اشعیای نبی (750 قبل از میلاد) آشکار شد و او در کتابش در مورد تغییر این ملت ها نوشت:

” ای ملّتهای جزایر دوردست و ای مردمی که در جاهای دور زندگی می‌کنید، گوش دهید! قبل از تولّدم، خداوند مرا برگزید و مرا منصوب کرد تا بندهٔ او باشم…

قبل از تولّدم، خداوند مرا انتخاب کرد و او مرا به عنوان بندهٔ خود مأمور ساخت که قومش را بازگردانم و اقوام پراکندهٔ اسرائیل را به وطن خودشان برسانم. خداوند به من چنین لطف کرده است، او سرچشمهٔ قدرت من است. خداوند به من می‌گوید:«ای بندهٔ من، برایت وظیفهٔ بزرگتری دارم. تو نه فقط عظمت قوم اسرائیل-‌آنها که زنده‌اند- را برمی‌گردانی، بلکه من تو را نور تمام ملّتهای جهان خواهم ساخت، تا اینکه تمام دنیا نجات یابد.»”            

کتاب اشعیای نبی، 6-5، 1: 49

” ای اورشلیم، برخیز و مانند خورشید درخشان شو، جلال خداوند بر تو می‌تابد! تیرگی و ظلمت بر سایر ملّتها سایه خواهد افکند، امّا نور خداوند بر تو خواهد تابید و روشنایی حضور او با شما خواهد بود. ملّتها به سوی نور تو کشیده می‌شوند و پادشاهان به سپیده دَم روزی تازه.”        

کتاب اشعیای نبی، 3-1: 60

بدین ترتیب، می بینیم که اشعیای نبی در مورد بنده ای که قرار است در آینده بیاید، می نویسد. همچنین دیدیم که در مورد بنی اسرائیل عنوان “چراغی برای ملل” استفاده شده است؛ چراغی که نور آن به تمامی جهان و مردمانش ( غیر یهودیان) خواهد تابید. به نظر شما این چگونه ممکن است؟ زیرا همانطور که خواندیم، یهودیان خود را از امت های دیگر جدا می کردند.

هنگامی که عیسی وارد شهر اورشلیم شد، توجه بت پرستان را به خود جلب کرد. همانطور که خواندیم، در آنجا یونانیانی نیز بودند که برای دیدن و شنیدن او به اورشلیم آمده بودند. اما آیا یونانیانی که توسط یهودیان نجس خوانده شده بودند، میتوانستند عیسی مسیح را ببینند؟ آنها از طریق شاگردان و حواریون، به عیسی پیام خود را رساندند. عیسی به آنها چه جوابی داد؟ آیا عیسی اجازه داد این یونانیانی که یکتا پرست نبودند، او را ملاقات کنند؟ کتاب مقدس در ادامه می گوید:

