چرا ترجمه های زیادی از کتاب مقدس وجود دارد؟

اخیراً به مسجدی رفتم و به حرف های امام جمعه گوش دادم. حرف های او پر از اشتباه بود. قبلاً این سخنان را از دوستان نزدیکم هم شنیده بودم. شاید شما هم حرف های شبیه این را شنیده و سوالاتی در این باره داشته باشید. بنابراین بیایید به این موضوع  نگاهی بیاندازیم.

امام جمعه گفت که: “کتاب مقدس انواع مختلفی دارد و این نشان می دهد که مضمون کتاب مقدس تغییر کرده است. نمی توان حدس زد که کدامیک از کتاب ها واقعی است”. بله درست است، کتاب مقدس ترجمه های زیادی دارد؛ اما همه ی اینها دلیلی بر عوض شدن آن نمی باشد. این ترجمه ها با هم تفاوتی ندارند و همه آنها یک کتاب مقدس  به حساب می آیند.

ما وقتی در مورد ترجمه ی کتاب مقدس حرف می زنیم، در واقع منظورمان ترجمه ی انجیل از زبان یونانی و تورات و مزامیر از زبان عبرانی است. مانند تمامی کتب مقدس، کتاب مقدس نیز ترجمه شده است.

قرآن نیز ترجمه شده است. من بیشتر ترجمه های  یوسف علی و محمد مارمادوک پیکتال را مطالعه می کنم. هر دوی این مترجمان، طبق گفته ی خودشان، در هنگام ترجمه ی قرآن، مفهوم آنرا از زبان عربی به انگلیسی ترجمه کرده اند. به این دلیل هم، ترجمه اشان متفاوت از متن اصلی است. با این وجود نه مسیحیان، نه یهودیان و نه حتی آتئیست ها به این تفاوت ها ایراد می گیرند و نمی گویند که مضمون قرآن عوض شده است. همانطور که گفتیم، زبان اصلی انجیل، زبان یونانی است    ( اینجا کلیک کنید)؛ زبان اصلی تورات و مزامیر هم، زبان عبرانی است ( اینجا را کلیک کنید). بیشتر مردم این زبان ها را نمی دانند؛ به خاطر همین نیازمند ترجمه کردن هستیم تا همه بتوانند این کتب مقدس را بخوانند. هدف از ترجمه، فهمیدن و متوجه شدن همه است.

در مورد اشتباهاتی که ممکن است در حین ترجمه کردن رخ بدهد، چه فکر می کنید؟ آیا وجود ترجمه های مختلف نشان می دهد که درک آنچه نویسندگان متن اصلی نوشتند، غیرممکن است؟ از آنجا که بیشتر ادبیات کلاسیک به زبان یونانی نوشته شده است، می توان کلمات و جملات را دقیق ترجمه کرد. در اصل، ترجمه های مختلف معاصر این را نشان می دهند. برای مثال، آیه ای را در عهد جدید در نظر بگیریم. این آیه از کتاب اول تیموتاوس، 2:5 می باشد:

εις γαρ θεος εις και μεσιτης θεου και ανθρωπων ανθρωπος χριστος ιησους.

اول تیموتاوس 2:5

این آیه به صورت های مختلفی ترجمه شده است.

” زیرا یک خدا وجود دارد و یک واسطه بین خدا و انسان، یعنی شخص عیسی مسیح”

“خداوند یکتاست، بین او و انسان ها یک واسطه وجود دارد. این واسطه عیسی مسیح است که به صورت انسان در آمد.”

دو ترجمه ی متفاوت از کتاب اول تیموتاوس، 2:5

همانطور که دیدید، آیه ها خیلی شبیه به هم هستند و فقط چند کلمه در آنها متفاوت است. اما نکته اصلی این است که اگرچه از کلمات مختلف استفاده شده ولی معنی آیه در همه ی آنها  یکسان است. دلیل آن این است که فقط یک کتاب مقدس وجود دارد و به همین دلیل نیز ترجمه های آن نیز به هم شبیه هستند.

نتیجه می گیریم که وجود ترجمه های مختلف، دلیل نمی شود که بگوییم چند کتاب مقدس وجود دارد. از شما خواهش می کنم، کتاب مقدسی  که به زبان شما ترجمه شده است را بخوانید. این کتاب ارزش خواندن را دارد.

کتاب مقدس گونه ترجمه شده است؟

می دانیم که همه ی انسان ها کتاب مقدس را به  زبان اصلی آن، یعنی زبان های عبرانی و یونانی نمی خوانند. دلیلش نبود این کتاب ها نیست. کتاب مقدس به زبان عبری و یا یونانی پیدا می شود. تمام عالمان و دانشجویان الهیات این زبان ها را در دانشگاه ها فرا می گیرند تا کتاب مقدس را به زبان اصلی بخوانند. ( برای خواندن تورات به زبان اصلی، یعنی عبرانی، اینجا را کلیک کنید و برای خواندن انجیل به زبان اصلی، یعنی یونانی، این قسمت را کلیک کنید). عالمان روحانی بیشتر اوقات کتاب مقدس را به زبان اصلی مطالعه می کنند. ایمانداران دیگر نیز، اغلب کتاب مقدسی که به زبان  خودشان نوشته شده است را مطالعه نمی کنند. کتاب مقدسی که آنها در دست دارند، به زبانی که متوجه می شوند، ترجمه شده است. به خاطر همین کتاب مقدس به زبان اصلی به اندازه ی کتاب مقدس های ترجمه شده، یافت نمی شود. این بدان معنا نیست که “کتاب مقدس به زبان اصلی” گم شده  و یا تغییری در مضمون آن شده است. بعضی ها اینطوری فکر می کنند. بهتر است قبل از این که حرفی بزنیم و نتیجه ای بگیریم، به روند ترجمه ی کتاب مقدس نگاهی بیاندازیم. این مقاله در این باره نوشته شده است.

ترجمه و برگردان

در کل ما باید اساس ترجمه کردن را درک کنیم. مترجم ها گاهی وقتی “اسم ها” را ترجمه می کنند، بجای معنی به صدا ی آن توجه می کنند. به این کار “نقل عين تلفظ کلمه يا عبارتى از زبانى بزبان ديگر و یا حرف به حرف نويسى” می گویند. نمودار بعدی فرق بین ترجمه معنایی و ترجمه ی حرف به حرف نویسی را به ما نشان می دهد.  کلمه ی “الله” را می توان به دو صورت به زبان ما ترجمه کرد. می توانیم با استفاده از ترجمه ی معنایی این کار را بکنیم: “خدا” و یا از روش دوم استفاده کنیم: ” الله”.

با توجه به افزایش اخیر مبادلات کلمات بین زبان های انگلیسی و عربی، انگلیسی زبانان معنای کلمه ی “الله” را  متوجه می شوند. ترجمه ی اسامی و کلمات کلیدی به هر دو روش صحیح است. البته باید در نظر داشت که کلمات ترجمه شده  به زبان مقصد تا چه اندازه مورد قبول استفاده کنندگان آن زبان بوده است.

سپتوآگینتا یا هَفتادگانی

اولین ترجمه ی کتاب مقدس در سال 250 قبل از میلاد صورت گرفته است. کتاب عهد عتیق، از زبان عبرانی به زبان یونانی ترجمه شده است. این ترجمه ها سپتوآگینتا یا هَفتادگانی نامیده می شوند و خیلی مهم و ارزشمند هستند.عهد جدید به زبان یونانی نوشته شده است؛ به خاطر همین  بسیاری از نقل و قول های عهد عتیق از سپتوآگینتا ی یونانی گرفته شده است.

ترجمه ی معنایی و ترجمه ی حرف به حرف نویسی سپتوآگینتا یا همان هفتادگانی

نمودار بعدی تاثیر این روند را بر ترجمه های معاصر کتاب مقدس نشان می دهد. با هم نظری به مراحل ترجمه می اندازیم.

عهد عتیق اصلی که به زبان عبری نوشته شده است، در قسمت 1 قرار دارد؛ این عهد عتیق  را می توان در نسخه های خطی سواحل دریای مرده و متون ماسورتیک پیدا کرد. سپتوآگینتا یا هَفتادگانی از زبان عبرانی به زبان یونانی ترجمه شده است و در نمودار مابین قسمت اول و دوم قرار دارد. عهد جدید به زبان یونانی نوشته شده است. در قسمت دوم هم عهد جدید وجود دارد هم عهد عتیق. قسمت سوم نیز نشان می دهد که کتاب مقدس اصلی به زبان های معاصر و امروزی ترجمه شده است. می بینیم که کتاب مقدس هم از زبان یونانی و هم از زبان عبری به زبان معاصر ترجمه شده است. مترجمان در ترجمه ی کتاب مقدس از دو روش ترجمه ی معنایی و ترجمه ی حرف به حرف نویسی استفاده کرده اند و یا بعضا از بین دو روش یکی را انتخاب کرده اند.

سپتوآگینتا یا هَفتادگانی به تمامی سوالاتی که راجع به عوض شدن مضمون کتاب مقدس است، جواب می دهد

سپتوآگینتا یا هَفتادگانی تقریبا در سال 250 قبل از میلاد ترجمه شده است. مضمون این متون ترجمه شده با متون اصلی عین هم هستند. این نشان می دهد که کتاب عهد عتیق کمه کم تا بعد از 250 سال قبل از میلاد مسیح عوض نشده است. سپتوآگینتا صد ها سال توسط یهودیان، مسیحیان و حتی بت پرستان در خاورمیانه و دریای مدیترانه خوانده می شد. حتی امروزه نیز از آن در خاورمیانه استفاده می کنند. اگر مضمون عهد عتیق دچار تغییر شده بود، پس می بایست  مضمون سپتوآگینتا هم تغییر می کرد. ولی می بینیم که آنها یکی اند.

مثلا اگر در شهر اسکندریه ی مصر، کسی متن سپتوآگینتا را تغییر میداد، می بایست فرقی بین آن سپتوآگینتا و دیگر سپتوآگینتا ها در شهر های مختلف وجود داشت؛ اما می بینیم که اینطور نیست همه ی آنها عین هم هستند. پس با توجه به این دلایل می توان نتیجه گرفت عهد عتیق هیچ تغییری نکرده است.

جایگاه  سپتوآگینتا در ترجمه

سپتوآگینتا در ترجمه های معاصر و مدرن نیز به کار برده شده است. امروزه مترجمان برای ترجمه کردن  قسمت های سخت و دشوار عهد عتیق از سپتوآگینتا استفاده می کنند. ترجمه ی یونانی عهد عتیق خیلی واضح و روشن است. ترجمه ی بعضی از بخش ها ی زبان عبری کتاب مقدس که مترجمان در ترجمه ی آنها دچار مشکل می شوند، با استفاده از سپتوآگینتا آسان می شود. مترجمان در تعجب اند که چگونه این سپتوآگینتا که در حدود 2250 سال قبل نوشته و برگردانده شده است، کار ترجمه را برای آنها آسان می کند.

وقتی ما ترجمه ی معنایی و ترجمه ی حرف به حرف نویسی را درک کنیم، سپتوآگینتا به ما نشان خواهد داد که کلمه ی “مسیح” از کجا آمده است؛ زیرا که کلمه ی “مسیح” متعلق به عیسی است. اگر می خواهیم انجیل را بفهمیم باید اینرا قبول کنیم. در مقاله ی بعدی به این موضوع خواهیم پرداخت.

قرآن جایگزین کتاب مقدس است! قرآن در این باره چه می گوید؟

   ما دیدیم که قرآن و سنت، کتاب مقدس را تائید می کنند و شهادت می دهند که هیچ تغییری در آن صورت نگرفته است.

( برای خواندن مطالب بیشتر اینجا را کلیک اینجا کنید). اما مساله به اینجا ختم نمی شود؛ سوال بعدی این است: “آیا قرآن از کتاب مقدس جایگاه بالاتری دارد؟ آیا  قرآن جایگزینی برای کتاب مقدس است؟ “

خود قرآن در این باره می گوید:

“و ما اين كتاب [=قرآن] را به حق به سوى تو فرو فرستاديم در حالى كه تصديق‏ كننده كتابهاى پيشين و حاكم بر آنهاست پس ميان آنان بر وفق آنچه خدا نازل كرده حكم كن و از هواهايشان [با دور شدن] از حقى كه به سوى تو آمده پيروى مكن براى هر يك از شما [امتها] شريعت و راه روشنى قرار داده‏ ايم و اگر خدا مى‏ خواست‏ شما را يك امت قرار مى‏ داد ولى [خواست] تا شما را در آنچه به شما داده است بيازمايد پس در كارهاى نيك بر يكديگر سبقت گيريد بازگشت [همه] شما به سوى خداست آنگاه در باره آنچه در آن اختلاف میکرديد آگاهتان خواهد كرد.”  

سوره ی مائده، آیه ی 48

“و [حال آنكه] پيش از آن كتاب موسى راهبر و [مايه] رحمتى بود و اين [قرآن] كتابى است به زبان عربى كه تصديق‏ كننده [آن] است تا كسانى را كه ستم كرده‏ اند هشدار دهد و براى نيكوكاران مژده‏ اى باشد.”   

سوره ی الأحقاف، آیه ی 12

“و اين خجسته‏ كتابى است كه ما آن را فرو فرستاديم [و] كتابهايى را كه پيش از آن آمده تصديق مى ‏كند و براى اينكه [مردم]ام‏القرى [=مكه] و كسانى را كه پيرامون آنند هشدار دهى و كسانى كه به آخرت ايمان مى ‏آورند به آن [قرآن نيز] ايمان مى ‏آورند و آنان بر نمازهاى خود مراقبت مى كنند.”   

سوره ی انعام، آیه ی 92

“و آنچه از كتاب به سوى تو وحى كرده‏ ايم خود حق [و] تصديق‏ كننده [كتابهاى] پيش از آن است قطعا خدا نسبت به بندگانش آگاه بيناست.”  