“عیسی به آنها گفت: «ساعت آن رسیده است كه پسر انسان جلال یابد. یقین بدانید كه اگر دانهٔ گندم به داخل خاک نرود و نمیرد، هیچ‌ وقت از یک دانه بیشتر نمی‌شود امّا اگر بمیرد دانه‌های بی‌شماری به بار می‌آورد. کسی‌ که جان خود را دوست دارد، آن را از دست می‌دهد و کسی‌ که در این جهان از جان خود بگذرد، آن را تا به حیات جاودانی حفظ خواهد كرد. اگر کسی می‌خواهد مرا خدمت كند باید به دنبال من بیاید و هرجا من باشم، خادم من نیز در آنجا با من خواهد بود و اگر کسی مرا خدمت كند، پدر من او را سرافراز خواهد كرد. «اكنون جان من در اضطراب است. چه بگویم؟ آیا بگویم: “ای پدر مرا از این ساعت برهان؟” امّا برای همین منظور به این ساعت رسیده‌ام. ای پدر، نام خود را جلال بده.» در آن وقت صدایی از آسمان رسید كه می‌گفت: «آن را جلال داده‌ام و باز هم جلال خواهم داد.» گروهی كه در آنجا ایستاده بودند گفتند: «صدای رعد بود.» و دیگران گفتند: «فرشته‌ای با او سخن گفت.» عیسی در جواب گفت: «این صدا به‌خاطر شما آمد نه به‌خاطر من. اكنون موقع داوری این جهان است و حكمران این جهان بیرون رانده می‌شود. وقتی از زمین بالا برده می‌شوم، همهٔ آدمیان را به سوی خود خواهم كشید.» عیسی این را در اشاره به نوع مرگی كه در انتظارش بود گفت. مردم به او گفتند: «تورات به ما تعلیم می‌دهد كه مسیح تا به ابد زنده می‌ماند. پس تو چگونه می‌گویی كه پسر انسان باید بالا برده شود؟ این پسر انسان كیست؟» عیسی به آنان گفت: «فقط تا زمانی كوتاه نور با شماست؛ تا وقتی این نور با شماست راه بروید مبادا تاریكی شما را فرا گیرد. کسی‌که در تاریكی راه می‌رود نمی‌داند به كجا می‌رود. تا زمانی‌که نور را دارید به نور ایمان بیاورید تا فرزندان نور شوید.»عیسی این را گفت و از پیش آنان رفت و پنهان شد. با وجود معجزات بسیاری كه در حضور آنان انجام داد آنها به او ایمان نیاوردند، تا سخن اشعیای نبی تحقّق یابد كه گفته بود:«ای خداوند، آیا پیام ما را کسی باور نمودهو آیا قدرت خداوند به احدی مشكوف گردیده است؟» پس آنها نتوانستند ایمان آورند، زیرا اشعیا باز هم فرموده است: «چشمان آنها را نابینا و دلهایشان را سخت گردانیده است تا با چشمان خود نبینند و با دلهای خود نفهمند و به سوی من باز نگردند تا ایشان را شفا دهم.» اشعیا این را فرمود زیرا جلال عیسی را دید و دربارهٔ او سخن گفت. با وجود این بسیاری از بزرگان یهود به او گرویدند. ولی به‌خاطر فریسیان و ترس از آنکه مبادا از کنیسه اخراج شوند به ایمان خود اقرار نمی‌کردند، زیرا آنان تعریف و تمجید از انسان را بیش از حرمت و عزّتی كه از جانب خداست دوست می‌داشتند. پس عیسی با صدای بلند گفت: «هرکه به من ایمان بیاورد نه فقط به من بلكه به فرستندهٔ من نیز ایمان آورده است. هرکه مرا می‌بیند فرستندهٔ مرا دیده است. من نوری هستم كه به جهان آمده‌ام تا هرکه به من ایمان آورد در تاریكی نماند، امّا اگر کسی سخنان مرا بشنود و اطاعت نكند، من در حقّ او داوری نمی‌کنم، زیرا نیامده‌ام تا جهان را محكوم سازم بلكه تا جهان را نجات بخشم. داوری هست كه هر که مرا رد كند و سخنانم را نپذیرد او را محكوم می‌سازد. سخنانی كه من گفتم در روز آخر او را محكوم خواهد ساخت.چون من از خود سخن نمی‌گویم بلكه پدری كه مرا فرستاده است به من فرمان داد كه چه بگویم و چگونه صحبت كنم و من می‌دانم كه فرمان او حیات جاودانی است. پس آنچه من می‌گویم کاملاً همان چیزی است كه پدر به من گفته است.»”          

انجیل یوحنا   50-23: 12

در این گفتگو که با دخالت صدایی از آسمان ادامه داشت، عیسی فرمود: “اگر من از روی زمین بلند شوم، همه ی مردم را به سمت خودم جلب خواهم کرد.” عیسی گفت که همه ی مردم را جذب می کند، نه فقط یهودیان را. اگرچه بسیاری از یهودیان یکتاپرست و مومن بودند، ولی منظور عیسی را نفهمیدند. اشعیای نبی دلیل درک نکردن آنها را اینگونه توضیح می دهد:”خدا قلب آنها را سخت کرده است”. اگرچه آنها از خدا  ترسیده بودند و به او ایمان داشتند ولی نمی خواستند تمام و کمال از او اطاعت کنند که این کارشان موجب شد تا سخنان عیسی مسیح را درک نکنند.

 عیسی مسیح با جسارت اعلام کرد که : ” من نوری هستم كه به جهان آمده‌ام تا هرکه به من ایمان آورد در تاریكی نماند”

آیه ی 46

تمام پیامبران قبل از او در مورد کسی نبوت کرده بودند که قرار بود با آمدنش نور خود را به تمامی جهانیان بتاباند. روزی که وارد اورشلیم شد، نور خود را بر بت پرستانی که آنجا بودند، تاباند. آیا این نور به بقیه ی انسان ها هم خواهد تابید؟ منظور عیسی مسیح از گفتن این جمله چه بود: “اگر از روی زمین بلند شوم” ؟ برای یافتن پاسخ این سوال، می بایست بررسی “هفته ی آخر زندگی او” را ادامه دهیم.

 تصویر بعدی هر روز این هفته ی آخر را نشان می دهد. روز یکشنبه که اولین روز هفته بود، عیسی تمام نبوت های 3 پیامبر را به جای آورد. او طبق پیشگویی های زکریای نبی، سوار بر کره الاغی شده، به اورشلیم آمد. عیسی این کار درست در زمانی که دانیال نبی پیش بینی کرده بود، انجام داد. طبق پیشگویی های اشعیای نبی، سخنان و معجزات عیسی، مشرکان و بت پرستان را جذب خود کرد.

اولین روز از آخرین هفته ی زندگی عیسی مسیح- روز یکشنبه

به طور معجزه‌آسایی، در زمان مناسب، عیسی مسیح جهاد را علیه دشمن دیگری اعلام می کند

سوره التوبه، به خاطر اینکه جهاد را توصیف می کند، خیلی بحث برانگیز است. از آنجا که این آیه ها جهاد فیزیکی یعنی جنگ جسمی را شرح می دهند، توسط دانشمندان و روحانیون به صورت های مختلف تفسیر شده اند. با هم نظری به این آیات بیاندازیم:

“سبکبار و گرانبار بسيج ‏شويد و با مال و جانتان در راه خدا جهاد کنید. اگر بدانيد اين براى شما بهتر است. اگر مالى در دسترس و سفرى [آسان و] كوتاه بود. قطعا از پى تو مى ‏آمدند، ولى آن راه پر مشقت بر آنان دور مى ‏نمايد و به زودى به خدا سوگند خواهند خورد كه اگر مى‏ توانستيم حتما با شما بيرون مى ‏آمديم [با سوگند دروغ] خود را به هلاكت مى ‏كشانند و خدا مى‏ داند كه آنان سخت دروغگويند.”         

سوره ی التوبه، آیه 41 و 42

آیه ی 42 سوره ی توبه به این دلیل سرزنش و ملامت می کند: وقتی راه آسان و بدون مشکل بود، مردم به جنگ میرفتند و هنگامی که راه سخت و دشوار بود، تلاش مردم حیف می شد. آیه ی قبلی سخنان و بهانه های کسانی را نشان می دهد که جزئی از پیروان بودند. در آیات زیر از سوره ی التوبه، میبینیم که به ما اخطار می دهد:

“بگو آيا براى ما جز يكى از اين دو نيكى را انتظار مى ‏بريد. در حالى كه ما انتظار مى ‏كشيم كه خدا از جانب خود يا به دست ما عذابى به شما برساند پس انتظار بكشيد كه ما هم با شما در انتظاريم.”        

سوره ی التوبه، آیه ی 52

دلیل این هشدار به خاطر دو نتیجه است: مرگ (یعنی شهادت) و یا دیگری پیروزی. اما اگر نبرد بزرگی رخ می داد، هر دو نتیجه به وقوع می پیوست. این دقیقاً همان چیزی است که عیسی مسیح هنگام عزیمت به اورشلیم با آن روبرو شد – هنگامی که به آنجا رسید، هلال ماه تحقق پیشگویی هایی که صدها سال پیش داده شده بود را نشان داد.

ورود به اورشلیم

سوره ی الاسراء که شرح سفر شبانه ی پیامبر اکرم را می دهد، بسیار مشهور است. در اینجا او شب به تنهایی  به واسطه ی بُراقی  مسیر بین مسجدالحرام در مکه تا مسجدالاقصی را پیمود:

“منزه است آن [خدايى] كه بنده‏ اش را شبانگاهى از مسجد الحرام به سوى مسجد الاقصى كه پيرامون آن را بركت داده‏ ايم سير داد تا از نشانه‏ هاى خود به او بنمايانيم كه او همان شنواى بيناست.”    