سوره ی فاطر، آیه ی 31

این آیه ها نشان می دهند که قرآن کتاب مقدس را تایید می کند. در این آیات می بینیم که قرآن نه کتاب مقدس را انکار می کند و نه جایگزین آن است. به عبارت دیگر، این آیات نمی گویند که مومنان باید به کتاب های پیش از قرآن بی اعتنایی کنند و فقط به آخرین کتاب ایمان داشته باشند.

در ادامه می بینیم که آیات دیگری نیز این را تایید می کنند و به ما می گوید که هیچ فرقی بین کتب مقدس وجود ندارد. بیایید با هم نگاهی بیاندازیم:

“پيامبر (خدا) بدانچه از جانب پروردگارش بر او نازل شده است ايمان آورده است‏، و مؤمنان همگى به خدا و فرشتگان و كتابها و فرستادگانش ايمان آورده‏ اند (و گفتند:) (ميان هيچ يك از فرستادگانش فرق نمى‏ گذاريم‏) و گفتند: (شنيديم و گردن نهاديم‏، پروردگارا، آمرزش تو را (خواستاريم‏) و فرجام به سوى تو است‏.)” 

سوره ی بقره، آیه ی 285

“بگوييد ما به خدا و به آنچه بر ما نازل شده و به آنچه بر ابراهيم و اسماعیل و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل آمده و به آنچه به موسى و عيسى داده شده و به آنچه به همه پيامبران از سوى پروردگارشان داده شده ايمان آورده‏ ايم ميان هيچ يك از ايشان فرق نمى‏ گذاريم و در برابر او تسليم هستيم.”   

سوره ی بقره، آیه ی 136

آیه ی اول به ما می گوید که هیچ فرقی بین رسولان خدا وجود ندارد و باید از تمامی رسولانی که از جانب خدا فرستاده شده اند، اطاعت کنیم. آیه ی دوم نیز با ما در مورد یکسان بودن تمامی وحی ها و پیام های کتب الهی سخن می گوید، که ما باید آنها را قبول کنیم. همانطور که می بینید در هیچکدام از آیات نمی گویند که وحی و کتاب آخر اعتبار بیشتری دارد و دیگر کتب مقدس را باید فراموش کرد.

این جملات، با آنچه که عیسی مسیح تعلیم داده است، تطبیق دارد؛ زیرا که عیسی مسیح نیز تورات و مزامیر را تائید کرده بود. در واقع عیسی مسیح عکس این موضوع را تعلیم داده بود. در زیر می بینیم که او چگونه به تورات احترام می گذارد:

“فكر نكنید كه من آمده‌ام تا تورات و نوشته‌های انبیا را منسوخ نمایم. نیامده‌ام تا منسوخ كنم، بلكه تا به كمال برسانم. یقین بدانید كه تا آسمان و زمین بر جای هستند، هیچ حرف و نقطه‌ای از تورات از بین نخواهد رفت تا همهٔ آن به انجام برسد. پس هرگاه کسی حتّی كوچكترین احكام شریعت را بشكند و به دیگران چنین تعلیم دهد در پادشاهی آسمان پست‌ترین فرد محسوب خواهد شد. حال آنكه هرکس شریعت را نگاه دارد و به دیگران نیز چنین تعلیم دهد، در پادشاهی آسمان بزرگ خوانده خواهد شد. بدانید كه تا نیكی شما از نیكی علما و فریسیان بیشتر نباشد، به پادشاهی آسمان وارد نخواهید شد.”   

انجیل متی 20-17: 5

در اصل، عیسی به ما اینرا یاد می دهد: ” برای بهتر فهمیدن تعالیم او، ما می بایست اول تورات و مزامیر را خوانده و یاد گرفته باشیم.”او به شاگردانش چنین گفت:

“آن وقت از تورات موسی و نوشته‌های انبیا شروع كرد و در هر قسمت از کتاب‌مقدّس آیاتی را كه دربارهٔ خودش بود برای آنان بیان فرمود.”  

انجیل لوقا 24:27

” و به ایشان فرمود: «وقتی هنوز با شما بودم و می‌گفتم كه هرچه در تورات موسی و نوشته‌های انبیا و زبور دربارهٔ من نوشته شده، باید به انجام برسد، مقصودم همین چیزها بود.»”  

انجیل لوقا 24:44

می بینیم که عیسی مسیح نه تنها کتب مقدس قبل خود را انکار نکرد، بلکه به شاگردانش تعلیم داد تا آنها را خوب یاد بگیرند. به خاطر همین هم ما برای  بهتر یاد گرفتن تعالیم مسیح، می بایست تورات و مزامیر را  بخوانیم ویاد بگیریم

انجیل را تغییر داده اند! احادیث در این باره چه می گویند؟

قرآن می گوید که کتاب مقدس  یعنی تورات، مزامیر و انجیل تغییر نکرده است.  ما قبلا آن را دیدیم. قرآن به وضوح بیان می کند که پیروان انجیل، این پیام خدا را  تا زمان پیامبر اکرم، حدود 600 میلادی نگاه داشته اند – بنابراین  تا آن زمان هیچ تغییری صورت نگرفته است. قرآن در باره ی انجیل می گوید:انجیل کلام خداست،کلام خدا هیچگاه تغییر نمی کند.  به خاطر همین هم انسان ها نمی توانستند کتب مقدس را تغییر دهند.

محمد و کتاب مقدس

ما در این قسمت، به بررسی بعضی از احادیث می پردازیم. بیشتر این احادیث  به این اشاره دارند که در دوره ی حضرت محمد، از تورات و انجیل استفاده می شده است.

“خدیجه (همسر او) به همراه او (محمد) نزد پسر عمویش، ورقه رفت…، او قبلا مسیحی بود و به زبان عبرانی نوشته های کتاب مقدس را نسخه برداری می کرد. او با اجازه ی خدا آن نوشته ها را می نوشت.”

کتاب البخاری، جلد اول، کتاب اول، باب سوم

” ابوهریره گفته است که: قبلا پیروان کتاب مقدس آنرا به زبان عبری می خواندند و بعد آنرا به زبان عربی به مسلمانان توضیح می دادند. سپس فرستاده ی خدا گفت: به پیروان کتاب مقدس اعتماد نکنید. بی ایمانی خود را به آنها نشان ندهید. بلکه به آنها بگویید: ما به خدا و تمامی وعده هایش ایمان داریم..” 

کتاب البخاری، جلد نه، کتاب نود و سه،  باب 632

” یهودیان پیش فرستاده ی خدا آمدند و گفتند: در میانشان مردی با زنی رابطه ی نامشروع دارد. رسول خدا به آنها اینطور جواب داد: در مورد قانون سنگساری که در تورات نوشته شده است، چه می دانید؟  آنها جواب دادند:  ولی ما گناه آنها را افشا کرده و آنها را شلاق می زنیم. عبدالله بن سلام گفت: شما دروغ می گویید؛ در تورات قانون سنگساری وجود دارد.  … آنها گفتند: محمد حقیقت را گفته است. بله در تورات سنگساری وجود دارد.”  

کتاب البخاری، جلد چهارم، کتاب پنجاه و ششم، باب 829

“عبدالله بن عمر تعریف می کند که:… تعدادی از یهودیان نزد رسول خدا آمده و او را به شهر القف دعوت کردند. آنها در ادامه گفتند: ابوالقاسم، در بین ما مردی مرتکب زنا شده است. مجازات آنها را به ما بگو. بعد برای رسول خدا بالشتی آوردند تا بر روی آن بنشیند. رسول خدا بعد نشستن، فرمود: تورات را بیاورید. آنها هم آوردند. سپس رسول خدا بالشت را روی تورات گذاشته، اینگونه فرمود: به تو و کسی که تو را فرستاده ایمان آورده ام.” 

سونان ابو داود، کتاب سی و هشتم، باب 4434

” ابوهریره نیز روایتی دارد: رسول خدا گفت: زیباترین روز، روز جمعه است. در روز جمعه آدم آفریده شد. کعب گفت: این روز فقط سالی یک روز است. رسول خدا در جوابش گفت: این هر جمعه است. سپس  کعب تورات را خوانده، دوباره گفت” رسول خدا حقیقت را فرمودند. 

سونان ابو داود، کتاب سوم، باب 1041

این احادیث مورد قبول همه است. با ارزیابی این احادیث، ما می فهمیم که نگرش مردم و اطرافیان پیامبر و خود او در مورد تورات  و دیگر کتب مقدس در آن دوران چگونه بوده است. اولین حدیث به ما می گوید که در دوره ای که حضرت محمد زندگی می کرد، انجیل وجود داشت. دومین حدیث نیز توضیح می دهد که زمانی که جمیعت مسلمانان رو به افزایش بود، یهودیان تورات را به زبان عبرانی می خواندند. محمد در مورد مضمون این کتب الهی مباحثه نمی کرد؛ فقط وقتی یهودیان آن مضمون را به زبان عربی توضیح می دادند، او نسبت به آنها بی اعتنا بود. دو حدیث بعدی به ما می گویند که، محمد در زمان خود، برای هر تصمیم گیری از تورات استفاده می کرد. حدیث آخر نیز به ما نشان می دهد که در آن زمان از تورات، برای نشان دادن و اثبات آفرینش انسان استفاده می شد. در این صورت، می بینیم که از تورات برای بررسی کردن مقدار علم و دانش حضرت محمد نیز استفاده شده است. می توانیم نتیجه بگیریم که تورات حقیقی و دارای اعتبار بود. در هیچکدام از این احادیث در مورد عوض شدن مضمون کتب مقدس چیزی نوشته نشده است.

نسخه های خطی قدیمی انجیل ( عهد جدید)

من کتابی دارم که در آن درباره ی دست نوشته های قدیمی انجیل مطالبی نوشته شده است. نتاب اینگونه شروع می شود:

“این کتاب 69 نسخه از عهد جدید را به شما تقدیم می کند… تاریخ این دست نوشته ها به 100 تا 300 سال پس از میلاد  مسیح می رسد. دو سوم عهد جدید در این دست نوشته ها موجود است.” 

پ. کمفرت، ” متون قدیمی یونانی عهد جدید”. پیش گفتار، ص. 17. 2001

این خیلی واجب است؛ چون این نسخه های خطی مربوط به قبل از دوره ی امپراتوری کنستانتین رومی بود. ( 325 سال بعد از میلاد مسیح). بعضی ها فکر می کنند که کنستانتین متون کتاب مقدس را تغییر داده است. برای اثبات نادرستی این فکر، ما می توانیم نسخه های خطی قبل و بعد از دوران او را با هم مقایسه کنیم.( هر دوی این نسخه ها در دسترس است). هر دو نسخه شبیه هم هستند.

به همین ترتیب، نسخه های خطی کتاب مقدس خیلی قبل تر از دوران حضرت محمد نوشته شده است.قبل از سال 600 میلادی، دست نوشته های زیادی در نقاط مختلف دنیا پیدا شده است و وقتی پیامبر اسلام نبوتش را آغاز کرد، تورات و دیگر کتب مقدس را به رسمیت شناخت. همچنین ما نسخه های خطی زیادی در دست داریم که آنها مربوط به سال های خیلی دور هستند؛ ولی با این وجود مضمون آنها با کتاب مقدسی که امروز در دست داریم یکسان است.

“مسیحیان متون کتاب مقدس را عوض کرده اند” جمله ای است که بعضی از افراد آنرا ادعا می کنند. در تمامی نسخه های خطی پیدا شده، نمی شود به طور یکسان و شبیه به هم تغییر ایجاد کرد؛ یعنی بین نسخه های خطی که توسط مسیحیانی که در عربستان سعودی زندگی می کردند، با نسخه های خطی که در سوریه و یا اروپا پیدا شده اند، فرقی وجود ندارد. همانطور که دیدیم، قرآن و احادیث کتاب مقدس را به رسمیت می شناسند. با همه ی اینها، به این نتیجه می رسیم که، نه تورات، نه مزامیر و نه انجیل دچار هیچ تغییری نشدند. این را در نموداری که زیر آورده ایم، می توانید ببینید.

نسخه های خطی تورات و مزامیر، خیلی قدیمی ترند. نسخه های خطی دریای مرده در سال 1948 در سواحل دریای مرده پیدا شده اند. این نسخه ها، شامل دست نوشته های تورات و مزامیر می باشند که به سال های 100 تا 200 قبل از میلاد مربوط می شوند. این بدان معناست که ما نسخه هایی از تورات و مزامیر را که حتی قبل از هر دو پیامبر، عیسی مسیح و محمد، وجود داشتند را داریم. از آنجایی که از این نسخه ها زیاد استفاده شده و مورد تائید رسولان خدا بوده است، می توانیم با خیال راحت بگوییم که هیچ تغییری در آنها  اتفاق نیافتاده است. من در مقاله ام این را از نظر علمی توضیح داده ام. حال به نمودار زیر توجه کنید.

شهادت پیامبر اکرم (ص) در احادیث ، به همراه دانش پیشینه نسخ خطی کتاب مقدس ، به نتیجه گیری مشابه شهادت در قرآن اشاره می کند – متن کتاب مقدس فاسد و تغییر نکرده است.

“هفت” نشانه ی مسیح

 در قرآن دیدیم که خداوند بار ها از کلمه ی “هفت” استفاده کرده است. مثلا، در سوره ی الطلاق:

“خدا همان كسى است كه هفت آسمان و همانند آنها هفت زمين آفريد فرمان [خدا] در ميان آنها فرود مى ‏آيد تا بدانيد كه خدا بر هر چيزى تواناست و به راستى دانش وى هر چيزى را در بر گرفته است.”

سوره ی الطلاق، آیه ی 12

در سوره ی النبأ نیز اینگونه نوشته شده است:

“و بر فراز شما هفت [آسمان] استوار بنا كرديم.”