سوره ی الاسراء، آیه ی 1

عیسی مسیح نیز به آنجا می رفت. اما هدف عیسی مسیح متفاوت بود. او به اورشلیم رفت تا آن علامت ها و نشانه هایی که داشت را به همه نشان دهد. بدین ترتیب، او بجای براق با الاغ آمد و بجای شب، در روز، در مقابل چشمان همه به راه افتاد. اگرچه ورود او به اورشلیم با الاغ، قابل مقایسه با آمدن بر روی براق نیست؛ اما نشانه و علامتی آشکار برای همگان است. این مسئله را توضیح خواهیم داد.

عیسی مسیح با زنده کردن دوستش الیعازر، مسئولیت و ماموریت خود را نیز بر همگان آشکار کرد. اکنون او به راه افتاده، به اورشلیم می رود. این ورود او صد ها سال پیش، پیشگویی شده بود. انجیل در این باره اینطور می نویسد:

“فردای آن روز جمعیّت بزرگی كه برای عید آمده بودند. وقتی شنیدند عیسی در راه اورشلیم است، شاخه‌های نخل به دست گرفتند و به استقبال او رفتند. آنها فریاد می‌زدند: «خدا را سپاس باد، مبارک باد پادشاه اسرائیل كه به نام خداوند می‌آید.» عیسی کرّه‌الاغی یافت و بر آن سوار شد، چنانکه كلام خدا می‌فرماید: «ای دختر صهیون، دیگر نترس!اكنون پادشاه تو كه بر کرّه‌الاغی سوار است، می‌آید.» در ابتدا مقصود این چیزها برای شاگردان روشن نبود؛ امّا پس از آنكه عیسی به جلال رسید، آنها به‌یاد آوردند كه این چیزها دربارهٔ او نوشته شده بود و همان‌طور هم آنها برای او انجام داده بودند. موقعی که عیسی ایلعازر را صدا زد و زنده از قبر بیرون آورد، عدّهٔ زیادی حضور داشتند. آنها آنچه را دیده و شنیده بودند نقل كردند. به این دلیل آن جمعیّت بزرگ به استقبال عیسی آمدند، زیرا شنیده بودند كه عیسی این معجزه را انجام داده بود. فریسیان به یكدیگر گفتند: «نمی‌بینید كه هیچ کاری از ما ساخته نیست؟ تمام دنیا به دنبال او رفته است.»”       

انجیل یوحنا، 19-12: 12

داوود نبی در مورد ورود مسیح به اورشلیم می نویسد

پس از داود نبی، پادشاهان یهودی هر سال با اسب به اورشلیم وارد می شدند. عیسی مسیح نیز سوار بر کره الاغی وارد اورشلیم شد و این رسم پادشاهان را به اجرا در آورد. حال مردم شروع به خواندن شعر ها و آواز هایی برای عیسی مسیح کردند که قبلا برای داوود پادشاه می خواندند:

“مبارک باد آن کسیکه به نام خداوند می‌آید،ما شما را از معبد بزرگ خداوند برکت می‌دهیم. خداوند، خدایی است که ما را سعادت بخشیده است. شاخه‌ها را به دست بگیرید و قربانگاه او را طواف کنید. تو خدای من هستی، من از تو سپاسگزارم و تو را ستایش می‌کنم. خداوند را سپاس بگویید، زیرا که نکوست محبّت پایدار او ابدی است.”       

مزامیر، 27-25: 118

کسانی که می دانستند عیسی الیعازر زنده کرده است، این آهنگ را برای پادشاه خواندند. آنها به خاطر آمدن او به اورشلیم خوشحال شدند. آنها با صدای بلند “هوشیعانا” می گفتند. هوشیعانا یعنی ” استدعا داریم نجات بده”. این کلمه سال ها پیش در مزامیر 118:25 نوشته شده بود. او قرار بود مردم را از چه چیزی نجات دهد؟ جواب این سوال را زکریای نبی به ما می دهد.