سوره ی النبأ، آیه ی 12

پس نباید زمان آمدن مسیح نیز که در “هفت ها” پیشگویی شده، ما را متعجب کند.

وقتی زندگی پیامبران را بررسی می کردیم، دیدیم که با اینکه در فاصله ی زمانی زیادی با هم زندگی می کردند، موضوع اصلی نبوت ها و پیشگویی هایشان مسیح (کریستوس) بوده است. اشعیای نبی در مورد جوانه ای که از کنده روییده است حرف می زند و زکریای نبی از نام عبری این جوانه یعنی یهووشووا سخن می گوید. این نام در زبان یونانی “ایسوس”، یعنی “عیسی” است. اسم مسیح یا همان کریستوس، 500 سال قبل از تولد مسیح پیشگویی شده بود. این پیشگویی ها در کتاب عهد عتیق موجود است؛ یعنی کتاب مقدس یهودیان. با وجود این، آن ها با اینکه این کتاب را تا به امروز مطالعه می کنند، درک درستی از آن ندارند.

دانیال نبی

حال بیایید در مورد دانیال نبی صحبت کنیم. او در دوران تبعید در بابل، زندگی می کرد. او هم پیامبر بود و هم در حکومت های بابل و پارس، مقام عالی رتبه ای داشت و صاحب منصب بود. نمودار زیر، بازه ی تاریخی زندگی او و نحمیای نبی را نشان می دهد.

این کتاب به ما می گوید که فرشته ی جبرئیل با دانیال نبی صحبت کرده است. در تمامی قسمت های کتاب مقدس، می بینیم که فرشته ی جبرئیل فقط با دانیال و مریم، یعنی مادرعیسی، صحبت می کند. بنابراین، باید به سخنان وی توجه ویژه ای داشته باشیم. فرشته ی جبرئیل به دانیال گفت:

”  جبرائیل که او را قبلاً در خواب دیده بودم، با سرعت پرواز کرد و هنگام قربانی شام پیش من آمد و به من گفت: «ای دانیال، من آمده‌ام که به تو دانش و فهم ببخشم تا بتوانی این اسرار را بفهمی. در همان لحظه‌ای که مشغول دعا شدی، دعای تو مستجاب شد و من آمده‌ام تا به تو خبر دهم، زیرا خدا تو را بسیار دوست می‌دارد. پس اکنون توجّه کن تا آنچه را که در مورد خوابت می‌گویم، بفهمی. «به امر خدا برای قوم تو و شهر مقدّس تو هفتاد هفته طول می‌کشد تا فساد و شرارت از بین برود، کفّارهٔ گناهان داده شود، عدالت ابدی برقرار گردد، معبد بزرگ دوباره تقدیس شود و به این ترتیب رؤیاها و پیشگویی‌ها به انجام برسند. بدان و آگاه باش که از زمان صدور فرمان بنای مجدّد اورشلیم تا ظهور پیشوای برگزیدهٔ خدا، هفت هفته و شصت و دو هفته طول می‌کشد و با وجود اوضاع آشفته، اورشلیم با جاده‌ها و دیوارهایش بازسازی می‌شود.پس از آن شصت و دو هفته، آن پیشوای برگزیده کشته می‌شود امّا نه عادلانه. سپس پادشاهی با لشکریان خود به اورشلیم و معبد بزرگ حمله کرده، آنها را ویران می‌کند. آخر زمان همچون توفان فرا می‌رسد و جنگ و ویرانی‌هایی را که تعیین شده، با خود خواهد آورد.این پادشاه با اشخاص زیادی پیمان یک هفته‌ای می‌بندد امّا وقتی نصف این مدّت بگذرد، مانع تقدیم قربانی‌ها و هدایا می‌شود. سپس این ویرانگر، معبد بزرگ را آلوده می‌سازد، ولی سرانجام آن چیزی که برای او تعیین شده بر سرش خواهد آمد.»” 

کتاب دانیال نبی، 26-21: 9

همانطور که دیدیم، این آینده در مورد شخصی است که “مسح شده” است ( کریستوس= مسیح، چنانکه در اینجا خواندیم) ودر این قسمت در رابطه با او نبوت می شود. جبرئیل زمان آمدن مسیح را گفت. او خبر می دهد: ” شمارش معکوس از زمان “فرمان ساخت دوباره ی اورشلیم” شروع می شود”. او این وحی را، تقریبا 537 سال قبل از میلاد مسیح به دانیال نبی رسانده است. شمارش معکوس در زمان حیات وی شروع نشد.

صدور فرمان ترمیم و بازسازی اورشلیم

نحمیای نبی درست صد سال بعد از دانیال نبی می زیسته است و شروع شمارش معکوس را دیده است. او در زمان اردشیر یکم یا ارتخشتره، ششمین پادشاه هخامنشی، مشاور امور یهودیان و ساقی شاه بود.وی در شهر شوش زندگی می کرده است. این شهر در ایران قرار دارد. در نمودار پیشین، بازه ی زمانی او را نیز می توانید بررسی کنید. او در کتاب خود چنین می نویسد:

“چهار ماه بعد در ماه نیسان، در سال بیستم سلطنت اردشیر شاهنشاه پارس، یک روز هنگامی‌که اردشیر شاهنشاه در حال صرف غذا بود، من برایش شراب بردم. او قبل از آن هرگز مرا غمگین ندیده بود. پس شاهنشاه از من پرسید: «چرا چهرهٔ تو اندوهگین است؟ تو بیمار نیستی، بدون شک از اندوه بزرگی رنج می‌بری.» آنگاه هراسان شدم و پاسخ دادم: «شاهنشاه تا ابد زنده باد! چگونه چهره‌ام اندوهگین نباشد درحالی‌که شهری که آرامگاه نیاکان من در آن قرار دارد، ویران است و دروازه‌هایش در آتش سوخته‌اند؟» شاهنشاه پرسید: «درخواست تو چیست؟»آنگاه به خدای آسمان دعا کردم. سپس به شاهنشاه گفتم: «اگر مورد لطف و خرسندی اعلیحضرت هستم و ایشان در نظر دارند درخواست مرا اجابت کنند، تقاضا دارم که مرا به سرزمین یهودا به شهری که آرامگاه نیاکان من در آن قرار دارد، بفرستند تا آن را بازسازی کنم.» شاهنشاه درحالی‌که ملکه در کنارش نشسته بود از من پرسید که برای چه مدّت خواهم رفت و چه‌وقت بازخواهم گشت. و من به او پاسخ دادم و او با رفتن من موافقت کرد. آنگاه از شاهنشاه درخواست کردم که به من لطف کرده، نامه‌هایی به فرمانداران استان غرب فرات بنویسد و به ایشان دستور دهد تا به من اجازهٔ سفر به سرزمین یهودا بدهند. همچنین درخواست کردم که نامه‌ای به آساف، جنگلبان جنگلهای سلطنتی بنویسد تا اَلوار مورد نیاز برای بازسازی دروازه‌های قلعهٔ مجاور معبد بزرگ و دیوارهای شهر و خانه‌ای را که در آن زندگی کنم، به من بدهد. شاهنشاه همهٔ درخواست‌های مرا پذیرفت زیرا خدا با من بود. شاهنشاه گروهی از افسران ارتش و سواره‌نظام را همراه من فرستاد و من عازم غرب فرات شدم. سپس نامهٔ شاهنشاه را به فرمانداران دادم. امّا زمانی که سنبلط، از اهالی بیت حورون و طوبیا یکی از مأموران استانهای عمون شنیدند که کسی برای کمک به مردم اسرائیل آمده است، بسیار آشفته شدند. پس به اورشلیم رفتم و تا سه روز راجع به آنچه که خداوند در مورد اورشلیم در دل من گذاشته بود به کسی چیزی نگفتم. سپس نیمه شب برخاسته و با چند نفر از همراهانم بیرون رفتم. تنها حیوانی که با خود بردم الاغی بود که بر آن سوار بودم.” 

کتاب نحمیای نبی، 12-1: 2

دانیال نبی این “صدور فرمان ترمیم و بازسازی اورشلیم” را یک روز پیشگویی کرده بود. همانطور که در بالا خواندیم، این واقعه در بیستمین سال حکومت اردشیر یکم رخ داده است. او در تاریخ، جزء پادشاهان خوب بوده است و سلطنتش از 465 سال قبل از میلاد شروع شده است. بنابراین، با توجه به اطلاعات بالا بیستمین سال برابر می شود با سال 444 قبل از میلاد مسیح. جبرئیل به دانیال نبی در اینباره خبر داده بود. همچنین به او علامتی  در مورد زمان شروع شمارش معکوس داده بود. تقریبا صد سال بعد، پادشاه پارس بدون اینکه درباره ی  پیشگویی های دانیال نبی اطلاعی داشته باشد، این فرمان را داد. بدین ترتیب، شمارش معکوس آمدن کسی که مسح شده یعنی مسیح، شروع شده است.

هفت های اسرارآمیز و مرموز

جبرائیل درباره ی “هفت هفته” و “شصت و دو هفته” با دانیال نبی سخن گفته بود و بعد از این مسیح خواهد آمد. معنای “هفت” چیست؟  تورات موسی از دوره های هفت ساله سخن می گفت. هر هفت سال یکبار، خاک می بایست برای از دست ندادن انرژی خود، استراحت کند. بنابراین یک “هفت” یک چرخه ی 7 ساله است. با توجه به این موضوع، می بینیم که از صدور فرمان، شمارش معکوس به دو قسمت تقسیم می شود. قسمت اول “هفت هفتم” یا هفت دوره ی 7 ساله است. این  یعنی = 7 * 7 = 49 سال؛ زمان لازم برای بازسازی و ترمیم اورشلیم. قسمت دوم نیز، ” شصت و دو هفت” است. بنابراین شمارش معکوس در کل 7*7+62*7= 483 سال است. به عبارت دیگر، 438 سال بعد از فرمان اردشیر دوم مسیح خواهد آمد.

سالی که 360 روز داشت

باید تقویم را تنظیم کنیم. پیامبران  تعداد روز های یک سال را برابر با 360 روز حساب می کردند. بسیاری از ملل در زمان های قدیم از این روش استفاده می کردند. روش های مختلفی برای تعیین طول یک سال در یک تقویم وجود دارد. تقویمی که مورد قبول غرب است، 365.24 روز و تقویمی که مسلمانان قبول دارند( بر اساس چرخه ی ماه) 354 روز دارد و تقویمی که دانیال نبی از آن استفاده می کرد، دارای 360 روز بود. بنابراین اگر بخواهیم آمدن مسیح را بر اساس تقویمی که دانیال نبی از آن استفاده کرده بود، حساب و آنرا به تقویمی که غرب از آن استفاده می کند تبدیل کنیم، به این نتیجه دست خواهیم یافت:

“483*360/365.24= 476 سال بر اساس تقویم میلادی”

تا تاریخ آمدن مسیح پیشگویی و نبوت شده بود

با داشتن این اطلاعات، می توانیم زمان آمدن مسیح را حدس بزنیم. ما از دوره ی قبل از میلاد به دوره ی بعد از میلاد می رویم و بین آن دو یک سال وجود دارد. این یک سال، سال یکم حساب می شود؛ زیرا سال صفر نداریم. این اطلاعات در جدول زیر محاسبه و خلاصه شده است.

444 سال قبل از میلاد مسیح ( بیستمین سال سلطنت اردشیر یکم) سال شروع
476 سال مدت
(-444+ 476+ 1) ( +1 چونکه سال صفر نداریم) = 33 تاریخ آمدنش بر اساس تقویم غرب
33 سال بعد از میلاد مسیح سال آمدنش

عیسی ناصری به مقصد اورشلیم سوار بر الاغی به راه افتاد؛ آنروز را، مسیحیان یک هفته مانده به عید پاک در روز شنبه یا یکشنبه به عنوان عید جشن می گیرند. یکشنبه نخل یا عید شعانین یا عید سعانین یک جشن و عید مسیحی است. این جشن نماد ورود عیسی به اورشلیم است که در تمام اناجیل اربعه ذکر آن رفته‌است (مرقس ۱۱:۱–۱۱، متی ۲۱:۱–۱۱، لوقا:۱۹:۲۸–۴۴، یوحنا ۱۲:۱۲–۱۹). علت نام‌گذاری نخل بر آن این است که هنگام ورود عیسی به اورشلیم مردم با شاخه‌های نخل به استقبال وی رفتند. در آن روز همچنین عیسی، آمدن خود را به همه اعلام می کند. این واقعه در سال 33 بعد از میلاد رخ می دهد.

صد سال بین دانیال نبی و نحمیای نبی فاصله است. آنها همدیگر را از نزدیک نمی شناسند. خداوند پیشگویی ها و حرف های خود را به آنها گفت. در میان این پیشگویی ها، زمان آمدن مسیح هم بود. 570 سال بعد از اینکه جبرئیل به دانیال نبی خبر آمدن مسیح را داد، عیسی به عنوان مسیح وارد اورشلیم شد. این یک پیشگویی بزرگی است که به حقیقت پیوسته است. زکریای نبی هم در مورد مسیح پیشگویی ها کرده است. برای اینکه تمامی کسانی که جویای حقیقت اند، کارهای خدا را بتوانند ببینند، این پیامبران پیشگویی های بزرگ و خارق العاده ای کرده اند.

این پیشگویی های مهم و خارق العاده، در کتاب مقدس یهودیان، یعنی عهد عتیق، نوشته شده است. با این وجود، چرا یهودیان عیسی را به عنوان مسیح قبول نمی کنند؟ این پیشگویی ها و نبوت ها در کتاب مقدس آنهاست! می توانیم این نتیجه را بگیریم که آنها به این پیشگویی ها ایمان نیاوردند و اعتماد نکردند؛ در حالی که پیشگویی ها به وقوع پیوستند. اگر دلیل قبول نکردن مسیح توسط آنها را درک کنیم، می توانیم پیشگویی های پیامبران را عمیق تر و بهتر متوجه شویم. این موضوع را در مقاله ی بعد ادامه خواهیم داد.