  نبوت زکریای نبی

اگرچه عیسی مسیح به رسم پاشاهان قدیم یهود وارد اورشلیم شد، اما او این کار را متفاوت از آنها انجام داد. می دانیم که زکریای نبی  نام مسیح را پیشگویی کرده است؛ او درباره ی ورود عیسی مسیح به اورشلیم نیز نبوت کرده بود. به نمودار زیر که زندگی زکریا و دیگر پیامبران را احاطه می کند، توجه کنید.

 پیامبرانی که در مورد ورود مسیح به اورشلیم نبوت کرده بودند

در زیر پیشگویی زکریای نبی را با هم می خوانیم:

” ای مردم صهیون شادمانی کنید!ای اهالی اورشلیم از خوشی فریاد برآورید! زیرا پادشاه شما با پیروزی و با فروتنی سوار بر کرّه الاغی پیش شما می‌آید. خداوند می‌فرماید: «من ارّابه‌های جنگی و اسبها را از سرزمین اسرائیل دور می‌کنم. کمانهای جنگی شکسته می‌شوندو او صلح و امنیّت را در بین اقوام جهان برقرار می‌سازد.قلمرو فرمانروایی او از دریا تا دریا از رود فرات تا دورترین نقطهٔ زمین می‌باشد.» خداوند می‌فرماید: «به‌خاطر پیمانی که با شما بستم و آن را با خون قربانی‌ها مُهر کردم، اسیران و زندانیان شما را از چاه بی‌آب نجات می‌دهم.”                  

کتاب زکریای نبی، 11-9: 9

پادشاهی که زکریای نبی درباره ی آن صحبت می کرد با سایر پادشاهان متفاوت بود. او مثل پادشاهان دیگر، با ارابه های جنگی و اسب های درباری نمی آمد. این پادشاه اسلحه ها را کنار خواهد انداخت و صلح را به میان مردم خواهد آورد. با این وجود، این پادشاه برای شکست دادن دشمنش مجبور به جنگ با او خواهد شد و می بایست برای پیروزی در این جنگ کشته شود. در ادامه این مطلب را بهتر درک خواهیم کرد.

وقتی که هویت دشمن عیسی مسیح برای ما آشکار شود، دلیل همه ی حوادث را خواهیم فهمید. معمولاً دشمن پادشاه، پادشاه و ارتش یک کشور دیگر یا مخالفان کشور خودش، است. اما طبق نوشته های زکریای نبی، پادشاه ما برای ایجاد صلح آمده؛ او آمده تا قومی را که در تبعید، تشنه شده اند، از چاه های بی آب نجات داده و آنها را با آب حیات جاودان سیراب کند (آیه ی 11). چاه بی آب کلمه ای عبری است که سنبل  قبر و یا مرگ است. همانطور که گفتیم این پادشاه، مردم را از تبعید نجات می دهد؛ حاکمان ظالم، رشوه خواران، سیاستمداران فاسد در لیست نجات او، جایی ندارند.[1]

هنگامی که ما در مورد نجات مردم از مرگ صحبت می کنیم، منظور ما این است که آنها از مرگ و مردن آزاد خواهند شد. به عنوان مثال، فردی که در حال غرق شدن است را می توان نجات داد و یا برای نجات جان کسی می توان دارو خرید. در اینجا ما از واژه ی “نجات” استفاده می کنیم، ولی در واقعیت در این موقعیت ها فقط مرگ به تاخیر می افتد و از بین نمی رود و بلاخره روزی به سراغ آن انسان ها می آید. پیشگویی های زکریای نبی از نجات یافتن همگان، حتی کسانی که قبلا مرده اند، سخن می گوید. زکریای نبی در مورد پادشاهی که سوار بر کره الاغی است، می نویسد. این پادشاه با مرگ روبرو خواهد شد و او بر مرگ غلبه خواهد کرد و اسیران و تبعیدان مرگ را آزاد خواهد کرد. برای رسیدن به این پیروزی، می بایست تلاش زیادی کند. این یک جهاد و تلاش بی سابقه در تاریخ است. عالمان و اندیشمندان گاه گاهی در مورد جهاد بزرگ (مبارزه ای که در درونمان اتفاق می افتد) و جهاد کوچک (مبارزه ای که دنیای بیرونیمان صورت می گیرد) صحبت می کنند. پادشاه هر دوی این جهاد را با روبرو شدن با مرگ، پشت سر می گذارد.