نام مسیحی که قرار است در آینده بیاید، گفته شد

 سوره ی الأحزاب به ما یاد می دهد که چگونه انسانی را که نمی شناسیم صدا کنیم و مورد خطاب قرار دهیم.

“آنان را به [نام] پدرانشان بخوانيد كه اين نزد خدا عادلانه‏ تر است و اگر پدرانشان را نمى ‏شناسيد پس برادران دينى و موالى شمايند و در آنچه اشتباها مرتكب آن شده‏ ايد بر شما گناهى نيست ولى در آنچه دلهايتان عمد داشته است [مسؤوليد] و خداست كه همواره آمرزنده مهربان است.”

سوره ی الأحزاب، آیه ی 5

علم و دانش انسان محدود است. خیلی وقت ها ما اسم انسان های اطرافمان را نمی دانیم. سوره ی النجم در مورد بعضی از بت های دوران حضرت محمد سخن می گوید: (لات، منات و عزی)

“[اين بتان] جز نامهايى بيش نيستند كه شما و پدرانتان نامگذارى كرده‏ ايد [و] خدا بر [حقانيت] آنها هيچ دليلى نفرستاده است [آنان] جز گمان و آنچه را كه دلخواهشان است پيروى نمى كنند با آنكه قطعا از جانب پروردگارشان هدايت برايشان آمده است.” 

سوره ی النجم، آیه ی 23

اسم این بت ها را انسان ها گذاشته بودند. این آیات به ما دستور می دهد که بین پرستش واقعی و دروغین تمایز قائل شویم. ما حتی بعضی اوقات اسم انسان های دوروبرمان را فراموش می کنیم یا اصلا آن را نمی دانیم. چگونه می توانیم نام پیامبری که قرار است در آینده بیاید را از الان بدانیم؟ نام “مسیح” از قبل به عنوان نشانه ای داده شد که ما بدانیم این علامتی است از طرف خداوند. این نشانه هدف خداوند را نیز برای ما مشخص می کرد. در اینجا می توانیم پیشگویی هایی را مربوط به نام عیسی مسیح ببینیم.

نشانه ی نام

ما قبلا وعده ی خداوند را  درباره ی “پادشاهی و ملکوت آینده” خوانده ایم. این سیستم پادشاهی و ملکوتی با سیستم پادشاهی که در دنیا وجود دارد، متفاوت است. همانطور که در اخبار هم مشاهده می کنید، می بینید که چه حادثه هایی در این سیستم های دنیوی رخ می دهند. جنگ، رشوه خواری، ظلم، قتل، سوءاستفاده از انسان های ضعیف و غیره از رخداد هایی است که در این سیستم ها اتفاق می افتد. این حوادث هیچ ربطی به دین و ایمان آنها ندارد. دلیل این مشکلات این است که انسان ها تشنگی و خلاء خود را هنوز نتوانستند با راه درست رفع کنند و این باعث شده آنها روز به روز بیشتر در گناه غرق شوند. فساد، قتل، آزار های جنسی، تجاوز و غیره نتیجه ی این گناهان است. در نتیجه، می بینیم که ما خود سدی بر سر راه آمدن پادشاهی خداوند هستیم. اگر خداوند پادشاهی جدید خود را در حال حاضر برپا می کرد، هیچکدام از ما نمی توانستیم وارد آن شویم،  زیرا گناه ما همانطور که سیستم پادشاهی در دنیا را لکه دار کرد، این پادشاهی را نیز کثیف و خراب می کرد. ارمیای نبی در مورد عهد و وعده ی جدید خداوند پیشگویی ها کرده است. این وعده ی جدید، برخلاف عهدی که در زمان موسی بر روی لوحه های سنگی نوشته شده بود، بر روی قلب های ما حک خواهد شد. این عهد ما را از داخل عوض خواهد کرد و ما را آماده خواهد کرد تا آنطور که لازم است، شهروند این پادشاهی الهی شویم.

این چطور ممکن است؟ نقشه ی خدا مانند یک گنج پنهان است. کتاب مقدس طوری نوشته شده است که فقط کسایی که ملکوت خداوند را میجویند، آن را درک می کنند. ما الان چند آیه را بررسی خواهیم کرد. آمدن مسیح در نقشه ی خداوند در مرکز قرار دارد (همانطور که در اینجا دیدیم، مسیح = کریستوس و یا خریستوس). در کتاب مزامیر که به واسطه ی الهام و وحی از طرف خداوند توسط داوود پادشاه نوشته شده است، دیدیم که مسیح از نسل داوود نبی خواهد آمد (برای مطالعه ی بیشتر اینجا کلیک کنید).

اشعیای نبی در مورد درخت، ریشه و شاخه می نویسد

اشعیای نبی اهداف خداوند را به صورت آشکار برای ما توضیح می دهد. در کتاب اشعیای نبی، که جزئی از کتاب مقدس است، درباره ی نسل داوود نبی ( 100-600 سال قبل از میلاد مسیح) نوشته شده است. هنگامی که او آن کتاب را نوشت ( 750 سال قبل از میلاد) سلسله و کل پادشاهی اسرائیل، به دلیل تشنگی قلب آنها  فاسد شده و از بین رفته بود.

خاندان داوود به یک درخت تشبیه شده است

اشعیای نبی با الهام و وحی الهی، برای توبه و برگشتن بنی اسرائیل به سمت خدا و برای آنکه آنها دوباره پایبند قوانین الهی موسی باشند، خواهش ها و دعا هایش را نوشت. او همچنین می دانست که این توبه و بازگشت اتفاق نخواهد افتاد، بنابراین  درباره ی نابودی پادشاهی اسرائیل و قوم اسرائیل نیز پیشگویی هایی کرد (برای مطالعه ی بیشتر اینجا را کلیک کنید).

اشعیای نبی در پیشگویی های خود، خاندان داوود را به یک درخت بزرگ تشبیه می کند که به زودی قطع می شود و فقط ریشه اش از آن باقی می ماند. این حادثه در 600 سال قبل از میلاد عیسی مسیح رخ داده است. در آن زمان، حکومت بابل به اورشلیم حمله کرد و آن را از بین برد. از آن به بعد دیگر هیچکس از نسل داوود پادشاه بر اسرائیل و در اورشلیم حکومت نکرد.

ریشه ی درخت قطع شده

در این کتاب در مورد بلاهایی که قرار است در آینده اتفاق بیفتد نیز پیشگویی هایی شده است:

“خاندان سلطنتی داوود مثل درختی است که از تنه قطع شده باشد، امّا از کنُدهٔ خشک شدهٔ آن، شاخه‌های تازه‌ای جوانه می‌زند. روح خداوند به او حکمت و دانش و مهارت برای حکومت خواهد داد. او ارادهٔ خداوند را می‌داند و حرمت او را نگاه خواهد داشت.” 

کتاب اشعیای نبی، 2-1: 11

یَسَی پدر داوود پیغمبر و بدین ترتیب ریشه ی این خاندان است. برای همین هم وقتی درباره ی “ریشه ی یَسَی” حرف میزنیم، منظورمان پیشگویی هایی در مورد از بین رفتن خاندان داوود نبی است. اما در ادامه ی نبوت های اشعیا ی نبی، می بینیم که اگر چه پادشاهی ها  در اسرائیل از بین رفت و تنه ی این درخت نابود شد ولی ریشه ی آن هنوز بکلی از بین نرفته است. در آینده، روزی از همین ریشه ی درخت جوانه هایی خواهند رویید. همین جوانه، “شخصی” است از نسل داوود نبی.او خردمند، قدرتمند و پر از حکمت خواهد بود زیرا که روح خدا او را همراهی خواهد کرد. اگر به یاد داشته باشید، قبلا در مورد اینکه مسیح از نسل داوود پادشاه خواهد آمد، پیشگویی ها یی شده بود. این خیلی مهم است. جوانه و مسیح- هر دو از نسل داوود خواهند آمد؟ آیا این دو نام متفاوت از یک شخص نیستند؟ بیایید به بررسی کتاب مقدس ادامه دهیم.

ارمیای نبی و جوانه زدن ریشه ی درخت

ارمیای نبی 150 سال پس از اشعیای نبی آمد. در اصل، نابود شدن خاندان پادشاهی داوود در زمان او رخ داد. او در این باره می نویسد:

“خداوند می‌گوید: «زمانی می‌آید که من از نسل داوود پادشاهی عادل برمی‌گزینم. آن پادشاه با حکمت حکومت می‌کند و آنچه را که راست و درست است، در تمام این سرزمین انجام خواهد داد. وقتی او پادشاهی کند، مردم یهودا در امنیّت و قوم اسرائیل در صلح خواهد زیست. نام او “خداوند عدالت و آزادی ما” خواهد بود.”   

کتاب ارمیای نبی، 6-5: 23

می بینید که پیشگویی اشعیای نبی درباره ی “جوانه” را، ارمیای نبی ادامه می دهد. همین جوانه، پادشاه خواهد شد. ما قبلا خواندیم که مسیح نیز در آینده پادشاه خواهد شد. می بینیم که شباهت ها میان این دو، رفته رفته زیاد تر می شوند.

زکریای نبی اسم شاخه را می گوید

زکریای نبی پیشگویی ها را ادامه می دهد. او تقریبا 520 سال قبل از میلاد مسیح زندگی می کرد. او درست در دورانی زندگی می کرد که یهودیان از اولین تبعید از بابل به اورشلیم برمی گشتند. آنها توسط پارس ها اداره می شدند.

(لازم به ذکر است که زکریا ی نبی با زکریا، پدر یحیی تعمید دهنده، دو شخصیت متفاوت هستند و این دو را با هم اشتباه نگیرید. زکریای نبی 500 سال قبل از پدر یحیی تعمید دهنده زندگی کرده است. در اصل، نام پدر یحیی تعمید دهنده را به خاطر زکریای  نبی گذاشته اند. همانطور که امروزه اسم خیلی از انسان ها برگرفته از اسامی پیامبران است، مثل: ” محمد، یونس، ابراهیم و غیره”). در دوران زکریای نبی، یعنی تقریبا 520 سال قبل از میلاد مسیح، یهودیان معبد تخریب شده را به همراه قربانی های هارون دوباره از نو ساختند و تعمیر کردند. در آن زمان، اسم کاهن اعظم معبد یوشع بود. یوشع از نوادگان هارون بود. کاهن اعظم فقط می تواند از نوادگان هارون باشد. به این ترتیب، در آن بازه ی زمانی، زکریا پیامبر و یوشع کاهن اعظم بوده است. خداوند به واسطه ی زکریای نبی در مورد یوشع، کاهن اعظم، چنین گفت:

”  پس ای یوشع، کاهن اعظم و ای همهٔ همکاران او بشنوید! شما نشانه‌ای هستید از آنچه که در آینده رخ خواهد داد. من بندهٔ خود را که “شاخه” نام دارد می‌آورم. من بر آن تخته سنگ هفت سطحی که در مقابل یوشع گذاشته‌ام جمله‌ای را حک خواهم نمود و در یک روز گناه این سرزمین را برمی‌دارم. در آن روز هر یک از شما همسایهٔ خود را دعوت خواهد کرد که در زیر سایهٔ تاک و درختان انجیر او در صلح و صفا بنشیند.” 

کتاب زکریای نبی، 9-8: 3

باز صحبت از “شاخه” و”جوانه”! اما این بار او را “خدمتکار من” نیز می نامد. به نوعی کاهن اعظم یوشع، در اینجا نماد این شاخه و جوانه است. به خاطر همین هم، کاهن اعظم، نشانه است. شاید بپرسید نشانه ی چه چیزی؟  معنی این حرف خدا در این آیه چیست؟ “در یک روز گناه این سرزمین را برمی‌دارم.”  اگر ما کتاب زکریای نبی را ادامه دهیم، چیزهای حیرت آمیز دیگری نیز خواهیم دید.

”  حلدا، طوبیا و یدعیا از طرف یهودیان تبعید شده در بابل، هدایایی از طلا و نقره با خود آورده‌اند. آن هدایا را از آنها بگیر و به خانهٔ یوشیا پسر صَفَنیا برو و با آنها یک تاج بساز. بعد آن تاج را بر سر یوشع پسر یهوصادق کاهن اعظم بگذار. سپس به او بگو که خداوند متعال چنین می‌فرماید: تو نمونهٔ آن مردی هستی که “شاخه” نام دارد. او از جایگاه خود می‌روید و معبد بزرگ را بازسازی می‌کند.”

کتاب زکریای نبی، 11-10: 6

دقت کنید که در اینجا، یوشع اسم شاخه و جوانه است. به یاد بیاورید که در مقاله ی “ترجمه ی معنایی و ترجمه ی حرف به حرف نویسی زبان عبری” چه چیزهایی را آموختیم. در اینجا به خاطر ترجمه اسم کاهن اعظم را “یوشع” می خوانیم. اما نام اصلی در زبان عبری چیست؟ نمودار بعدی پاسخ این سوالمان را می دهد.

ین را یک بار دیگر در بررسی ریشه ی نام مسیح، شنیده بودیم). وقتی به قسمت 1 و قسمت 3 دقت می کنیم، می بینیم که اسم “یوشع” از کلمه ی عبری ” یهووشوا” ” Yhowshuwa ” می آید. در ترجمه ی عهد عتیق به زبان ما، این اسم به صورت “یوشع” ترجمه ی حرف به حرف نویسی شده است. همچنین، اگر به خاطر داشته باشد، تورات و مزامیر تقریبا 250 سال قبل از میلاد مسیح از زبان عبری به زبان یونانی ترجمه شده اند (قسمت های 1 و2). مترجمان کلمه ی “یهووشوا” را از طریق ترجمه ی حرف به حرف نویسی از زبان عبری به زبان یونانی ترجمه کردند و این کلمه در زبان یونانی به صورت ” ایسوس” درآمد. بعدها وقتی که کتاب مقدس از زبان یونانی به زبان های دیگر ترجمه شد، کلمه ی “ایسوس” به صورت “عیسی” ترجمه ی حرف به حرف نویسی شد. به عبارت دیگر، مسیح = کریستوس=خریستوس= کسی که مسح شده است= یهووشوا= ایسوس= یوشع= عیسی.

جالب اینجاست که 500 سال قبل از عیسی مسیح، پیامبر انجیل، زکریا درباره ی او و اسم شاخه و جوانه پیشگویی کرده بود؛ زکریای نبی گفته بود که اسم این جوانه عیسی خواهد بود. بله عیسی همان شاخه و جوانه است! شاخه و مسیح و یا کریستوس اسم های مختلف یک شخصیت هستند! پس دلیل این همه نامگذاری چیه؟ او قرار است چه کار مهمی را انجام دهد؟ کتاب مزامیر و کتب انبیای دیگر جواب این سوالات را پاسخ می دهند. برای اطلاعات بیشتر مقاله ی بعدی را مطالعه کنید.

نشانه ی عهد جدید

در مقاله ی قبلی که در مورد پیشگویی های ارمیا ی نبی بود خواندیم که، گناه یکی از دلایل و نشانه های تشنگی ماست. ما می دانیم که گناه چیست و از حس خجالتی که گناه به ما می دهد خبر داریم؛ اما با این وجود باز هم برای رفع  تشنگی مان به سمت آن می رویم. همانطور که قبلا هم گفتیم، ارمیا ی نبی در سالهای آخر سلطنت پادشاهان اسرائیلی و در بحبوحه ی گناه و نافرمانی زندگی می کرد. بعد مدت کوتاهی، خداوند قوم خود را مجازات کرد.

در زمان ارمیای نبی (تقربیا 600 سال قبل از میلاد)  حدود هزار سال از قوانین الهی که توسط موسی به مردم داده شده بود، می گذشت؛ آنها در این مدت احکام الهی را زیر پا گذاشته بودند. حال می بایست مورد قضاوت قرار بگیرند. دینو شریعت هم خدا را نا امید  کرده بود، هم تمام انسان های خطاکار و تشنه را. اما ارمیا ی نبی که خبر مجازات گناهکاران  توسط خداوند را به این قوم رسانده بود، در مورد حادثه ی دیگری نیز که در آینده رخ خواهد داد، سخن گفته است. چه حادثه ای قرار است در آینده رخ بدهد؟

” خداوند می‌گوید: «زمانی می‌رسد که من پیمانی تازه با خاندان اسرائیل و خاندان یهودا خواهم بست. آن مانند پیمانی نخواهد بود که با اجدادشان، وقتی دست آنها را گرفتم و از مصر نجات دادم، بستم. هر چند من مثل یک شوهر با آنها رفتار کردم، آنها آن پیمان را نگاه نداشتند. پیمان تازه‌ای که با قوم اسرائیل می‌بندم چنین خواهد بود: شریعت خود را در ضمیر آنها قرار می‌دهم و بر قلبشان خواهم نوشت. من خدای آنها و آنها قوم من خواهند بود. دیگر احتیاجی نیست كه آنان به همشهریان خود تعلیم دهند یا به یکدیگر بگویند: خدا را بشناس، زیرا همه از بزرگ تا كوچک مرا خواهند شناخت. در مقابل خطاهای آنها بخشنده خواهم بود و دیگر گناهان آنان را هرگز به یاد نخواهم آورد.»

کتاب ارمیا، 34-31:31

عهد و فرمان اول یعنی همان عهدی که به موسی داده شده بود، توسط بنی اسرائیل شکسته شد. این نافرمانی بدلیل بد بود قانون الهی نبود. این قوانین خیلی هم خوب بودند. مشکل اصلی خود قوانین نبودند، مشکل لوحه های سنگی بود که این فرامین روی آنها نوشته شده بودند. به خاطر همین قوم خدا که تشنه بود نمی توانست آنها را به جای آورد. برای اینکه آنها از قوانین الهی پیروی کنند، می بایست این قوانین بر روی قلب آنها حک شود نه روی لوحه های سنگی.

حال بیایید ببینیم که چرا آنها نافرمانی می کردند؟ چون یهودی بودند؟ خیلی از انسان ها به دلایل مختلف یهودیان را مقصر می دانند. اما ما در اینجا اول خودمان را بررسی خواهیم کرد. ما در روز محاکمه و قیامت، به خاطر گناهان خودمان محکوم و مجازات خواهیم شد و برای کارهای خوب خودمان پاداش خواهیم گرفت. در آن زمان به انسان های دیگر اصلا فکر نخواهیم کرد. به زندگی خودتان نگاهی بیاندازید. آیا قوانین الهی را به جای می آورید؟ آیا قوانین الهی را از صمیم قلب انجام می دهید؟ اگر مطمئن هستید که همه ی قوانین الهی را به جای می آورید، مقاله ی “تعلیمات عیسی مسیح” را بخوانید و به کارهایتان دوباره نظری بیاندازید. شاید شما هم مثل قوم اسرائیلی که در زمان ارمیای نبی زندگی می کردند، توانایی و قدرت به جای آوردن احکام الهی را ندارید؟ مقاله ای که راجع به “مثالی از زندگی موسی” بود را به خاطر بسپارید. ما باید تمامی احکام الهی را به جای بیاوریم نه فقط قسمتی از آنرا.

اگر می بینید که فقط بعضی از احکام را به جای می آورید و به خاطر بعضی از کارهایتان خجالت می کشید، جرات داشته باشید. خداوند در آیه ای که در بالا به آن اشاره کردیم، از وعده ی جدیدی سخن می گوید. ارمیای نبی در پیشگویی خود می گوید که این وعده در آینده اتفاق می افتد. این وعده ی الهی با وعده های دیگر فرق خواهد داشت؛ این وعده قلب انسان ها را لمس خواهد کرد و برای به جا آوردن احکام به آنها قدرت خواهد بخشید.

در نظر داشته باشید که این عهد و وعده ی جدید، برای یهودیان است. این را چگونه می توان فهمید؟ همانطور که دیدیم، یهودیان گاهی در شرایط بسیار بد و گاهی در شرایط خوب زندگی می کردند. پیامبر بزرگ  دیگری در کتاب مقدس، اشعیای نبی، با پیشگویی های خود از سخنان ارمیای نبی حمایت می کند. همانطور که در نمودار زیر می بینید، این دو پیامبر به فاصله ی 150 سال از همدیگر زندگی می کردند و به همین دلیل همدیگر را نمی شناختند. با این وجود، پیشگویی های آنها مکمل یکدیگر هستند و دلیل آن این است که این نبوت ها از طرف خداست.

اشعیای نبی همچنین درباره ی خادمی که در آینده قرار است بیاید، پیشگویی ها کرده است که قسمتی از آنرا در زیر می خوانیم:

” قبل از تولّدم، خداوند مرا انتخاب کرد و او مرا به عنوان بندهٔ خود مأمور ساخت که قومش را بازگردانم و اقوام پراکندهٔ اسرائیل را به وطن خودشان برسانم. خداوند به من چنین لطف کرده است. او سرچشمهٔ قدرت من است. خداوند به من می‌گوید:«ای بندهٔ من، برایت وظیفهٔ بزرگتری دارم. تو نه فقط عظمت قوم اسرائیل-‌آنها که زنده‌اند- را برمی‌گردانی، بلکه من تو را نور تمام ملّتهای جهان خواهم ساخت، تا اینکه تمام دنیا نجات یابد.» 

کتاب اشعیای نبی، 6-5: 49

به عبارت دیگر، خادمی که در آینده نجات و رستگاری را از نزد خدا برای یهودیان خواهد آورد، به وسیله ی آن تمام غیر یهودیان را نیز نجات می دهد. خب حال، این سوال پیش می آید، این خادم کیست؟   او چگونه از پس این مسئولیت بر خواهد آمد؟ عهد و وعده ی جدید چگونه بر قلبمان حک خواهد شد؟  بیایید با هم به بررسی دیگر پیشگویی های کتاب مقدس بپردازیم.

نشان و علامت تشنگی ما

   ما در مقاله ی تاریخ اسرائیل خواندیم با وجود اینکه قوانین به آنها داده شده بود، بنی اسرائیل در طول تاریخ خود نسبت به این قوانین الهی نافرمانی و نا     اطاعتی کردند.  من در مقاله ای که درباره ی مقدمه ی کتاب مزامیر بود، گفته بودم که پادشاهان پس از داوود و سلیمان، اگرچه از نسل آن دو می آمدند، اما اکثرشان نافرمان و شرور بودند.  آنها مطابق میل خداوند عمل نمی کردند. خداوند نیز برای آنها  پیشگویی هایی در عهد عتیق بخصوص در کتاب مزامیر، توسط رسولانش فرستاد و بدین واسطه به آنها هشدار داد.

ارمیا ی نبی – پیامبرهشدار دهنده

  همانطور که در نمودار بالا می بینید، ارمیای نبی در آخرین سالهای حکومت پادشاهان اسرائیل زندگی می کرد. در آن زمان، گناه و نا فرمانی زیاد شده بود.   گناهانی که ارمیای نبی در کتابش از آنها نام برده است، امروزهم در اطرافمان قابل مشاهده هستند؛ گناهانی مثل: زنا، مستی، بی اخلاقی جنسی، بت پرستی، جادوگری، رشوه، دعوا، دروغ، خشونت و بیحرمتی، استثمار کردن و غیره. اما ارمیا کتاب خود را با نوشتن خلاصه ای از گناهان آنها شروع می کند وهمه ی گناهان را به دو گروه تقسیم می کند:

    “چون قوم من مرتکب دو گناه شده‌اند: «آنها مرا که سرچشمهٔ آب گوارا هستم، ترک‌ کرده‌اند و برای خود آب‌ انبارکند‌ه‌اند؛ آب‌   انبارهای ترک خورده‌ای که آب را اصلاً نگاه نمی‌دارند.”  

کتاب ارمیا، 2:13

ارمیا برای اینکه این گناهان را به خوبی و روشنی توضیح دهد، از استعاره استفاده کرده است. خداوند به واسطه ی رسولان خود می گوید: ” آنان تشنه اند”. تشنه شدن، چیز بدی نیست؛ فقط آنها می بایست از آب خوب بنوشند. خداوند بهترین آب، برای رفع تشنگی آنها است. اما بنی اسرائیل به جای خداوند، آب انبار ها را انتخاب کردند. اما این آب انبار ها ترک خورده بودند و آبی در آنها وجود نداشت. به عبارت دیگر، می توان تمامی گناهان آنها را این طور خلاصه کرد: آنها برای رفع تشنگی شان، به جای خدا، به چیز های دیگر مراجعه کردند و آن چیزها نتوانست این تشنگی را رفع کند. بنی اسرائیل در حالی که هنوز تشنه بودند، به گناه و نافرمانی خود ادامه دادند و در این شرایط دیگر خداوند پیش آنها نبود. حال آنها فقط آب انبار های ترک خورده داشتند و مسبب تمامی این مشکلات و گرفتاری ها، نافرمانی و گناهان آنها بود.

  سلیمان پادشاه در مورد “آب انبار های شکسته” ی ما می نویسد

در اصل خود سلیمان نیز در این شرایط قرار گرفته بود. همانطور که در مقاله ی” حکمتی که به دلیل اطاعت از خداوند از او گرفتم” توضیح دادم، نوشته های سلیمان پادشاه خیلی روی من تاثیر گذاشته اند. او در نوشته هایش، زندگی خود را به تصویر میکشد. می دانیم که او در زندگی اش صاحب همه چیز بود اما با این حال باز آن خلاء و تشنگی را حس می کرد. او راجع به آب انبار ها اینگونه می نویسد:

“۱ نویسندهٔ این کتاب، پسر داوود، پادشاه حکیم اورشلیم می‌باشد.۲ او می‌گوید: بیهودگی است! بیهودگی است! همه‌چیز بیهوده است!۳ از این‌همه رنج و زحمتی که انسان در روی زمین می‌کشد چه فایده‌ای می‌بیند؟۴ یک نسل می‌آید و نسل دیگری می‌رود، امّا دنیا همیشه به حال خود باقی می‌ماند.۵ آفتاب طلوع و غروب می‌کند و باز به جایی می‌شتابد که دوباره باید از آنجا طلوع کند.۶ باد به سمت جنوب و شمال می‌وزد و به هر سو می‌چرخد و باز به مدار خود برمی‌گردد.۷ همهٔ رودخانه‌ها به دریا می‌ریزند، امّا دریا پُر نمی‌شود. آب به سرچشمه‌ای که رودها از آن جاری می‌شود، بازمی‌گردد و چرخش دوباره آغاز می‌گردد.۸ همه‌چیز آن‌قدر خسته کننده است که زبان از بیان آن عاجز است. هرچقدر ببینیم و هرقدر بشنویم، باز هم سیر نمی‌شویم.۹ در حقیقت تاریخ تکرار می‌شود، یعنی آنچه را که می‌بینیم، بارها در گذشته اتّفاق افتاده است. در جهان هیچ چیز تازه‌ای دیده نمی‌شود.۱۰ کدام چیز تازه‌ای را می‌توانید نشان دهید؟ هر چیزی قبلاً و پیش از آنکه ما به دنیا بیاییم وجود داشته است.۱۱ یادی از گذشتگان نیست و آیندگان نیز از نسلهای پیشین یادی نخواهند کرد.