پادشاه در جنگ با مرگ از چه سلاحی استفاده خواهد کرد؟ زکریای نبی در این باره می نویسد که او فقط “خون قربانی عهد” را با خود می آورد. این بدان معنی است که سلاح پادشاه، خون خودش است.

عیسی سوار بر کره الاغی به شهر اورشلیم آمد و بدین طریق خود را مسیح اعلام کرد.

چرا عیسی مسیح در غم و اندوه گریه کرد؟

وقتی عیسی مسیح وارد اورشلیم شد، رهبران مذهبی و دینی با او مخالفت کردند. انجیل لوقا پاسخ عیسی مسیح به آنان را اینگونه شرح می دهد:

” عیسی به شهر نزدیکتر شد و وقتی شهر از دور دیده شد، گریه کرد و گفت: «ای كاش امروز سرچشمهٔ صلح و سلامتی را می‌شناختی. امّا نه، این از چشمان تو پنهان است و زمانی خواهد آمد كه دشمنانت علیه تو سنگربندی خواهند كرد و به دور تو حلقه خواهند زد و تو را از همه طرف محاصره خواهند كرد و تو و ساكنانت را در میان دیوارهایت به خاک خواهند كوبید و در تو، سنگی را روی سنگ دیگر باقی نخواهند گذاشت، چون تو زمانی را که خدا برای نجات تو آمد، درک نكردی.»”

انجیل لوقا، 44-41:19

عیسی مسیح تأکید کرد که رهبران مذهبی باید “امروز” و “زمان نزدیک شدن خدا” را درک می کردند. منظور او چه بود؟ رهبران مذهبی چه چیزی را نفهمیده بودند؟

پیامبران در مورد آن روز نبوت های زیادی کرده بودند

قرن ها پیش، دانیال نبی در مورد آمدن مسیح پیشگویی کرده بود. قرار بود مسیح 483 سال پس از داده شدن دستور بازسازی اورشلیم بیاید. طبق محاسبات ما، دانیال نبی آمدن مسیح را تقریبا در سال 33  بعد از میلاد پیش بینی کرده بود. ما می بینیم که در سال 33 پس از میلاد، او سوار بر کره الاغی وارد اورشلیم می شود. این یک معجزه است که این رویداد صدها سال قبل پیش بینی شده است. (لطفا به اینجا نگاه بیاندازید و ما ادامه خواهیم داد)

دانیال نبی که زمان آمدن مسیح را پیشگویی کرده بود، در محاسبات خود، از سال 360 روزه استفاده کرده بود. در زیر ما طریقه ی حساب کردن او را به شما نشان داده ایم:

438 سال * 360 روز  (سال) = 173880 روز

طبق تقویم مدرن، هر سال برابر است با 365.2422 روز. بدین ترتیب، 476 سال و 25 روز به دست می آید.

(173880/365.24219879= 476 و 25 باقی مانده)

در چه سالی دستور مرمت و بازسازی اورشلیم داده شد؟ به آیه ی زیر دقت کنید:

“چهار ماه بعد در ماه نیسان، در سال بیستم سلطنت اردشیر شاهنشاه پارس، یک روز هنگامی‌که اردشیر شاهنشاه در حال صرف غذا بود، من برایش شراب بردم. او قبل از آن هرگز مرا غمگین ندیده بود.”       

کتاب نحمیای نبی، 2:1

می بینیم که این آیه به ما اطلاعاتی در مورد روز نمی دهد و فقط ماه نیسان که در تقویم یهود، نام یکی از ماه ها است،.نام برده شده است.

 اما به احتمال زیاد روز اول ماه نیسان این اتفاق می افتد، زیرا که در این روز سال نو آغاز می شود و پادشاه نحمیای نبی را پیش خود صدا کرده به گفت و گو می نشیند. اول نیسان آغاز ماه جدید است، زیرا تقویم قمری است و طبق ماه محاسبه می شود (مانند تقویم اسلامی). مسلمانان نیز با دیدن هلال جدید، ماه جدید را شروع می کنند. تحقیقات علم ستاره شناسی به ما نشان می دهد که اولین روز از ماه نیسان، 444 سال قبل از میلاد مسیح شروع می شود. آیا مردم در آن روز ماه جدید را در آسمان ها مشاهده کردند و یا در روز دیگری آنرا دیدند؟ مطمئناً جواب دادن به این سوال خیلی سخت است. محاسبات نجومی نشان می دهد که اولین روز از ماه نیسان سال بیستم سلطنت اردشیر پادشاه، با 4 مارس، 444 سال قبل از میلاد و ساعت 10 شب تقویم ما برابر است.[2] اگر آنها ماه جدید را نبینند، ماه نیسان از روز بعدی شروع می شود، یعنی مصادف با 5 مارس، 444 سال قبل از میلاد مسیح طبق تقویم ما. به هر حال، دستور پادشاه پارس برای بازسازی شهر اورشلیم بین 4 یا 5 مارس داده شده است.