بیهودگی حکمت

۱۲ من حکیم هستم و در اورشلیم بر اسرائیل سلطنت می‌کردم.۱۳ تصمیم گرفتم تا دربارهٔ هر چیز این دنیا با حکمت مطالعه و تحقیق کنم. خدا کارهای سخت و دشواری را به عهدهٔ ما گذاشته است!۱۴ هر کاری را در این دنیا تجربه کردم و به این نتیجه رسیدم که همهٔ آنها بیهوده و به دنبال باد دویدن است.۱۵چیز کج را نمی‌توان راست کرد و چیزی را که وجود نداشته باشد، نمی‌توان شمرد.۱۶ به خود گفتم: «من حکمت و معرفت زیادی اندوختم و بیشتر از همهٔ کسانی‌ که قبل از من در اورشلیم حکومت می‌کردند، علم و دانش کسب کردم.»۱۷ تصمیم گرفتم که فرق بین حکمت و جهالت را بدانم، امّا پی بردم که این کار هم بیهوده و مانند دنبال باد دویدن است.  ۱۸ انسان هر چه بیشتر حکمت می آموزد محزونتر می شود و هر چه بیشتر دانش می اندوزد، غمگینتر می گردد.

بیهودگی عشرت

۱ به خود گفتم: عیش و عشرت را تجربه می‌کنم و از زندگی لذّت می‌برم، امّا دیدم که آن هم بیهوده است.۲ همچنین دریافتم که خنده و شادی نیز احمقانه و بی‌فایده است.۳ هرچند از دل مشتاق کسب حکمت بودم، تصمیم گرفتم که خود را با شراب شادمان سازم و حماقت را امتحان کنم و فکر کردم که این بهترین راهی است که انسان می‌تواند، زندگی کوتاه خود را سپری کند.۴ کارهای بزرگی انجام دادم. برای خود خانه‌ها ساختم و تاکستانها غرس نمودم.۵ باغهای پر از گل ساختم و در آنها از هر نوع درخت میوه‌دار نشاندم؛۶ و آب انبارهای بزرگ برای آبیاری آنها ساختم.۷ غلامان و کنیزان بسیار خریدم و صاحب غلامان و کنیزان خانه‌ زاد شدم. هیچ یک از کسانی‌که پیش از من در اورشلیم حکومت می‌کردند، به اندازهٔ من گلّه و رمه و دارایی نداشتند.۸ نقره و طلا و گنجینه‌های پادشاهانی را که من بر سرزمینشان حکومت می‌کردم، برای خود جمع کردم. سرایندگان مرد و زن برای سرگرمی من می‌سراییدند. هر قدر که دلم می‌خواست، برای خود زنهای زیبا گرفتم.۹ بلی، من شخص بزرگی بودم، بزرگتر از همهٔ کسانی‌که قبل از من در اورشلیم زندگی می‌کردند. در عین حال از حکمت و دانش نیز برخوردار بودم.۱۰هر چیزی که می‌دیدم و می‌خواستم به دست ‌آوردم و خود را از هیچ خوشی و لذّتی محروم ‌نساختم. از هر کاری که می‌کردم، لذّت می‌بردم و همین برای من پاداش بزرگی بود.۱۱امّا وقتی به کارهایی که کرده بودم و زحماتی که کشیده بودم فکر کردم، فهمیدم که همهٔ آنها چون دویدن دنبال باد، بیهوده و بی‌فایده بوده‌اند.۱۲ یک پادشاه می‌تواند فقط همان کاری را بکند که پادشاهان پیش از او کرده بودند.

بیهودگی حکمت و حماقت

 بنابراین حکمت و حماقت و جهالت را مطالعه و مقایسه کردم.۱۳ دیدم، همان‌طور که روشنی بر تاریکی برتری دارد، حکمت هم برتر از جهالت است.۱۴ شخص حکیم، داناست و می‌داند از چه راهی برود، امّا مرد احمق در نادانی به سر می‌برد. امّا این را هم دانستم که عاقبت هردوی ایشان یکی است.۱۵ در دل خود گفتم: «چون من و جاهل به یک سرنوشت گرفتار می‌شویم، پس فایدهٔ حکمت چیست؟» هیچ، حکمت هم بیهوده است.۱۶ زمانی می‌رسد که نه یادی از مرد حکیم باقی می‌ماند و نه از مرد احمق، بلکه هر دو فراموش خواهند شد. مرد احمق همان‌گونه می‌میرد که مرد حکیم خواهد مرد.۱۷ پس، از زندگی بیزار شدم، چون همه‌چیز آن برایم دردسر آورده است. زندگی تمامش بیهوده و به دنبال باد دویدن بود.

بیهودگی کوشش و زحمت

۱۸ از تمام زحماتی که در این دنیا کشیده بودم بیزار شدم، زیرا می‌دانم که باید همهٔ آنها را برای جانشین خود واگذارم.۱۹ چه کسی می‌داند که او حکیم خواهد بود یا احمق. ولی او صاحب همهٔ چیزهایی خواهد شد که من با رنج و مشقت زیاد در زندگی خود به دست آورده‌ام. این نیز بیهوده است.۲۰ بنابراین از تمام زحماتی که در دنیا کشیده‌ام مایوس گشتم.۲۱ کسی با زحمت فراوان و از روی عقل و دانش و مهارت مال و دارایی می‌اندوزد، سپس همه را برای استفاده کسی بجا می‌گذارد که هرگز برای آن زحمت نکشیده است. این نیز بیهوده و مصیبتی بزرگ است. ۲۲انسان از این‌همه زحمت و مشقتی که می‌کشد، چه چیزی به دست می‌آورد؟۲۳ روزهایش با تشویش و نگرانی می‌گذرد و شبها هم آرامش ندارد. این نیز بیهوده است.۲۴پس برای انسان بهتر است که بخورد وبنوشد و از آنچه به دست آورده، لذّت ببرد و این از جانب خداوند است.۲۵زیرا کیست که بتواند جدا از خدا چیزی بخورد و لذّت ببرد؟خدا به کسانی‌که او را خشنود می‌سازند، حکمت، دانش و خوشی می‌بخشد، ولی به خطاکاران مشقتِ کار و زحمتِ اندوختن مال را می‌دهد تا خدا آن را از آنها گرفته به کسانی عطا کند که از آنها راضی است. این نیز مانند دنبال باد دویدن، بیهوده است.۲۶ خدا به کسانی‌که او را خشنود می‌سازند، حکمت، دانش و خوشی می‌بخشد، ولی به خطاکاران مشقتِ کار و زحمتِ اندوختن مال را می‌دهد تا خدا آن را از آنها گرفته به کسانی عطا کند که از آنها راضی است. این نیز مانند دنبال باد دویدن، بیهوده است.” 

کتاب جامعه، فصل یک و دو

نوشته های پر حکمت سلیمان پادشاه و هشدار های ارمیای نبی، همه و همه برای ما نوشته شده است. ما در دنیایی زندگی می کنیم که خیلی با نسل های پیش فرق می کند. نسل ما سرگرمی های زیادی از قبیل فیلم، موسیقی و غیره دارد. در مقایسه با نسل های گذشته، نسل ما از هر نظر پیشرفت کرده است؛ برای مثال سواد و دانش گسترده تر شده و تکنولوژی هر روز پیشرفته تر می شود. بنابراین، نسل ما تقریبا می تواند به خیلی از چیزها به راحتی دست یابد. مسائل دیگری هم وارد زندگی هایمان شده است، مثلا: ” پورنوگرافی، روابط نامشروع، مواد مخدر، نوشیدنی های الکلی، طمع و زیاده خواهی، پول، خشم و غضب، حسادت و غیره”. ما فکر می کنیم مواردی که در بالا ذکر شد، می تواند خلاء و تشنگی ما را رفع کند. با توجه به تمامی نوشته های الهی و پیامبران، می فهمیم این انتظار ما کاملا اشتباه است. با این وجود هنوز درگیر آنها هستیم و آنها را دنبال می کنیم. در همه ی دوره ها، همه ی انسان ها اینگونه بوده اند.

پیشگویی هایی که از طرف پیامبران، بخصوص سلیمان و ارمیا، برای ما نوشته شده است، به خاطر این است که ما در ذهنمان به سوالات درست جواب دهیم.

  • چرا در دنیایی که انقدر پیشرفت و رنگارنگی در اون هست، هنوز افسردگی، خودکشی، جدایی، حسادت، طمع، نفرت، پورنوگرافی، مواد مخدر و بسیاری از موارد مشابه وجود دارد؟
  • برای رفع این تشنگی و خلاء وجودم به کدام  انبار آب مراجعت خواهم کرد؟ آیا “آبی” در این انبارها  وجود دارد؟
  • به نظر شما، آیا می توانید به اندازه ی سلیمان پادشاه، صاحب حکمت، محبت و ثروت شوید؟ اگر او از دستاوردهای خود راضی نبود، فکر می کنید شما با این کارها می توانید عطش خود را برطرف کنید؟

   می دانید، مسئله فقط به جا آوردن قوانین الهی نیست. چیز دیگری هم وجود دارد. باید آن را نیز در نظر گرفت. این نشانه ی تشنگی ماست؛ به عبارتی دیگر، ما باید بدانیم که تشنه ی چه چیزی هستیم. اگر جواب این را پیدا کنیم، صاحب حکمت شده ایم. خداوند در این باره در کتاب مزامیر می گوید که او از تشنگی ما خبر دارد. خداوند می خواهد ما بدانیم که او از وضیعتمان با خبر است. تنها اوست که می تواند این تشنگی را برای همیشه برطرف کند. او می خواهد این کار را برایمان انجام دهد، فقط ما باید او را انتخاب کنیم. در ادامه می بینیم در پیشگویی های  ارمیای نبی، خداوند وعده هایی در اینباره داده است. در مقاله ی بعدی به این موضوع می پردازیم.

اسامی “مسیح”، “ایسوس” و یا “عیسی” از کجا آمده اند؟

قرآن عیسی را “مسیح” می نامد. “مسیح” یعنی چه؟ ریشه ی این اسم از کجاست؟ چرا مسیحیان به عیسی، “مسیح” می گویند؟ آیا “مسیح” همان “عیسی” است؟ آیا تضاد و یا تفاوتی در این دو وجود دارد؟ کتاب مزامیر، به این سوال خیلی مهم جواب می دهد. اما قبل از آن که به این موضوع بپردازیم، شما برای بهتر درک کردن این مطلب، می بایست مقاله ی ” کتاب مقدس چگونه ترجمه شده است؟” را بخوانید.

اسم “عیسی” و یا ” ایسوس” از کجا آمده است؟

در مقاله ی “کتاب مقدس چگونه ترجمه شده است؟” درباره ی روند ترجمه کردن توضیح داده شده است. در نمودار زیر، من این توضیح را ادامه میدهم و  با بررسی کلمه ی “عیسی” و یا “ایسوس” در عهد جدید شروع میکنم.

همانطور که دیدید، در کتاب مزامیر اصل که به زبان عبری نوشته شده است، (قسمتی که با شماره ی اول نشان داده شده است)، کلمه ی “مسیح” را می بینید. در زبان عبری این کلمه به این معناست: “مسح شده و یا تقدیس شده”. در قسمت هایی از کتاب مزامیر در مورد “مسیح” اینگونه نوشته شده است: “در مورد آمدن او پیشگویی ها خواهد شد”. وقتی  سپتوآگینتا در 250 سال قبل از میلاد در حال آماده شدن بود به مقاله ی “کتاب مقدس چگونه ترجمه شده است؟ نگاه کنید، عالمان و مترجمان برای ترجمه ی کلمه ی “مسیح” از واژه ی یونانی Χριστός یا همان “خریستوس، ایسوس” استفاده کردند. ریشه ی این واژه، از کلمه ی “کی ریو” است، یعنی ( در زمان مراسم با روغن مسح کردن). به همین دلیل در ترجمه ی سپتوآگینتا، در مقابل کلمه ی عبری “مسیح” این کلمه انتخاب شده است. (در این قسمت مترجمان از ترجمه ی معنایی استفاده کردند). حال نظری به شماره ی دوم بیاندازیم. شاگردان عیسی متوجه شدند که کسی که در سپتوآگینتا درباره ی او پیشگویی ها شده بود، خود او است. به خاطر همین آنها به استفاده از کلمه ی “خریستوس” در انجیل و یا همان عهد جدید، ادامه دادند.

در ترجمه ی کتاب مقدس معاصر، این کلمه به روش ترجمه ی حرف به حرف نویسی ترجمه شد و به صورت “کریستوس” و یا “خریستوس” باقی ماند. در ترجمه ی انگلیسی کتاب مقدس برای این کلمه، از واژه ی “christ” استفاده شده است. به قسمت سوم در نمودار توجه کنید. این واژه از کتاب مزامیر گرفته شده است و بعد از زبان عبری به زبان یونانی ترجمه شده و سپس از زبان یونانی به زبان انگلیسی ترجمه ی حرف به حرف شده است. کتاب مزامیر اورجینال که به زبان عبری است، به زبان های معاصر متعددی ترجمه شده است و مترجمان کلمه ی عبری “مسیح” و یا “مِشیاه” را به صورت های مختلف ترجمه می کنند. بعضی از آنها از روش حرف به حرف نویسی استفاده می کنند و بعضی ها هم از ترجمه ی معنایی آن بهره می گیرند و آن را به صورت ” شخصی که مسح شده” ترجمه می کنند. در هر دو حالت  کلمه ی “کریستوس” و یا “خریستوس” در ترجمه  تغییر می کند. نتیجه میگیریم که در کتاب مقدس:

“کریستوس”، “خریستوس” و “ایسوس” = “مسیح” و “مِشیاه” = “کسی که مسح شده”

این یک عنوان خاص است.

حال بیایید ببینیم که در قرآن کلمه ی “مسیح” از کجا آمده است؟

همانطور که دیدیم، این کلمات “کریستوس”، “خریستوس” و “ایسوس” = “مسیح” و “مِشیاه” = “کسی که مسح شده” که در کتاب مقدس با آنها خیلی روبرو می شویم، به یک شخص اشاره دارند. آنها در قرآن چگونه نوشته می شوند؟ برای پاسخ به این سوال، من نمودار قبلی را در ابعاد وسیع تر و با جزئیات بیشتر به تصویر می کشم.

نمودار بعدی قرآن را هم شامل می شود. قرآن بعد از ترجمه شدن کتاب مقدس از زبان عبری به زبان یونانی، نوشته شده است. همانطور که می بینید، شماره ی اول را به دو قسمت تقسیم کرده ام. اولین قسمت آن (1 الف) تغییری نکرده است. دومین قسمت (1 ب)، نشان می دهد که چگونه این کلمه وارد زبان عربی شده است. در اینجا می بینید که کلمه ی “مِشیاه” در قرآن با روش ترجمه ی حرف به حرف نویسی ترجمه شده است: “مسیح”. سپس تمام عرب زبانانی که قرآن را می خواندند، این کلمه را با همان روش ترجمه به زبان انگلیسی ترجمه کردند و آن را اینگونه نوشتند: “masih”.

با توجه به اطلاعات بالا می توان نتیجه گرفت که همه ی این اسم ها به یک شخص مربوط است و یکسان و شبیه هم هستند. برای درک بهتر این موضوع، به مثال های زیر توجه کنید:

“عدد چهار=4 = quatre (به زبان فرانسوی) = IV (عدد رومی) = 2-6 = 2+2”.   

آنها در قرن اول منتظر آمدن مسیح بودند

با توجه به این بیایید نگاهی به انجیل بیاندازیم. در داستانی که راجع به به دنیا آمدن عیسی مسیح است، به رفتار های هیرود پادشاه دقت کنید. سه مرد مجوس از شرق به دیدار هیرود پادشاه آمدند تا دربارهٔ خبر زاده شدن پادشاه یهود از او پرسش کنند. دقت کنید که واژه ی “مسیح” در این آیه به عیسی نسبت داده نمی شود.

” وقتی هیرودیس پادشاه این را شنید، بسیار مضطرب شد و تمام مردم اورشلیم نیز در اضطراب فرو رفتند. او جلسه‌ای با شركت سران كاهنان و علمای قوم یهود تشکیل داد و دربارهٔ محل تولّد مسیح موعود از ایشان پرسید.”  

انجیل متی، 4-3: 2

همانطور که دیدید، هم هیرود پادشاه و هم کاهنان و مجوسان با کلمه و اسم ” مسیح” آشنا بودند. قبل از تولد عیسی، همه راجع به مسیح شنیده بودند و همانطور که گفتیم، در اینجا اسمی از عیسی برده نمی شود و واژه ی “مسیح” را به او نسبت نمی دهند. دلیل اینکه همه با واژه ی “مسیح” آشنا بودند این بود که سالیان پیش، داوود پادشاه در کتاب مزامیر خود در مورد این موضوع پیشگویی هایی کرده بود. کتاب مزامیر و سپتوآگینتای یونانی را هم هیرود پادشاه و هم دیگر یهودیان بار ها و بارها خوانده بودند. “مسیح” یک اسم نیست؛ بلکه یک عنوان است. از این رو الان می توانیم عقاید مضحک، مثلا “مسیح” یک افسانه ای است که توسط مسیحیان به وجود آمده و یا اختراع شخصی و خیالی  امپراتور روم کنستانتین که در سال 300 میلادی زندگی کرده است را، کنار بگذاریم. این عقاید و تفکرات نامعقول توسط فیلم هایی مانند “رمز داوینچی” مورد محبوبیت قرار گرفته اند.

واژه ی “مسیح” در کتاب مزامیر

بیایید به کتاب مزامیر که 1000 سال قبل از میلاد مسیح  توسط  داوود نبی نوشته شده است، نظری بیاندازیم.

” پادشاهان زمین قیام می‌کنند و حاکمان علیه خداوند و برگزیده و تقدیس شده ی او توطئه می‌نمایند. آنها می‌گویند: «بیایید زنجیر بندگیِ خداوند را پاره کنیم وخود را از قید و بند او آزاد سازیم». خداوند که در آسمان بر تخت خود نشسته است، به نقشه‌های ایشان می‌خندد. آنگاه از روی خشم آنها را سرزنش می‌نماید و با غضب خود آنها را به وحشت انداخته، می‌فرماید: «من پادشاهِ برگزیدهٔ خود را در صهیون،کوه مقدّس خود، بر تخت نشانده‌ام».”

کتاب مزامیر، 4-2: 2

در ترجمه ی سپتوآگینتا، آیات بالا به صورت زیر ترجمه شده است. من قسمتی که واژه ی  “خریستوس” یا “کریستوس” به روش حرف به حرف نویسی ترجمه شده را، به صورت پررنگ نشان داده ام:

“پادشاهان زمین جمع می شوند، حاکمان علیه خدا و کریستوسِ او با هم متحد می شوند. آنها می گویند: « بیایید زنجیر های اسارت و بندگی خداوند را پاره کنیم و آزاد شویم». صاحب آسمان در حالی که می خندد، آنها را سرزنش می کند. سپس به واسطه ی غضب خود، آنها را به وحشت می اندازد و به آنها می گوید: « من پادشاهِ برگزیدهٔ خود را در صهیون،کوه مقدّس خود، بر تخت نشانده‌ام».”     

  (کتاب مزامیر، 6-2: 2)

دقت کنید، کسی که در قرن اول زندگی می کرد، این آیات را به این صورت می خواند. این ترجمه، با ترجمه ی بعدی شبیه هم است:

“پادشاهان زمین جمع می شوند، حاکمان علیه خدا و مسیح او با هم متحد می شوند. آنها می گویند: « بیایید زنجیر های اسارت و بندگی خداوند را پاره کنیم و آزاد شویم». صاحب آسمان در حالی که می خندد، آنها را سرزنش می کند. سپس به واسطه ی غضب خود، آنها را به وحشت می اندازد و به آنها می گوید: « من پادشاهِ برگزیدهٔ خود را در صهیون،کوه مقدّس خود، بر تخت نشانده‌ام».”     

کتاب مزامیر، 6-2: 2

کتاب مزامیر پیشگویی های زیادی در مورد مسیح کرده است. من در جدول بعدی این را به شما در سه ترجمه ی مختلف نشان می دهم.

 کتاب مزامیر، آیه ی 132، به زبان عبری  کتاب مزامیر، آیه ی 132، به زبان      یونانی (سپتوآگینتا)  کتاب مزامیر، آیه ی 132، به زبان عربی    (ترجمه ی حرف به حرف نویسی)
  10 ای خداوند به خاطر بنده‌ات داوود، روی خود را از   برگزیده‌ات بر مگردان. 11 تو به داوود وعده دادی و از وعدهٔ خود بر نمی‌گردی:«یکی از فرزندان او را پادشاه می‌سازم.و او بعد از تو سلطنت خواهد کرد. 12 اگر فرزندان تو نیز به پیمان و احکام من وفادار بمانند، فرزندان آنها نیز تا به ابد بر تخت سلطنت تو خواهند نشست.» 13 خداوند صهیون را برای سکونت خود برگزید 14 و فرمود: «در اینجا برای همیشه سکونت خواهم کرد زیرا چنین اراده نموده‌ام. 15 تمام احتیاجات صهیون را به فراوانی برآورده خواهم ساخت و بینوایان آن را با غذا سیر خواهم كرد.  16 کاهنانش را لباس رستگاری خواهم پوشانید و مؤمنیش با شادی سرود خواهند خواند. 17در اینجا، داوود را به قدرت خواهم رسانید و چراغی برای برگزیدهٔ خود روشن خواهم کرد. دشمنانش را با لباس خجالت خواهم پوشانید، امّا سلطنت او کامیاب و شکوفا خواهد شد.»     10 ای خداوند به خاطر بنده‌ات داوود،    روی  خود را از کریستوست بر مگردان. 11تو به داوود وعده دادی و از وعده ی خود بر نمی‌گردی: «یکی از فرزندان او را پادشاه می‌سازم و او بعد از تو سلطنت خواهد کرد. 12  اگر فرزندان تو نیز به پیمان و احکام من وفادار بمانند، فرزندان آنها نیز تا به ابد بر تخت سلطنت تو خواهند نشست.» 13 خداوند صهیون را برای سکونت خود برگزید  14 و فرمود: «در اینجا برای همیشه سکونت خواهم کرد زیرا چنین اراده نموده‌ام.  15 تمام احتیاجات صهیون را به فراوانی برآورده خواهم ساخت و بینوایان آن را با غذا سیر خواهم كرد.    16 کاهنانش را لباس رستگاری خواهم پوشانید و مؤمنیش با شادی سرود خواهند خواند. 17در اینجا، داوود را به قدرت خواهم رسانید و چراغی برای کریستوسِ خود روشن خواهم کرد. دشمنانش را با لباس خجالت خواهم پوشانید، امّا سلطنت او کامیاب و شکوفا خواهد شد.»               10 ای خداوند به خاطر بنده‌ات داوود، روی خود را از   مسیحت بر مگردان. 11تو به داوود وعده دادی و از وعده ی خود بر نمی‌گردی: «یکی از فرزندان او را پادشاه می‌سازم و او بعد از تو سلطنت خواهد کرد. 12  اگر فرزندان تو نیز به پیمان و احکام من وفادار بمانند، فرزندان آنها نیز تا به ابد بر تخت سلطنت تو خواهند نشست.»      13 خداوند صهیون را برای    سکونت خود برگزید 14 و فرمود: «در اینجا برای همیشه سکونت خواهم کرد زیرا چنین اراده نموده‌ام.    15 تمام احتیاجات صهیون را به فراوانی برآورده خواهم ساخت و بینوایان آن را با غذا سیر خواهم كرد.    16 کاهنانش را لباس رستگاری خواهم پوشانید و مؤمنیش با شادی سرود خواهند خواند. 17در اینجا، داوود را به قدرت خواهم رسانید و چراغی برای مسیح خود روشن خواهم کرد. دشمنانش را با لباس خجالت خواهم پوشانید، امّا سلطنت او کامیاب و شکوفا خواهد شد.»                  

همانطور که دیدید در کتاب مزامیر آیه ی 132، در مورد آینده حرف می زند. آیات زیادی درعهد عتیق اینطور هستند. این آیات را نباید در هنگام خواندن پیشگویی ها و نبوت ها فراموش کرد. روشن است که  کتاب  مزامیر در مورد آینده حرف می زند و پیشگویی می کند. هیرود پادشاه از تمامی این پیشگویی ها ی کتاب عهد عتیق در مورد ” مسیح”، خبر داشت. او می دانست که مسیح خواهد آمد. او جلسه‌ای با شركت سران كاهنان و علمای قوم یهود تشکیل داد و دربارهٔ محل تولّد مسیح موعود از ایشان پرسید. چون او کتاب عهد عتیق را به اندازه ی علمای قوم یهود نمی دانست. یهودیان نیز منتظر مسیحشان بودند. آنها منتظر به وقوع پیوستن پیشگویی های کتاب عهد عتیق، بخصوص کتاب مزامیر، هستند؛ حتی تا به امروز.

رابطه ی میان پیشگویی های تورات و کتاب مزامیر شبیه رابطه ی بین کلید و قفل هست

پیشگویی های تورات و کتاب مزامیر مانند قفل است. همانطور که می دانید، قفل طوری طراحی شده است که فقط با کلید خودش باز می شود. کتاب عهد عتیق نیز کلید خودش را دارد. میبینیم که، در مقاله های  قربانی بزرگ ابراهیم، قربانی موسی در روز عید پسح و مقاله ای که بعدا خواهید خواند یعنی مقاله ی نشانه ی فرزند دختر باکره ( اگر این مقاله ها را نخوانده اید، لطفا بخوانید)، پیشگویی های ویژه  وعجیبی در مورد این شخص که قرار است در آینده بیاید، شده است. در کتاب مزامیر، آیه ی 132 می نویسد که این شخص از نسل داوود پادشاه خواهد آمد. بنابراین زمانی که این پیشگویی ها و نبوت ها را در کتاب عهد عتیق می خوانیم، “کلید” برایمان معنای خودش را پیدا می کند. این نبوت ها درکتاب مزامیر فقط به آیه ختم نمی شود. در بسیاری از قسمت های کتاب مزامیر، در مورد “مسیح” پیشگویی هایی شده است. در بسیاری از این آیات، درباره ی او و کارهایش با جزئیات زیاد توضیح داده شده است. ما به خواندن و بررسی کتاب مزامیر ادامه خواهیم داد.

پادشاهی آینده

در آخرین سوره ی قرآن، سوره ی الناس نوشته شده است:

“بگو پناه میبرم به پروردگار مردم، پادشاه مردم.” 

سوره ی الناس، آیه ی 1 تا 2

خداوند قادر متعال و پادشاه عالم است. اگر او پادشاه است، پس صاحب ملکوت و پادشاهی نیز است. پادشاهی خداوند به چه چیزی شباهت دارد؟  سوره ی الکوثر جواب این سوال را اینطور می دهد:

“ما تو را [چشمه] كوثر داديم.”  

سوره ی الکوثر، آیه ی 1

اگر پادشاهی به خلقش برکت می دهد، پس در پادشاهی اش نیز وفور نعمت می باشد. این وفور نعمت و برکت چگونه است؟ برای نویسندگان کتاب مزامیر جواب این سوال داده شده است.

اشعیای نبی در مورد به دنیا آمدن فرزندی از دختری باکره را پیشگویی کرد. این پیشگویی بعد از صدها سال، با به دنیا آمدن عیسی مسیح به وقوع پیوست. پیشگویی های دیگری نیز وجود دارند که درباره ی زمان به دنیا آمدن او، مکان تولدش و برکت آمدنش هستند.