اگر پیشگویی دانیال نبی را در نظر بگیریم، 476 سال بعد از دستور بازسازی شهر اورشلیم، با سال 33 بعد از میلاد منطبق می شود. (سال صفر وجود ندارد. تقویم مدرن از 1 سال قبل از میلاد مسیح به 1 سال بعد از میلاد تبدیل می شود. بنابراین اینطور حساب می کنیم:   33= 1 + 476 + 444- ). اگر 25 روز باقی مانده را نیز اضافه کنیم، می توانیم زمان پیشگویی دانیال نبی را تعیین کنیم: 4 یا 5 مارس، 33 سال بعد از میلاد و یا 29 یا 30 مارس، 33 سال بعد از میلاد. نمودار بعدی، بخوبی این محاسبات را به ما نشان می دهد. 29 مارس سال 33 بعد از میلاد، روز یکشنبه بوده است؛ یعنی همان روزی که عیسی مسیح سوار بر الاغی به اورشلیم آمد. ما این را می دانیم که جمعه ی بعدی روز عید پاک بود و این عید همیشه در چهاردهمین روز از ماه نیسان جشن گرفته می شد. 14 نیسان سال 33 بعد از میلاد طبق تقویم ما برابر است با 3 آوریل. 29 مارس، روز یکشنبه برابر است با 5 روز قبل از 3 آوریل.

روز 29 مارس سال 33 بعد از میلاد، عیسی مسیح سوار بر کره الاغی شد و با ورود او به شهر اورشلیم، تمامی پیشگویی های زکریا و دانیال نبی به حقیقت پیوستند. به نمودار زیر توجه کنید.

در آن روز بسیاری از پیشگویی ها به وقوع پیوستند. این علامت ها خیلی روشن و واضح بودند. خداوند، نقشه و برنامه ای که برای مسیح داشت را اجرا کرد. بعداً در همان روز، پیشگویی دیگری از موسی توسط عیسی مسیح به حقیقت پیوست. با اینکار، او پیش به سوی جهاد علیه ی دشمن خود، یعنی مرگ رفت. ما در مقاله ی بعدی این موضوع را بررسی خواهیم کرد.


[1] برای پیامبران، “مرگ” به معنای “چاه” است. در زیر چند مثال آورده شده است:

” امّا در عوض، تو به قعر دنیای مردگان کشانده شده‌ ای.”    

کتاب اشعیای نبی، 14:15

“هیچ‌ کس از دنیای مردگان نمی‌تواند تو را بستاید، مردگانی که در قبرستانند، نمی‌توانند به وفاداری تو اعتماد کنند.”  

کتاب اشعیای نبی، 38:18

“پایش به لب گور می‌رسد و به دنیای مردگان نزدیک می‌شود.”      

ایوب 33:22

“تو را به گوادال خواهند افکند و با مرگ خشونت‌آمیزی در قلب دریاها خواهی مُرد.”      

حزقیال   28:8

“و گورهایشان در ژرفترین نقطهٔ دنیای مردگان قرار دارد. همهٔ سربازانش در نبرد کشته شدند و گورهایشان در اطراف اوست. روزی بود که ایشان سرزمین زندگان را به وحشت می‌انداختند.”          

حزقیال     32:23

“خداوندا، پایم به لب گور رسیده بود، تو مرا از مرگ نجات دادی و زندگی تازه‌‌ای به من بخشیدی.”      

مزامیر  30:3

[2] برگرفته از کتاب Dr. Harold V. Hoehner ، به نام “Chronological Aspects of the Life of Christ“،

1977، ص 176.