داوود، اولین پادشاه و پیامبری بود که در تاریخ اسرائیل، مستقیما از شهر اورشلیم فرمانروایی می کرد. بعد از او و سلیمان، پادشاهانی که به قدرت رسیدند، همه نافرمان و گناهکار بودند. آنها مانند دیکتاتوران دوران معاصر بودند. در همان زمان، میان ملت های مختلف جنگ هایی رخ داد. امروزه هم از این مدل جنگ ها وجود دارند. در آن زمان، مردم و پادشاهان مرتکب گناهان مختلفی می شدند؛ مثلا رشوه گیری، استعمار، زورگویی، بت پرستی و از این قبیل. امروزه هم از این قبیل گناهان در اطرافمان مشاهده می کنیم. همانطور که بدبختی و مرگ، الان هم وجود دارد، آن موقع نیز وجود داشت. اما با همه ی این ها پیامبران، در کتاب مقدس در مورد پادشاهی نوشتند. این پادشاهی پر است از عدالت، رحمت، محبت و صلح. اشعیا ی نبی در این باره می نویسد:

“خداوند در بین اقوام جهان داوری می‌کند.اختلافات قدرتهای بزرگ را در دور و نزدیک جهان حل می‌کند.مردم از شمشیرهای خود گاوآهن و از نیزه‌های خود ارّه می‌سازند. قومی به روی قوم دیگر شمشیر نمی‌کشدو برای جنگ و خونریزی آماده نمی‌شود.”

کتاب اشعیای نبی، 2:4

دیگر جنگی رخ نمی دهد! امروزه می بینیم که هیچ صلح و امنیتی در دنیا وجود ندارد. اما می بینیم که این پیشگویی ها به جز صلح و آرامش میان انسان ها، در مورد صلح در طبیعت نیز می نویسند.

“گرگ و برّه با هم در صلح و آرامش زندگی می‌کنند،پلنگها در کنار بُزغاله‌ها می‌خوابند.گوساله‌ها و شیر بچگان با هم غذا می‌خورند،و بچّه‌های خُرد سال از آنها نگهداری می‌کنند. گاوها و خرسها با هم تغذیه می‌کنند،و بچّه‌های آنها با صلح و آرامش در کنار هم می‌خوابند.شیرها مثل گاوها، کاه خواهند خورد. حتّی اگر طفلی دست خود را در سوراخ مار سمّی فرو کند،آسیبی نخواهد دید. دیگر چیز مضرّی نخواهد بودو شریری در صهیون -‌کوه مقدّس خداوند- وجود نخواهد داشت.همان‌طور که دریاها از آب پُر هستند،این سرزمین نیز از دانش و حکمت خدا پُر خواهد بود.”  

کتاب اشعیا نبی، 9-6: 11

هنوز این حوادث رخ نداده است. همچنین در مورد عمر طولانی و امنیت  نیز پیشگویی هایی شده است:

“بچّه‌ها دیگر در طفولیّت نخواهند مُرد، و مردم همه عمر طبیعی خواهند داشت. آدمهای صدساله جوان محسوب می‌شوند، اگر قبل از آن بمیرند، نشانه‌ای است که من آنها را تنبیه نمودم. ‌خانه‌هایی برای خود می‌سازند و خودشان در آن زندگی خواهند کرد نه دیگران. آنها تاکستانهای خود را می‌کارند و خودشان از شراب آنها لذّت می‌برند، نه دیگران. قوم من مثل درخت، عمر طولانی خواهند داشت و از ثمرهٔ کارهای خود برای مدّتی طولانی لذّت خواهند بُرد. در کارشان موفّق و فرزندانشان با مصیبت روبه‌رو نخواهند شد. من به آنها و به فرزندان آنها همیشه برکت خواهم داد. حتّی قبل از آنکه دعاهای آنها تمام شود من به آنها پاسخ خواهم داد.گرگ و گوسفند با هم خواهند چرید، شیر مثل گاو کاه خواهد خورد، و مار دیگر سمّی نخواهد بود. در صهیون، در کوه مقدّس من، دیگر چیزی شریر و مضرّ وجود نخواهد داشت. گرگ و گوسفند با هم خواهند چرید، شیر مثل گاو کاه خواهد خورد، و مار دیگر سمّی نخواهد بود. در صهیون، در کوه مقدّس من، دیگر چیزی شریر و مضرّ وجود نخواهد داشت.” 

کتاب اشعیای نبی، 25-20: 65

هیچکدام از پیشگویی های آیاتی که در بالا خواندیم ( کتاب اشعیای نبی، 25-20: 65)، اتفاق نیفتاده است؛ آنها فقط گفته و نوشته شده اند. خیلی از انسان ها فکر می کنند که حتما اشتباهی در این نوشته ها رخ داده است؛ اما ما در مقاله ی نشانه ی فرزند دختر باکره، دیدیم که چطور پیشگویی ها اتفاق افتادند. پس نتیجه میگیریم که باید آنها را جدی بگیریم و صبر کنیم.

پادشاهی خداوند

اگر یک ذره فکر کنیم، می فهمیم که چرا بعضی از پیشگویی ها هنوز اتفاق نیفتاده اند. چون آنها مربوط به دوران پادشاهی خداوند هستند. در دوران پادشاهی خداوند، او مستقیما بر زندگی و اعمال انسان ها حکمرانی خواهد کرد. بیایید قسمتی از پیشگویی ها در اینباره را بخوانیم:

“خداوندا، همهٔ مخلوقات تو، تو را ستایش می‌کنندو همهٔ مؤمنین تو، تو را شکر می‌کنند. آنها از جلال و شکوه سلطنت تو حرف می‌زنندو قدرت تو را بیان می‌کنند. پس همهٔ مردم، شکوه و جلال پادشاهی تو و تمام کارهای عجیب تو را خواهند دانست. سلطنت تو جاودان و فرمانروایی تو پایدار و ابدی است.خداوند به وعده‌های خود امین است؛او در تمام کارهایش رحیم می‌باشد. خداوند کسانی را که در سختی و مشکلات هستند، کمک می‌کندو افتادگان را برمی‌خیزاند.”

مزامیر 14-10: 145

داوود این نوشته ها را تقریبا 1000 سال قبل از میلاد مسیح نوشته بود. (برای دیدن تاریخ و زمان زندگی پیامبران کتاب مقدس، اینجا را کلیک کنید.) این پیشگویی ها در مورد زمان برقراری سلطنت خداوند حرف می زند. جلال و شکوه در این پادشاهی وجود خواهد داشت. دوران سلطنت خداوند، مانند دوران سلطنت پادشاهان دیگر نخواهد بود. به عبارتی دیگر موقتی نخواهد بود. صلح و آرامش حقیقی، با آمدن سلطنت و پادشاهی خداوند خواهد آمد.

پیامبر دیگری به نام دانیال، تقریبا 550 سال قبل از میلاد مسیح در بابل می زیست. او در زمان تبعید بنی اسرائیل زندگی می کرد. او در مورد سلطنت خداوند پیشگویی هایی کرده است.

دانیال نبی رویایی که پادشاه بابل دیده بود را، تعبیر کرد. او اینگونه آن را تعبیر کرد:

“این خواب پادشاه بود و حالا تعبیرش را هم برای تو خواهم گفت: ای پادشاه، تو شاه شاهان هستی. خدای آسمان به تو سلطنت و قدرت و قوّت و جلال بخشیده است. خدا تو را بر همهٔ مردمان روی زمین و بر تمام حیوانات و پرندگان مسلّط گردانیده است. تو آن سر طلا هستی. بعد از تو، سلطنت دیگری روی کار خواهد آمد که به بزرگی سلطنت تو نخواهد بود. پس از آن سومین سلطنت که مانند آن برنز است، روی کار خواهد آمد و بر تمام زمین حکمرانی خواهد کرد. پس از آن چهارمین سلطنت است که قدرتی مانند آهن دارد. همان‌طور ‌که آهن همه‌چیز را نرم و خرد می‌کند، آن هم همه‌چیز را نرم و خرد خواهد کرد. تو همچنین در خواب دیدی که پاها و انگشتان، قسمتی از گل و قسمتی از آهن بود. این نشانه آن است که آن امپراتوری تقسیم خواهد شد. همان طوری که آهن و گل با هم مخلوط شده بودند، آن امپراتور هم مقداری از قدرت آهن را خواهد داشت. امّا انگشتان که قسمتی از آهن و مقداری از گل ساخته شده بود، به این معنی است که بخشی از آن امپراتوری قوی و بخشی از آن ضعیف خواهد بود.  تو مشاهده کردی که آهن و گل با هم مخلوط شده بودند. معنی آن این است که پادشاهان آن دوره کوشش خواهند کرد به وسیلهٔ ازدواج با اقوام دیگر، خویشاوند و متّحد شوند. ولی همان‌طور که گل و آهن نمی‌توانند با هم آمیخته شوند، آنها هم در هدف خود موفّق نخواهند شد. در زمان آن پادشاهان، خدای آسمان سلطنتی برپا خواهد کرد که هیچ‌گاه از بین نخواهد رفت. آن سلطنت هرگز مغلوب هیچ ملّتی نخواهد شد، ولی تمام این امپراتوری‌ها را بکلّی از بین برده و خود تا به ابد باقی خواهد ماند. تو دیدی که یک تخته سنگ بدون اینکه کسی به آن دست بزند از کوه جدا شد و مجسمه‌ای را که از آهن، برنز، گل، نقره و طلا ساخته شده بود خرد کرد. ای پادشاه، خدای بزرگ از آنچه در آینده اتّفاق خواهد افتاد تو را آگاه ساخته است و من خواب و تعبیر آن را کاملاً برای تو شرح دادم.”

کتاب دانیال نبی، 45-36: 2

این سلطنت با مقدمه ای کوچک آغاز می شود (تو دیدی که یک تخته سنگ بدون اینکه کسی به آن دست بزند از کوه جدا شد). اما رفته رفته بزرگ شده  و به سلطنت ابدی تبدیل می شود. این پیشگویی ها شبیه پیشگویی های داوود است. حال سوال این است: چرا خدا سلطنت خود را انقدر یواش برقرار می سازد؟ چرا زمان زیادی برای این کار لازم است؟ چرا هنوز سلطنت خداوند به قدرت نرسیده است؟ زمانی که به جواب این سوال ها فکر می کنید، در نظر داشته باشید که تمامی سلطنت و حکومت ها شامل قسمت های زیر هستند:

  • ●        پادشاه و یا حاکم
  • ●        ملت
  • ●        قانون
  • ●        سرزمین و خاک

برای مثال من در کانادا زندگی می کنم و اینجا را به سلطنت و حکومت پادشاهی تشبیه می کنم. کانادا یک حاکم دارد.  جاستین ترودو نخست وزیر منتخب ما است. کانادا صاحب ملت و شهروند است؛ من یکی از آنها هستم. کانادا دارای قوانین مختلفی، از جمله قوانین شهروندی است. قوانین شهروندی وظایف، مسئولیت ها و حقوق شهروندان را نشان می دهد. کانادا دارای سرزمین و خاک است یعنی بر روی کره ی زمین، جای مشخصی دارد. این سرزمین دارای اندازه، اقلیم، منابع طبیعی و غیره است. پس نتیجه میگیریم، تمامی حکومت ها و کشور ها، در گذشته و امروز، دارای 4 قسمت بالا هستند.

من و شما به پادشاهی و ملکوت خدا دعوت شده ایم

این موضوع به سلطنت خداوند هم ربط دارد. همانطور که در بالا خواندیم، سلطنت خداوند پرشکوه، دائمی، پر از صلح، عدالت خواهد بود. دو مورد از چهار موردی که در بالا ذکر کردیم، موجودیت سلطنت خداوند را تایید می کند: حاکمیت او و ملت او. در مورد حاکمیت او ما در مقاله ی بعدی صحبت خواهیم کرد. فعلا از خودتان بپرسید: آیا می خواهید جزئی از شهروندان این سلطنت باشید؟ به عبارتی دیگر جزئی از خلق او؟ اشعیا همه ی انسان ها را به سلطنت خدا دعوت می کند تا همه ی انسان ها جزئی از خلق خدا باشند.

“خداوند می‌گوید:«ای تمام تشنگان بیایید،آب اینجاست! ای تمام کسانی‌که پول ندارید بیایید، غلّه بخرید و بخورید! بیایید، شیر و شراب را به رایگان بخرید! چرا پول خود را صرف چیزی می‌کنید که شما را سیر نمی‌کند؟ و چرا تمام مزدی را که به‌خاطر کارتان می‌گیرید صرف می‌کنید، و باز هم گرسنه هستید؟به من گوش دهید و هرچه می‌گویم انجام دهید، آنگاه از بهترین غذاها لذّت خواهید برد. ای قوم من، اکنون به من گوش دهید و نزد من بیایید، بیایید نزد من تا حیات یابید!من با شما پیمانی ابدی می‌بندم و برکاتی را که به داوود قول داده بودم، به شما خواهم داد. اکنون که خداوند نزدیک است، به نزد او بازگردید و به درگاه او دعا کنید.”  

کتاب اشعیا ی نبی، 6، 3-1: 55

خداوند همه ی تشنگان این ملکوت را به پادشاهی خود دعوت می کند. محبت و عشقی که به داوود پادشاه داده شد، به این خلق خدا هم داده خواهد شد. اگر شما دعوت شده اید، این بدان معنا است که هنوز در میان خلق خدا نیستید. در اصل، خداوند ما را دعوت می کند؛ یعنی او می خواهد ما جزئی از خلق او باشیم و در صلح زندگی کنیم. در حال حاضر، ممکن است سوالات زیادی در مورد این دعوت و این سلطنت الهی داشته باشید، مثلا: چطور، کی و غیره. ما تمامی این سوال ها را در مقاله های راجع به کتاب مقدس ارزیابی خواهیم کرد. اما شما باید به یک سوال الان جواب بدهید: ” آیا من می خواهم در جزئی از خلق خدا باشم؟ “